English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 212 (13 milliseconds)
English Persian
constant speed سرعت ثابت
Search result with all words
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
constant speed motor موتور با سرعت ثابت
constant speed regulation تنظیم با سرعت ثابت
rate constant ثابت سرعت
rate joystick سکان هدایتی با سرعت ثابت حرکت مکان نما
reaction rate of constant ثابت سرعت واکنش
specific rate constant ثابت ویژه سرعت
variable displacement pump پمپ سیالی که برونده ان درطیف وسیعی با ثابت ماندن سرعت چرخش تغییر میکند
variable ratio گیربکسهایی که در ان به منظور ثابت نگاه داشتن سرعت برونگذاشت نسبت تبدیل صرف نظر از سرعت درون گذاشت تغییر میکند
velocity constant ثابت سرعت
velocity factor ثابت سرعت
Other Matches
static employment کاربرد توپخانه پدافند هوایی در سکوی ثابت یا در پدافندهوایی ثابت
static test ازمایش در وضعیت ثابت یا به حالت ثابت
fixed capital سپرده ثابت اموال ثابت یکان
speed ring طوقه تطبیق سرعت توپ پدافند هوایی طبله سرعت نما
combined speed indicator عقربه نشان دهنده سرعت علمی و عملی سرعت نمای مرکب
inflow ratio نسبت سرعت واقعی رتورکرافت به سرعت محیطی نوک تیغه ها
burning rate سرعت سوزش مهمات یا خرج سرعت مصرف سوخت
indicated airspeed سرعت تعیین شده بوسیله سرعت نمای هواپیما
drag وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
drags وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
dragged وضع سرعت حرکت طعمه مصنوعی بیش از سرعت جریان اب بوی روباه روی زمین
rate of flame propagation سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
true air speed سرعت حقیقی هواپیما یا سرعت تنظیم شده ان
machine number عدد نسبت سرعت هواپیما به سرعت صوت
tachometer اندازه گیر سرعت چرخش سرعت سنج
rate of pouring سرعت سیلان سرعت جاری شدن
muzzle velocity سرعت دهانهای سرعت اولیه گلوله
standing order دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
standing orders دستورالعملهای ثابت دستورات ثابت
inputted فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
input فضای ذخیره سازی موقت داده دریافتی با سرعت کند وسیله ورودی /خروجی . پس با سرعت بیشتر به حافظه اصلی ارسال میشود
support CI مخصوص که با cpu کار میکند و یک تابع جمع یا عملیات استاندارد را به سرعت انجام میدهد و سرعت پردازش را افزایش میدهد
chocked nozzle خروجی موتور جت که سرعت جریان گازهای خروجی دران به سرعت صوت رسیده است
subsonic با سرعت کمتر از سرعت صوت
accelerating سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerates سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerate سرعت دادن سرعت گرفتن
accelerated سرعت دادن سرعت گرفتن
mach hold بستن سرعت ماخ به هواپیما بستن سرعت لازم به هواپیمابه طور خودکار
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
sampled مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
sample مداری که سیگنال ورودی آنالوگ را برای مدت طولانی برای مبدل آنالوگ به دیجیتال ثابت نگه می دارد تا خروجی ثابت تولید شود
zero wait state که آن قدر سریع است که با سرعت قط عات دیگر در کامپیوتر کار میکند و نیاز نیست به صورت مصنوعی سرعت آن کم شود یا وضعیت انتظار درج شود
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
air plot wind velocity سرعت باد در مسیر هواپیما سرعت باد محاسبه شده
cut off velocity سرعت موشک در لحظه جداشدن موتور سرعت صعودنهایی موشک
standing ثابت دستورالعمل ثابت
fasted وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fastest وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fasts وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
fast وسیله جانبی که با کامپیوتر ارتباط دار د باسرعت زیاد و فقط با سرعت مداریهای الکترونیکی محدود میشود مثلاگ یک وسیله کند مثل کارت خوان که حرت مکانیکی سرعت را مشخص میکند
airspeeds سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
declared speed سرعت اعلام شده به ناوگان سرعت استاندارد ناوگان
airspeed سرعت هواپیما در لحظه پرش با چتر سرعت پرش
steadied مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadies مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadying مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steadiest مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
steady مسیر ثابت فرمان مسیر را ثابت نگهدارید
supersonic هواپیمای مافوق سرعت صوت با سرعت مافوق سرعت صوت
command speed سرعت تعیین شده هواپیما سرعت پیش بینی شده برای هواپیما
ground speed سرعت دویدن هواپیما در روی باند سرعت دویدن روی باند سرعت گرفتن هواپیما روی زمین
aircraft block speed سرعت خالص هواپیما سرعت هواپیما از نظرتئوریکی
sustained rate سرعت حرکت مداوم سرعت تکرار مداوم
dragstrip مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
dragway مسیر مسابقه موتورسیکلت رانی سرعت مسیر مسابقه قایقرانی سرعت
fix ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fixes ثابت کردن تصحیح کردن تثبیت کردن ثابت
fast آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fastest آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
calibrated air speed سرعت هوایی تنظیم شده سرعت تنظیم شده هواپیما
fasts آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
fasted آنچه به سرعت حرکت میکند. آنچه به سرعت کار میکند.
isotach خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
high speed با سرعت زیاد راندن با سرعت زیاد
equable ثابت
undeviating <adj.> ثابت
true ثابت
stationary ثابت
unshaken ثابت
indelible ثابت
hard and fast ثابت
truest ثابت
truer ثابت
unswerving <adj.> ثابت
firm ثابت
firmer ثابت
firmest ثابت
invariable ثابت
permanent ثابت
steadier ثابت تر
changeless ثابت
thetic ثابت
thetical ثابت
leger or ledger ثابت
solids ثابت
solid ثابت
inalterable ثابت
incommutable ثابت
standstill ثابت
settled ثابت
fixes ثابت
firms ثابت
immovable ثابت
fix ثابت
established ثابت
loyal ثابت
fixed ثابت
static ثابت
specifics ثابت
specific ثابت
rugged ثابت
pegged ثابت
steadied ثابت
steadying ثابت
disputeless ثابت
stable ثابت
stables ثابت
pat ثابت
pats ثابت
patted ثابت
sustain ثابت
sustained ثابت
sustains ثابت
fixing ثابت
fixed bridge پل ثابت
fiducial ثابت
resolute ثابت
patting ثابت
steady ثابت
steadies ثابت
constants ثابت
constant ثابت
steadiest ثابت
premanent way خط ثابت خط دائمی
propagation constant ثابت انتشار
rydberg constant ثابت ریدبرگ
prover ثابت کردن
quantum of action ثابت پلانک
madelung constant ثابت مادلونگ
resolvedly با عزم ثابت
staid ارام ثابت
punctual ثابت در یک نقطه
demonstrate ثابت کردن
veteran ثابت استوار
magnetic constant ثابت مغناطیسی
steadfastly ثابت قدم
permanently بطور ثابت
standpoint نقطه ثابت
veterans ثابت استوار
fixative ثابت کننده
bedding ثابت سازی
fixatives ثابت کننده
invariably بطور ثابت
rhumb line راه ثابت
steadfast ثابت قدم
standpoints نقطه ثابت
proportionality constant ثابت تناسب
regular salary حقوق ثابت
total fixed cost کل هزینه ثابت
parameter ضریب ثابت
parameter مقدار ثابت
staunches ثابت قدم
lastering friendship دوستی پا بر جا یا ثابت
unflinching ثابت قدم
staunchest ثابت قدم
universal gas constant ثابت گازها
unset ثابت نشده
staunching ثابت قدم
k ثابت دی الکتریک
an inflexible resolution عزم ثابت
lastingly بطور ثابت
staunch ثابت قدم
lattice constant ثابت شبکه
time constant ثابت زمانی
to bring home ثابت کردن
abhide ثابت بودن
to let the saw dust out of را ثابت کردن
to make out ثابت کردن
real constant ثابت حقیقی
parameters ضریب ثابت
standing ارتش ثابت
to stand fast ثابت بودن
parameters مقدار ثابت
staunched ثابت قدم
constants ثابت دایمی
stabilising ثابت کردن
stabilized ثابت کردن
sta ثابت قدم
stability constant ثابت پایداری
stabilizes ثابت کردن
flat footed ثابت قطعی
resolutely با عزم ثابت
standing derrick دریک ثابت
standing light چراغ ثابت
flat-footed ثابت قطعی
newton constant ثابت نیوتون
standing part قسمت ثابت
standing patrol گشتی ثابت
standing rigging بکسلهای ثابت
standing rigging طنابهای ثابت
resolute ثابت قدم
fix ثابت شدن
permittivity ثابت دی الکتریک
stabilises ثابت کردن
permanent way مسیر ثابت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com