Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (9 milliseconds)
English
Persian
tea set
سرویس چای خوری
tea sets
سرویس چای خوری
tea service
سرویس چای خوری
tea services
سرویس چای خوری
Other Matches
gullibility
گول خوری فریب خوری
broadband ISDN
سرویس ارسال داده سریع که به داده و صوت اجازه ارسال در یک شبکه گسترده میدهد در حال حاضر سیستمهای Asynchronous Transfer Mode Multimegabit Data Services دو نوع از این سرویس هستند
letting
سرویس خطا سرویس بد
lets
سرویس خطا سرویس بد
let
سرویس خطا سرویس بد
lob serve
سرویس قوسدار بلند سرویس هوایی قوسدار
fault
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faulted
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
faults
خطای پا در سرویس خطای سرویس اسکواش خطای پرش اسبدوانی
geophagism
گل خوری
voraciousness
پر خوری
gastronomy
پر خوری
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
malleation
چکش خوری
soakage
خیس خوری
slopped
اشغال خوری
slopping
اشغال خوری
fidgeting
لول خوری
porringer
کاسه اش خوری
fidgeted
لول خوری
lap n
بازبان خوری
fidgets
لول خوری
swirls
چرخ خوری
swirling
چرخ خوری
milk jug
شیر خوری
guts
احشاء پر خوری
gutting
احشاء پر خوری
swirled
چرخ خوری
swirl
چرخ خوری
fidget
لول خوری
gut
احشاء پر خوری
gorge
پر خوری کردن
gorged
پر خوری کردن
gorges
پر خوری کردن
gorging
پر خوری کردن
geophagy
خاک خوری
geophagism
خاک خوری
fruitarianism
میوه خوری
flunkeyism
جیفه خوری
eleemosynary
صدقه خوری
drinking was his ruin
نوشابه خوری
ichthyophagy
ماهی خوری
weldabikity
جوش خوری
weldability
جوش خوری
slop
اشغال خوری
sauce boat
فرف چاشنی خوری
tea spoon
قاشق چای خوری
broadside messing
ناهار خوری گروهی
teaspoon
قاشق چای خوری
teaspoons
قاشق چای خوری
sauce-boat
فزف سوس خوری
cafeteria messing
ناهار خوری همگانی
demitasse
فنجان قهوه خوری
sauce boat
فزف سوس خوری
nephalism
پرهیز از نوشابه خوری
sauce-boat
فرف چاشنی خوری
tureens
قدح سوپ خوری
sauce-boats
فزف سوس خوری
tureens
فرف سوپ خوری
dining rooms
اطاق ناهار خوری
sauce-boats
فرف چاشنی خوری
tureen
فرف سوپ خوری
sinecures
مفت خوری وولگردی
sinecure
مفت خوری وولگردی
dining room
اطاق ناهار خوری
malty
خو گرفته به ابجو خوری
airing
هوا خوری بادبان
tureen
قدح سوپ خوری
lucubration
دود چراغ خوری
omophagia
گوشت خام خوری
refectory
سالن ناهار خوری
geophagy
گل خوری زمین خواری
tepoy
میز چای خوری
teapoy
میز چای خوری
tea cup
فنجان چای خوری
table spoon
قاشق سوپ خوری
refectories
سالن ناهار خوری
weatherability
قابلیت هوا خوری
salle a manger
اطاق ناهار خوری
serviceability
بکار خوری بدردخوری
glad-rags
لباس پلو خوری
wineglasful
گیلاس شراب خوری
gormand
خوش سلیقگی در خوراک پر خوری
to be the anvil or the hammer
یا تو سر می زنی یا تو سر می خوری
[در زندگی]
.
[از گوته]
soaks
عمل خیساندن خیس خوری
soak
عمل خیساندن خیس خوری
teaspoonful
بقدر یک قاشق چای خوری
teaspoonfuls
بقدر یک قاشق چای خوری
teaspoonsful
بقدر یک قاشق چای خوری
tablespoonsful
بقدر یک قاشق سوپ خوری
tablespoonfuls
بقدر یک قاشق سوپ خوری
dinette
اطاق کوچک ناهار خوری
it a day
روزی یک فنجان چای خوری
teabowl
فنجان چای خوری بی دسته
sycophancy
مفت خوری کاسه لیسی
tablespoonful
بقدر یک قاشق سوپ خوری
stein
لیوان دسته دار ابجو خوری
scollop
فرف صدف خوری یاصدف پزی
mess hall
سالن غذا خوری سرباز خانه
crapulent
وابسته به هرزه خوری و زیاده روی
mazer
جام مشروب خوری چوبی بزرگ
tap room
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
high chair
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
high chairs
صندلی پایه بلند غذا خوری بچه
he swore off drinking
سوگند خوردکه از نوشابه خوری دست بکشد
soakage
مقدار مایع جذب شده بوسیله خیس خوری
medical response dog
سگ سرویس
centermark
خط سرویس
after sales service
سرویس
serviced
سرویس
assistance dog
سگ سرویس
service dog
سگ سرویس
service
سرویس
in-
خط سرویس
service line
خط سرویس
in
خط سرویس
kick serve
سرویس پیچشی
lubritorium
چاله سرویس
service stairs
پلکان سرویس
service over
خطای سرویس
service echelon
ردههای سرویس
service area
منطقه سرویس
hand out
خطای سرویس
information service
سرویس اطلاعاتی
truckline
سرویس باربری
cooking set
سرویس پخت و پز
half court
زمین سرویس
windmill service
سرویس چکشی
underhand service
سرویس ساده
telephone service
سرویس تلفن
side out
خطای سرویس
short service line
خط سرویس کوتاه
sevice kick
ضربه سرویس
backcourt
پشت خط سرویس
cannon balls
سرویس چکشی
aditional service
سرویس اضافی
serviced
بنگاه سرویس
letting
سرویس خطا
serviced
سرویس کردن
lets
سرویس خطا
let
سرویس خطا
cannon ball
سرویس چکشی
service
سرویس کردن
air line
سرویس هوایی
ace
امتیاز سرویس
aces
امتیاز سرویس
american twist
سرویس چرخشی
after sales service
سرویس خدماتی
service
بنگاه سرویس
out of hand serve
سرویس پایین دست
odd court
زمین سرویس سمت چپ
outed
نوبت سرویس اسکواش
infrastructure
ساختار یا سرویس ابتدایی
service court
محل فرود سرویس
interrupt serrice routine
روال سرویس وقفه
left court
زمین سرویس سمت چپ
service ace
امتیاز سرویس تنیس
back boundary line
محوطه پشت خط سرویس
on line information service
سرویس اطلاعاتی مستقیم
railroad service
سرویس راه اهن
hook service
سرویس برگردان والیبال
wide area telephone service
سرویس تلفنی گسترده
in side
سمت سرویس زمین
intelligent building
[ساختمانی با سرویس هوشمند]
outed
دریافت کننده سرویس
out-
دریافت کننده سرویس
out
نوبت سرویس اسکواش
change of service
تعویض سرویس والیبال
out
دریافت کننده سرویس
customer service technician
تکنسین سرویس مشتری
cumpuserve
سرویس اطلاعاتی کامپیوتر
communications server
سرویس دهنده مخابراتی
hand in
سمت زمین سرویس
dow jones/retrieval service
سرویس خبری دو جونز
servicing
سرویس کردن خودروها
service charge
سرویس مهمانخانه وغیره
duplicate service
سرویس خدماتی دوبله
side out
خراب کردن سرویس
field service
پشتیبانی سرویس رزمی
out-
نوبت سرویس اسکواش
bibliographic retrieval service
سرویس بازیابی کتابشناسی
to idulge oneself in drinking
بنوشابه خوری افتادن خودرا بباده نوشی سپردن تسلیم خوی میگساری شدن
half court
قسمت سرویس زمین تنیس
service court
محل فرود سرویس اسکواش
right court
زمین سرویس سمت راست
Service Included
سرویس حساب شده است.
replenish
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
hand out
حریف دریافت کننده سرویس
hand out
خراب کردن سرویس اسکواش
army service area
منطقه سرویس نیروی زمینی
in side
سمت سرویس زمین اسکواش
replenishing
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
supply
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
supplied
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
no-man's land
منطقه بین خط سرویس و خط پایانی
supplying
تامین کالاها یا محصولات یا سرویس ها
replenished
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
ad court
زمین سرویس سمت چپ تنیس
hand in
سمت زمین سرویس اسکواش
replenishes
سرویس وسوختگیری هواپیماها تجدیدسوخت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com