Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 223 (35 milliseconds)
English
Persian
quenching
سریع خنک کردن
Search result with all words
click
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks
دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
shoot
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
prompt
سریع کردن
prompted
سریع کردن
prompts
سریع کردن
post
ارسال سریع پست کردن
post-
ارسال سریع پست کردن
posted
ارسال سریع پست کردن
posts
ارسال سریع پست کردن
communication
بافری در گیرنده که به یک وسیله جانبی کند اجازه قبول داده از یک وسیله جانبی سریع میدهد بدون کم کردن سرعت
tree
روش سریع انتخاب که اطلاع اولین مرتب کردن در مرحله دوم استفاده میشود تا سرعت انتخاب بالا رود
cannonball
سریع السیر حرکت کردن
quicksort
روش مرتب کردن سریع فایل
quicksort
مرتب کردن سریع
roll on roll off
سوار کردن و حرکت دادن سریع بار و کالا بین انبارها
scratchpad
حافظه پنهان برای بافر کردن داده ارسالی بین پردازنده سریع و وسیله ورودی / خروجی کند.
Making fast progress.
سریع ترقی کردن
To quicken ones pace .
قدمهای خود را سریع تر کردن ( تندتر راه رفتن )
stop dead/cold
<idiom>
سریع توقف کردن
Other Matches
rollover
استفاده از بافر بین صفحه کلیدوکامپیوتر برای تامین ذخیره سریع کلیدبرای ماشین نویسهای سریع که چندین کلید را خیلی سریع انتخاب می کنند
marine express
کالای سریع الحرکت از راه دری_ا سیستم حمل و نقل سریع دریایی
dma
اتصال سریع و مستقیم بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی کامپیوتر که مانع دستیابی به توابع خواندن داده میشود
dma
CI واسط که ارسال داده سریع بین رسانه جانبی سریع و حافظه اصلی فراهم میکند معمولاگ کنترولی از طریق CPU متوقف میشود
snap pass
پاس سریع با پیچش سریع مچ
speedy
سریع السیر سریع
speediness
سریع السیر سریع
swiftest
سریع
rapid
سریع
spanking
سریع
spankings
سریع
accelerators
سریع
snell
سریع
swifter
سریع
swifts
سریع
gleg
سریع
swift
سریع
rather
سریع تر
prompts
سریع
sweepy
سریع
galloping
سریع
prompted
سریع
sudden
سریع
accelerator
سریع
wing footed
سریع
prompt
سریع
high speed
دنده سریع
windstorm
باد سریع
accelofilter
صافی سریع
high speed traffic
امد شد سریع
braids
حرکت سریع
slapped
ضربت سریع
slapping
ضربت سریع
winder
دویدن سریع
high speed
سریع السیر
express
سریع السیر
high speed traffic
ترافیک سریع
fastest
سریع السیر
wind sprint
تمرین دو سریع
fasts
سریع السیر
fleets
عبور سریع
scampered
پرواز سریع
fleet
عبور سریع
scampering
پرواز سریع
high velocity drop
بارریزی سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
scamper
پرواز سریع
slap
ضربت سریع
slaps
ضربت سریع
operation immediate
اقدام سریع
expressed
سریع صریح
expressed
سریع السیر
bullets
توپ سریع
bullet
توپ سریع
prompts
سریع عاجل
prompted
سریع عاجل
braided
حرکت سریع
braid
حرکت سریع
express
سریع صریح
riposting
ضربت سریع
ripostes
ضربت سریع
expressing
سریع صریح
expressing
سریع السیر
posthaste
سریع السیر
polypnea
تنفس سریع
raids
تک نفوذی سریع
fast access
با دستیابی سریع
rapid access
با دستیابی سریع
expresses
سریع السیر
raiding
تک نفوذی سریع
raided
تک نفوذی سریع
expresses
سریع صریح
raid
تک نفوذی سریع
fast moving depression
کمفشاری سریع
fast neutron
نوترون سریع
riposte
ضربت سریع
riposted
ضربت سریع
prompt
سریع عاجل
glimpsing
نگاه سریع
sneak raid
دستبرد سریع
dispatches
انجام سریع
courier
پیک سریع
couriers
پیک سریع
progressive chess
شطرنج سریع
quick
جلد سریع
quick
تند و سریع
quicker
جلد سریع
quicker
تند و سریع
quickstep
گام سریع
rathe
زود رس سریع
rath
زود رس سریع
glimpses
نگاه سریع
glimpsed
نگاه سریع
glimpse
نگاه سریع
slash
ضربه سریع
speed
سریع کارکردن
speeding
سریع کارکردن
speeds
سریع کارکردن
slashed
ضربه سریع
slashes
ضربه سریع
quickest
جلد سریع
quickest
تند و سریع
precipitate
خیلی سریع
pirouettes
چرخ سریع
converts
پاسکاری سریع
pirouette
چرخ سریع
despatched
انجام سریع
continuate
سریع الاتصال
despatching
انجام سریع
despatches
انجام سریع
dispatch
انجام سریع
precipitated
خیلی سریع
converting
پاسکاری سریع
snapback
بهبودی سریع
skitter
حرکت سریع
dispatched
انجام سریع
repost
ضربت سریع
precipitating
خیلی سریع
convert
پاسکاری سریع
converted
پاسکاری سریع
precipitates
خیلی سریع
lightning chess
شطرنج سریع
high speed printer
چاپگر سریع
hypernoea
تنفس سریع
rapid scanning
تقطیع سریع
hotshot
بارکشی سریع
quick recovery
رونق سریع
quick fire
تیر سریع
rough and ready
سریع العمل
rapid flow
جریان سریع
rapid fire
تیر سریع
quick recovery
بهبود سریع
fasted
سریع السیر
highflyer
دلیجان سریع
fast
سریع السیر
rapid transit
شطرنج سریع
fleetingly
سریع الزوال
fleeting
سریع الزوال
scampers
پرواز سریع
accelerated depreciation
استهلاک سریع
highflier
دلیجان سریع
rubdown
مالش سریع بدن
umbilical cord
سیم سریع الاتصال
flashed
معدن موازی سریع A/D.
whisked
حرکت سریع و جزیی
whisks
حرکت سریع و جزیی
swoop
حرکت سریع نزولی
jerked
تکان سریع دادن
whisking
حرکت سریع و جزیی
flashes
معدن موازی سریع A/D.
fruit clipper
کشتی سریع میوه بر
whisk
حرکت سریع و جزیی
flash
معدن موازی سریع A/D.
jabs
ضربه سریع مستقیم
jabbing
ضربه سریع مستقیم
ageing
سخت کنندگی سریع
numbers
انجام محاسبات سریع
pattering
بطور سریع وردخواندن
number
انجام محاسبات سریع
patters
بطور سریع وردخواندن
scrappier
بازی تهاجمی سریع
scrappiest
بازی تهاجمی سریع
scrappy
بازی تهاجمی سریع
fungoid
دارای رشد سریع
scatback
توپدار سریع و فراری
jab
ضربه سریع مستقیم
quick access memory
حافظه دستیابی سریع
jabbed
ضربه سریع مستقیم
pattered
بطور سریع وردخواندن
quick break fuse
فیوز قطع سریع
promptitude
سریع العملی زرنگی
fast break
حمله سریع به دروازه
cut
تغییر سمت سریع
swooped
حرکت سریع نزولی
surge
جریان سریع وغیرعادی
flips
پاس سریع و کوتاه
flipped
پاس سریع و کوتاه
speedway
جاده سریع السیر
flip
پاس سریع و کوتاه
jerks
تکان سریع دادن
jerking
تکان سریع دادن
cuts
تغییر سمت سریع
surges
جریان سریع وغیرعادی
streamliner
قطار سریع وشیک
jerk
تکان سریع دادن
sally
جواب سریع و زیرکانه
sally
حرکت سریع شلیک
quick break switch
کلید قطع سریع
swooping
حرکت سریع نزولی
swoops
حرکت سریع نزولی
umbilical cords
سیم سریع الاتصال
agile
زیرک سریع الانتقال
surged
جریان سریع وغیرعادی
dispatch order
سفارش حمل سریع
perishable
کالای سریع الفساد
skiff
قایق سریع السیر
rapid
سریع العمل چابک
fast shuttle
نقل و انتقال سریع
rapid eye movements
حرکات سریع چشم
sallies
حرکت سریع شلیک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com