English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (27 milliseconds)
English Persian
scalded cream سر شیری که بوسیله گرم کردن شیر بگیرند
Other Matches
evaporated milk شیری که بوسیله تبخیرغلیط شده است
camera-shy کسی که دوست ندارد از او عکس یا فیلم بگیرند
osmose نفوذ کردن در بوسیله تراوش تجزیه کردن بوسیله نفوذ تجزیه کردن
back plane یک برد مدار چاپی PCB که شامل حفره هایی است که سایر بردها می توانند بازاویههای صحیح در ان جای بگیرند
lyophilization خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
to scrape down تراشیدن وکوچک کردن بوسیله کشیدن پابرزمین سخن کسیراپایمال کردن
ratten بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
quick count کوتاه کردن علامتهای قراردادی بوسیله مهاجم میانی در خط تجمع بمنظورغافلگیر کردن تیم مدافع
alignment میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
murage مالیاتی که بابت دیوار کشی شهری یا تعمیر دیوار ان بگیرند
alignments میخی که در سوراخی قرار می دهند تا دو وسیله متوازن قرار بگیرند
like a duck takes the water [Idiom] کاری را تند یاد بگیرند انجام بدهند و از انجام دادن آن لذت ببرند
lacteal شیری
lactescent شیری
leonine شیری
lactiform شیری
milky شیری
actic شیری
agalactia کم شیری
actescent شیری
lacteous شیری
lactea شیری
acteous شیری
lactary شیری
wipe خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiping خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wiped خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
wipes خشک کردن بوسیله مالش پاک کردن
baptizing بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptized بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptised بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptizes بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptising بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptises بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
baptize بوسیله تعمیدنامگذاری کردن
opalescence شیری رنگی
milk teeth دندان شیری
milky color شیری رنگ
milk tooth دندان شیری
opal globe حباب شیری
opalline شیری رنگ
opalescent شیری رنگ
Milky Way راه شیری
yellowish-white رنگ شیری
milk white شیری رنگ
temporary teeth دندانهای شیری
milkiness حالت شیری
mammary glands غدههای شیری
jacob's ladder جاده شیری
deciduous teeth دندانهای شیری
galaxies جاده شیری
galaxies راه شیری
galaxy جاده شیری
galaxy راه شیری
How did you make out? Did you succeed or fail? شیری یا روباه ؟
milkiness خاصیت شیری
milky electrolyte الکترولیت شیری
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
shields بوسیله سپر حفظ کردن
hyphenate بوسیله خط دارای فاصله کردن
step down کم کردن ولتاژجریان بوسیله ترانسفورماتور
chafes بوسیله اصطکاک گرم کردن
shield بوسیله سپر حفظ کردن
chafe بوسیله اصطکاک گرم کردن
latches بوسیله کلون محکم کردن
wet down بوسیله اب پاشی خیس کردن
latch بوسیله کلون محکم کردن
chafing بوسیله اصطکاک گرم کردن
semaphore بوسیله پرچم مخابره کردن
electrotype بوسیله برق چاپ کردن
udders غده پستانی یا شیری
udder غده پستانی یا شیری
d. products لبنیات فراوردههای شیری
galactites پشم شیری رنگ
milky way galaxy کهکشان راه شیری
milky شیری رنگ شیردار
white meat فرآوردهی شیری پنیر
ended حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ends حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
end حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
postcard بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
postcards بوسیله کارت پستال مکاتبه کردن
whet عمل تیز کردن بوسیله مالش
to shield بوسیله سپر [پوشش] حفظ کردن
police بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
faradize بوسیله القای برق معالجه کردن
policed بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
polices بوسیله پلیس اداره وکنترل کردن
vector شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
to file a petition بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
gravitate بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
vectors شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
latensify بوسیله مواد شیمیایی تقویت کردن
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
gravitated بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
gravitates بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostats :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
to proclaim meetings بوسیله اگهی اجتماعات راقدغن کردن
vectorial شعاع حامل بوسیله برداررهبری کردن
electrolyze تجزیه کردن بوسیله جریان برق
roentgenize بوسیله اشعه مجهول معالجه کردن
gravitating بوسیله قوه جاذبه حرکت کردن
thermostat :بوسیله الت تعدیل گرماکنترل کردن
Milk that has turned sour. شیری که ترش شده است.
actescence نمایش شیر خاصیت شیری
Milky Way اسمان دره جاده شیری
trug فرف شیری چوبی تفت
to file an application to somebody از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
percutaneous perspiration عرق کردن بوسیله پوست تعرق جلدی
talk out بوسیله بحث شفاهی موضوعی را روشن کردن
labiovelar تلفظ شده بوسیله گرد کردن لبها
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
opal عین الهر شیشه شیری رنگ
opals عین الهر شیشه شیری رنگ
pyrogravure نقشهای که بوسیله داغ کردن چوب روی ان می اندازند
seams درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
lixiviate تجزیه کردن بوسیله شستشو باقلیا یا ماده حلالی
seam درز دادن بوسیله درزگیری بهم متصل کردن
modified milk شیری که اجزا ان را کم وزیاد کرده بکودکان می خوراتتد
maieutics فن زنده کردن فکر نهایی شخص بوسیله پرسش وپاسخ
barff's precess حفافت اهن در مقابل زنگ زدن بوسیله اکسیده کردن
manual عمل وارد کردن داده به کامپیوتر توسط اپراتور بوسیله صفحه کلید
nebula تودههای عظیم گازو گرد مابین فواصل ستارگان جاده شیری
sifting روشی از مرتی کردن داخلی که بوسیله ان رکوردهاحرکت داده می شوند تا ورودرکوردهای دیگر را مجازسازند
to walk the chalk بوسیله درست راه رفتن ازمیان خطهای گچ کشیده هوشیاری خود را ثابت کردن
lifemanship متشخص وبرجسته شدن یاتظاهر به تشخص کردن بوسیله تحت تاثیر گذاردن دیگران
milk of magnesia مایع شیری رنگی که هیدرکسید منیزیم است وبعنوان ضد اسید وملین بکارمیرود
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
cirro status ابرهای لایهای خاکستری رنگ یا سفید شیری در ارتفاع تقریبی 0007 متری از سطح زمین
garrote اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
garotte اسباب ادم خفه کنی راهزنی بوسیله خفه کردن مردم
bouse بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
phototostat رونوشت برداری بوسیله عکاسی دستگاه عکسبرداری ازاسناد رونوشت تهیه کردن
plenum method طریقه تهویه مکانی بوسیله بزورداخل کردن هوای تازه دران هوای رابیرون کند
horizons افق فکری بوسیله افق محدود کردن
horizon افق فکری بوسیله افق محدود کردن
ambulance بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
ambulances بوسیله امبولانس حمل کردن امبولانس
lion rug فرش شیری [این طرح بیشتر مربوط به استان فارس و عشایر آن منطقه بوده و گاه در طرح از شتر و یا حیوانات دیگر نیز استفاده می شود.]
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
by بوسیله
perprep بوسیله
at the hand of بوسیله
by dint of بوسیله
per بوسیله
thruogh the a of بوسیله
whereby که بوسیله ان
by the instrumentality of بوسیله
with بوسیله
wherewithal که بوسیله ان
via بوسیله
of بوسیله
by depty بوسیله نماینده
municipally بوسیله شهرداری
hydrolysis تجزیه بوسیله اب
electrically بوسیله برق
by the f. بوسیله لمس
hydromancy تفال بوسیله اب
per pais بوسیله مملکت
per pais بوسیله کشور
by wire بوسیله تلگراف
in propria persona بوسیله خود شخص
windblown در حرکت بوسیله باد
pipage ترابری بوسیله لوله
brews بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pipe down بوسیله شیپور یا نای
pipeage ترابری بوسیله لوله
to scent out بوسیله بوجستجوکردن ویافتن
seagirt محصور بوسیله دریا
windswept بوسیله باد جاروشده
semaphore مخابره بوسیله پرچم
postage حمل بوسیله پست
sent via e-mail بوسیله ایمیل فرستاده شد
to pick thanks بوسیله سخن چینی
brewed بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
pouring تراوش بوسیله ریزش
brew بوسیله جوشاندن وتخمیرابجوساختن
infiltration پالایش بوسیله تراوش
pours تراوش بوسیله ریزش
churns بوسیله اسباب گردنده
electromotive متحرک بوسیله برق
churn بوسیله اسباب گردنده
poured تراوش بوسیله ریزش
hydromancer تفال زننده بوسیله اب
hydrolyze بوسیله اب تجزیه شدن
eluviation انتقال بوسیله بادوباران
phototypography چاپ بوسیله عکسبرداری
photogelatin process چاپ بوسیله ژلاتین
pour تراوش بوسیله ریزش
churned بوسیله اسباب گردنده
intuitively بوسیله درک مستقیم
aeromancy تفال بوسیله هوا
patented بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
aerotherapeutics معالجه بوسیله هوا
radar scan مراقبت بوسیله رادار
diathermy معالجه بوسیله حرارت
dragonnades بوسیله سواره نظام
patent بوسیله حق امتیازمحفوظ مانده
lapped joint اتصال بوسیله پوشش
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com