English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 122 (7 milliseconds)
English Persian
floating سیال مواج
Other Matches
fluidal مانندجسم سیال یامایع وابسته به جسم سیال
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
floating مواج
undulatory مواج
brucellosis تب مواج
resonant line خط مواج
billowy مواج
undulating مواج
fishtail wind باد مواج
floating reticle عدسی مواج
oscillating discharge تخلیه مواج
undulatory current جریان مواج
undulatory discharge تخلیه مواج
wavily بطور مواج
vibratile مرتعش مواج
ripple مانند اب مواج شدن
rippled مانند اب مواج شدن
flotage جسم مواج وشناور
rippling مانند اب مواج شدن
ripples مانند اب مواج شدن
resonant line tuner میزان سازی با خط مواج
ninon پارچه نرم و مواج ابریشمی
floating mark نقاط مواج عکس هوایی
floating lines خطوط مواج عکس هوایی
fluctuable مستعد بالا و پائین رفتن مواج
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
floating reticle تار موی مواج زاویه یاب یا دوربین
transport stream ستون سیال خودروهای حمل و نقل خط سیال خودروهای حمل و نقل
fulidal سیال
fluid سیال
fluids سیال
unthickened سیال
working fluid سیال متحرک
working fluid سیال عامل
superfluid ابر سیال
floating reserve احتیاط سیال
intransit strenth پرسنل سیال
ideal fluid سیال ایده ال
real fluid سیال واقعی
perfect fluid سیال کامل
fluid capital سرمایه سیال
fluid intelligence هوش سیال
fluid resistance مقاومت سیال
influent سیال ورودی
intransit stock اماد سیال
fluid centre مرکز سیال
electric fluid سیال برقی
mobiles سیال تغییرپذیر
mobile روان سیال
effluent سیال خروجی
effluents سیال خروجی
mobile سیال تغییرپذیر
fluids جسم سیال
fluid جسم سیال
mobiles روان سیال
working lead fluid سیال متحرک یا عامل
maintenance float شارژ انبار سیال
viscous stress تنش برش سیال
fluidic وابسته بجسم سیال
visualization مرئی ساختن سیال
bleed فرار کردن یک سیال
fluor قاعدگی زنان سیال
bleeds فرار کردن یک سیال
fluid bed polymerization بسپارش در بستر سیال
fluid bed vulcanization وولکانش در بستر سیال
brain storming سیال سازی ذهن
counter recoil cylinder استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
fluid adjustment screw پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
baffling منحرف کننده جریان سیال
vapor lock قطع کامل جریان سیال
whirl چرخش یا دوران جریان سیال
baffles منحرف کننده جریان سیال
whirls چرخش یا دوران جریان سیال
whirling چرخش یا دوران جریان سیال
baffled منحرف کننده جریان سیال
whirled چرخش یا دوران جریان سیال
supercritical fluid chromatography کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
baffle منحرف کننده جریان سیال
fluidic مایع مانند جسم سیال یامایع
floatation اضافی بودن سطح سیال اماد
vorticity میزان برداری دوران موضعی سیال
coanda effect گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
circulation حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulations حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
s.f.c chromatography supercriticalfluid کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
vortex flow جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
prill بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
underway در جریان در راه عملیات لجستیکی سیال دریایی
vortex sheet لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
reynolds stress تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
notches بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
notch بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
supercritical fluid chromatography/mass spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
head pessure فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
reynolds number مهمترین ضریب بدون دیمانسیون در نمایش اشل جریان سیال
hydraulic fluid سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
velocity gradiant میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
viscosity valve شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
s.f.c/m.s mass/fluidchromatography spectrometrysupercritical کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
pitot tube لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
coffin جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
coffins جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
cross flow دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
polar motion وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
real stagnation point نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
venturi کانال یامجرایی برای جریان سیال که در گلوگاه کمترین سطح مقطع را داشته و سپس مجدداافزایش می یابد
mobile warfare جنگ سیال جنگی که در ان طرفین بامبادله اتش و کاربرد مانورو استفاده از زمین ابتکارعملیات را به دست گرفته وحفظ می نمایند
vortex tube وسیلهای فاقد هرگونه قطعه متحرک که دران اختلاف فشارسبب ورود جریان سیال ازطریق شکافهای مماسی میگردد
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
antiset ماده ضدغلیظ شدن و بستن مواد ماده سیال کننده
cold thrust ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
cold test ازمایشی برای تعیین حداقل دمای لازم برای عبور ازادانه سیال
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
vortex separation جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
fluidify تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
constrictor گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
constant displacement pump پمپی با خروجی ثابت که درهر دور گردش مقدار ثابتی سیال جابجا میکند و مقدارجریان تنها بستگی به سرعت گردش ان دارد
compensating port مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
transonic سرعت سیال بین مافوق صوت و زیر سرعت صوت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com