Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
English
Persian
land arm mode
سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
Other Matches
goldie
علامت درگیر شدن سیستم کنترل پرواز خودکار و پرتاب بمب خودکار هواپیما با هدف و انتظار هواپیما برای دریافت فرمان کنترل از زمین
control stick
سیستم کنترل هواپیما بااستفاده از دسته دنده سیستم کنترل دستی
automatic carrier landing system
سیستم کنترل فرود خودکاربرای هواپیما
ground controled approach
دستگاه فرود خودکار هواپیما
terrain avoidance
اجتناب خودکار هواپیما از برخورد باموانع زمینی هنگام فرود
instrument landing
فرود با استفاده ازدستگاههای کنترل هواپیما وبرج مراقبت
eyelesi
دستگاه کنترل خودکار هواپیما
automatic approach and landing
روش کنترل خودکار سرعت ومسیر هواپیما در تقرب
dnc
Control Numerial Direct روش کنترل کامپیوتری وسائل ماشینی خودکار
bang bang control
سیستم کنترل خودکار مسیرموشک
automatic trim
روش کنترل خودکار لغزش یاانحراف جانبی هواپیما ازروی مسیر
inertial navigation
سیستم ناوبری خودکار روی هواپیما سیستم خود ناوبری
coupled mode
روش کنترل پرواز خودکار بااستفاده از سیستم هدایت زمینی
systems analysis
برنامهای که نحوه کار سیستم کامپیوتری را کنترل میکند
internal
زمانی در سیستم کامپیوتری که تحت کنترل مستقیم اپراتور نیست
simulators
برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
simulator
برنامه کامپیوتری که کاربر امکان هدایت هواپیما را میدهد. با نشان داده یک تابلوی کنترل واقعی و صحنههای متحرک .
front panel
مجموعهای از کلیدها و علائم برای کنترل سیستم کامپیوتری توسط اپراتور
physical record
همه اطلاعات از قبیل داده کنترل برای رکورد ذخیره شده در سیستم کامپیوتری
trim for take off
سیستم بلند شدن هواپیما به طور خودکار تنظیم خودکاربلند شدن
computerization
عمل معرفی یک سیستم کامپیوتری یا تبدیل راهنمابه سیستم کامپیوتری
aided tracking
سیستم ردیابی خودکار سیستم تعقیب خودکار هدفها
link encryption
خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
supervisory
برنامه اصلی در سیستم کامپیوتری که اجرای تعبیر برنامه ها را کنترل میکند
hand
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
handing
سیستم جاری که 1-عملوند عملیات خودکار را کنترل نمیکند. 2-عملوند نیازی به تماس با وسیله مورد استفاده ندارد
go around mode
روش کنترل مخصوص کندن هواپیما از زمین روش کنترل صعود هواپیما
synchroreceiver
دستگاه گیرنده خودکار یا بستن خودکار فرامین کنترل اتش به توپ ضد هوایی
flight control
دستگاه کنترل پرواز هواپیما کنترل هواپیما
blessed folder
در یک سیستم Apple Maciontosh پرونده سیستم که حاوی فایل هایی است که به طور خودکار در هنگام روشن شدن سیستم بار شدند
private automatic branch exchange
یک سیستم تلفن سوئیچینگ خودکار خصوصی که در یک شرکت مخابرات تلفنی رافراهم می اورد و انتقال مکالمه ها را به درون شبکه تلفن عمومی یا خارج از ان کنترل میکند
control panel
صفحه کنترل قسمتی از کنسول کنترل کامپیوتر که حاوی کنترلهای دستی است
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
run
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
runs
اجرای سیستم کامپیوتری قدیمی وجدید با هم برای بررسی سیستم جدید پیش از اینکه تنها سیستم مورد استفاده شود
peripheral
که به سیستم کامپیوتری اصلی متصل است . 2-هر وسیلهای که امکان ارتباط بین سیستم و خودش را فراهم کند ولی توسط سیستم اجرا نمیشود
internally stored program
کد برنامه کامپیوتری ذخیره شده روی Rom یک سیستم کامپیوتری
automatic pilots
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
automatic pilot
وسیله تثبیت خودکار مسیرتقرب هواپیما تثبیت کننده خودکار مسیر
remoter
ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remotest
ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
remote
ترمینال کامپیوتری متصل به سیستم کامپیوتری راه دور
automatic check
کنترل خودکار بررسی خودکار
basics
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
flexible
کنترل شمارش کامپیوتری یا کنترل ماشین با کامپیوتر
integrated
نرم افزار مثل سیستم عامل و پردازشگر کلمه که در سیستم کامپیوتری ذخیره شده است و طبق نیازهای سیستم است
overshoot
فرود ناقص هواپیما
overshooting
فرود ناقص هواپیما
final approach
مسیرنهایی فرود هواپیما
landing
فرود
[هواپیما یا موشک]
forced landing
فرود اجباری هواپیما
overshoots
فرود ناقص هواپیما
angle of approach
زاویه فرود هواپیما
computerised ordering systems
سیستم سفارش کامپیوتری خرید کامپیوتری
automatize
خودکار کردن یک وسیله دستی
ditching
فرود اضطراری هواپیما روی اب
automatic levelling
سیستم متعادل کننده خودکارهواپیما سیستم ترازکننده خودکار
failures
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
failure
بخشی از سیستم عامل که خودکار که موقعیت فعلی سیستم و دادههای مربوطه را حفظ میکند پس از تشخیص خطا
glide slope
زاویه فرود ازاد هواپیما یاموشک
landings
پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
landing gear
عراده هواپیما وسایل فرود امدن
landing
پیاده شدن به ساحل فرود هواپیما
radio approach
دستگاه هدایت فرود هواپیما بوسیله بی سیم
local area network
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند. تمام ایستگاههای کاری شبکه محلی به سرور شبکه مرکزی وصل هستند و کاربران وارد آن می شوند
off load
انتقال کارها از یک سیستم کامپیوتری به سیستم دیگری که براحتی بار میشود قراردادن داده ها در یکدستگاه جانبی
ground loop
تغییر ناگهانی جهت حرکت هواپیما با ارابه فرود
battery control central
مرکز تلفن خودکار اتشبار مرکز کنترل خودکار
plug compatible manufacurer
شرکت تولیدکننده تجهیزات کامپیوتری که بدون نیازمندی به رابطهای سخت افزاری یانرم افزاری اضافی میتواندبه سیستم کامپیوتری موجودوصل شود
tasks
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
task
نرم افزار سیستم که کنترل و اختصاص منابع به برنامه ها را کنترل میکند
marker circle
دایره مشخص کننده مرکزمنطقه فرود هوایی یا باندفرود هواپیما
real time
سیستم عاملی که برا ی کنترل سیستمهای بلادرنگ یا کنترل فرآیند طراحی شده است
executives
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
executive
دستوری که برای کنترل و اجرای برنامه ها تحت کنترل سیستم عامل به کار می رود
axis of control
محورکنترل خودکار هواپیما
drop zone control center
مرکز کنترل منطقه بارریزی یا فرود
manual control
کنترل دستی
lan
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را اجرا میکند و عملیات ابتدایی شبکه را کنترل میکند تمام ایستگاههای کار شبکه محلی به سرور شبکه اصلی متصل هستند و کاربران به آن سرور وارد می شوند
avionic
مربوط به دستگاههای خودکار هواپیما
manual lever control
کنترل اهرم دستی
landing wires
سیمهایی برای متحمل شدن نیروهای وارد بر سازه هواپیما در حال فرود
localizer
انتن سمت نما یا تعیین کننده محل هواپیما نسبت به مسیرباند فرود
controls
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
controlling
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
control
سیستم کنترل شبکه دستگیره کنترل
automatic control
کنترل خودکار
upload
انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
terrain avoidance
ممانعت خودکار هواپیما ازنزدیک شدن به زمین
rack control
نوعی کنترل پروازی غیر دستی
anti spin
سیستمی برای جلوگیری ازچرخش چرخهای هواپیماهنگامیکه ارابه فرود خارج از هواپیما قرار دارد
design landing weight
حداکثر وزن پیش بینی شده هنگام فرود هواپیما برای استفاده در محاسبات طراحی
fix
برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
fixes
برنامه کامپیوتری که تغییر نمیکند و به صورت خودکار اجرا میشود
coupled mode
روش کنترل خودکار
governing mode
روش کنترل خودکار
automation
کامپیوتری کردن دستگاهها کامپیوتری کردن خودکارکردن سیستم
mach trim compensator
دستگاه تنظیم حداکثر سرعت هواپیما به طور خودکار
opens
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
open
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
opened
1-سیستم غیراختصاصی که تحت کنترل شرکتی نیست . 2-سیستمی که به صورت ساخته شده که سیستم عاملهای مختلف می توانند با هم کار کنند
automatic gain control
کنترل بازده بطور خودکار
source data automation
کنترل خودکار داده منبع
automatic program control
کنترل برنامه بطور خودکار
climb mode
روش کنترل صعود هواپیما وضعیت کنترل صعود
processes
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
process
کنترل خودکار فرآیند توسط کامپیوتر
FMS
کنترل اعداد کامپیوتری
apt
یک سیستم برنامه نویسی که کاربردهای کنترل عددی برای کنترل برنامه ریزی شده اعمال ماشین استفاده میشود
radar altitude
ارتفاعی که بوسیله راداربطور خودکار به هواپیماداده میشود ارتفاع راداری هواپیما
power approach
تقرب به روش فرود اجباری در فرودگاههای نامناسب با سیستم برقی
free lance
اعلام کنترل خودکار هواپیمادر درگیریهای هوایی
permanent oppropriation
سیستم اماددایمی یا خودکار
automatic telephone system
سیستم تلفن خودکار
automatic supply
سیستم اماد خودکار
approach schedule
برنامه تقرب هواپیما به باند ترتیب فرود هواپیماها روی باند
aircraft vectoring
کنترل سمتی هواپیما
attitude control
کنترل وضعیت هواپیما
aircraft modification and control
کنترل و هدایت هواپیما
advisory control
کنترل مشورتی هواپیما
aircraft control unit
قسمت کنترل هواپیما
advisory control
کنترل آزاد هواپیما
axis of control
محور کنترل هواپیما
aircraft handover
تعویض کنترل هواپیما
aircraft handover
تبادل کنترل هواپیما
aircraft control unit
کابین کنترل هواپیما
numerical
ماشین خودکار که توسط کامپیوتر یا مدارهای کنترل شده
glideslope
شعاع رادیویی سیستم فرود باالات دقیق برای ایجاد یک راهنمای قوی
automatic return
سیستم عودت خودکار وسایل
automatic measuring system
سیستم اندازه گیری خودکار
computing system
سیستم کامپیوتری
tools
در سیستم کامپیوتری
computer system
سیستم کامپیوتری
aircraft vectoring
کنترل مسیر سمتی هواپیما
ifac
Automatic of InternationalFederation Control فدراسیون بین المللی کنترل خودکار
automatic data processing system
سیستم پرورش خودکاراطلاعات سیستم پرورش اطلاعات کامپیوتری
communication
کامپیوتری که ارسال داده در شبکه را کنترل میکند
countermine
سیستم تخریب مین به طور خودکار
automatic toll exchange
مرکز تلفن خودکار سیستم سلکتوری
multicomputer system
سیستم چند کامپیوتری
computer information system
سیستم اطلاعات کامپیوتری
hybrid computer system
سیستم کامپیوتری دو رگه
paching central
سیستم مرکزی ارتباطات سیستم کنترل فنی مرکزی مدارات مخابراتی
instrument flight
پرواز با کمک دستگاههای کنترل هواپیما
control line
ارتباط بین اپراتور و خط کنترل هواپیما
air controlman
کسیکه حرکت هواپیما را کنترل میکند
automating
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automates
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automate
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
automated
بصورت خودکار دراوردن بطور خودکار عمل کردن خودکار بودن
small computer system interface
میانجی سیستم کامپیوتری کوچک
liveware
عملوندها و کاربران سیستم کامپیوتری
automatic data handling
سیستم کامپیوتری مبادله اطلاعات
appliances
هر نوع وسیله برای بکارندازی یا کنترل هواپیما
appliance
هر نوع وسیله برای بکارندازی یا کنترل هواپیما
satellite
کامپیوتری که کارهایی را تحت کنترل کامپیوتر دیگر انجام میدهد
satellites
کامپیوتری که کارهایی را تحت کنترل کامپیوتر دیگر انجام میدهد
aircraft system
سیستم ساختمان هواپیما
capturing
قرار دادن داده در سیستم کامپیوتری
capture
قرار دادن داده در سیستم کامپیوتری
expandable
سیستم کامپیوتری که قابل رشد است .
captures
قرار دادن داده در سیستم کامپیوتری
overlap processing
پردازش و خروجی توسط یک سیستم کامپیوتری
tariffs
شارژ کاربر سیستم کامپیوتری یا ارتباطات
tariff
شارژ کاربر سیستم کامپیوتری یا ارتباطات
localizer mode
روش کنترل هواپیما بااستفاده از انتن سمت نما
interface
کامپیوتری که ارسال داده بین پردازنده و ترمینال یا شبکه را کنترل میکند
interfaces
کامپیوتری که ارسال داده بین پردازنده و ترمینال یا شبکه را کنترل میکند
subroutine
دستور برنامه نویسی کامپیوتری که کنترل زیر تابع را هدایت میکند
arresting system payout
بازده سیستم مهار هواپیما
hack
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
machine
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machines
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
hands on
فرایند فیزیکی بکار بردن یک سیستم کامپیوتری
hands-on
فرایند فیزیکی بکار بردن یک سیستم کامپیوتری
hacks
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
hacked
تجزیه کردن سیستم کامپیوتری به دلایل غیرقانونی
machined
که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
housekeeping
امور لازم برای نگهداری سیستم کامپیوتری
batch processing
سیستم کامپیوتری که قادر به پردازش گروهی از کارهاست
inquiries
ال پرسیدن . 2-دستیابی به دادن درون سیستم کامپیوتری
coral
زبان برنامه نویسی کامپیوتری در سیستم بلارنگ
store
واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
processor
سیستم کامپیوتری یا الکترونیکی برای پردازش تصویر
inquiry
ال پرسیدن . 2-دستیابی به دادن درون سیستم کامپیوتری
storing
واحدی در سیستم کامپیوتری برای ذخیره اطلاعات
knowledge
سیستم کامپیوتری که عکس العملهای ذخیره سازی
switch
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
switched
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
switches
نقط های در برنامه کامپیوتری که کنترل از آن به یکی از چند انتخاب ممکن می رود
simple network management protocol
سیستم مدیریت شبکه که نحوه ارسال داده وضعیت از گرههای کنترل به ایستگاه کنترل را بیان میکند. SNNP قادر به کارترون با هر نوع شبکه سخت افزار یا نرم افزار به صورت مجازی است
terrain clearance
حفظ ارتفاع امن برای پروازهواپیما تامین خودکار ارتفاع پرواز هواپیما
omnidirection range
سیستم هدایت چند جهتی هواپیما
modem
مودم خودکار که در هر لحظه قابل فراخوانی برای دستیابی به سیستم است .گ
processor
سیستم کامپیوتری با دو پردازندهه برای اجرای سریع تر برنامه
priority
اهمت وسیله یا تابع نرم افزاری در سیستم کامپیوتری
priorities
اهمت وسیله یا تابع نرم افزاری در سیستم کامپیوتری
primary
1-حافظه کوچک با دستیابی سریع داخلی در سیستم کامپیوتری
dual
سیستم کامپیوتری با دو پردازنده برای اجرای سریع تر برنامه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com