English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (35 milliseconds)
English Persian
hackle شانه مخصوص شانه کردن لیفهای کتان وابریشم کتان زن
Other Matches
flax comb شانه کتان
hatchel شانه کتان
hatchel کتان پاک کن شانه زدن
dizen دسته یا بسته کتان وکنف کتان را اماده کردن
flax درخت کتان الیاف کتان
reed شانه [وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
Afro pick شانه مخصوص فر
ravel شانه مخصوص جداکردن تارهای نخ
head to head رقابت شانه به شانه
linen کتان
flax کتان
flax comb کتان کش
bombast کتان
canvases کتان
cloth کتان
canvas کتان
cloths کتان
wild flax کتان
linen tape نوار کتان
linen draper کتان فروش
linnet مرغ کتان
lint لیف کتان
flax پارچه کتان
asbestus سنگ کتان
flax trade تجارت کتان
swingle کتان کوب
cheesecloth کتان شل باف
flax seed تخم کتان
toadflax کتان وحشی
flaxy مربوط به یا مثل کتان
dodders کتان صحرایی لرزیدن
dodder کتان صحرایی لرزیدن
linseed بزرک بذر کتان
toile پارچه کتان نازک
strick کتان یاکنف هندی
strick شاخه درخت کتان
linseed oil روغن تخم کتان
flaxy filaments رشته هایا الیاف کتان
tows پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
tow پس مانده الیاف کتان یا شاهدانه
white sale <idiom> حراج حوله ،پارچه کتان
ecru رنگ کتان شسته نشده
heckles شانه کردن
heckled شانه کردن
heckling شانه کردن
heckle شانه کردن
hackle شانه کردن
flinches شانه خالی کردن
shirking شانه خالی کردن از
flinching شانه خالی کردن
shirk شانه خالی کردن از
repudiate شانه خالی کردن
shirk شانه خالی کردن
bleneh شانه خالی کردن
evade شانه خالی کردن
beat شانه خالی کردن
cop-out شانه خالی کردن
weasel شانه خالی کردن
shrink شانه خالی کردن از
weasels شانه خالی کردن
quail شانه خالی کردن
shirked شانه خالی کردن از
flinch شانه خالی کردن
quails شانه خالی کردن
shirks شانه خالی کردن از
shrinking شانه خالی کردن از
shrinks شانه خالی کردن از
flinched شانه خالی کردن
to c. ata difficulty ازسختی شانه خالی کردن
back-comb شانه کردن مو به سمت فرق سر
carding شانه کردن پشم یاپنبه
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
To shirk ones responsibility . اززیر با رمسئولیت شانه خالی کردن
shrink one's duty از انجام وظیفه شانه خالی کردن
to overrun one's duty از انجام وفیفه شانه خالی کردن
lie down از زیرکار شانه خالی کردن درازکشیدن
to reject something with a shrug [of the shoulders] با شانه بالا انداختن چیزی را رد کردن
lie-down از زیرکار شانه خالی کردن درازکشیدن
noil خرده پشمی که هنگام شانه کردن میریزد
sign off از زیر بار تعهد یامشارکتی شانه خالی کردن
calendaring قرار دادن الیاف کتان یاپارچه در محلول داغ و غلیظ سود برای افزایش مقاومت وشفافیت ان
high leg attack and shoulder control زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
carding brush شانه حلاجی یا کیله جهت موازی کردن الیاف به روش دستی
chambray کتان یا چیت راه راه شطرنجی
harrower شانه زن
shouldered شانه
combings دم شانه
shouldering شانه
shoulders شانه
omoplate شانه
comb شانه
pitchfork شانه
boek bou شانه
beater شانه
master slave manipulator یک شانه
combing شانه
epaule شانه
combed شانه
scapula شانه
scapulas شانه
shoulder شانه
iekke شانه ها
pitchforks شانه
combed شانه کردن جستجو کردن
combing شانه کردن جستجو کردن
comb شانه کردن جستجو کردن
honey comb شانه عسل
clips شانه فشنگ
hard shoulder شانه استوار
clip laten شانه گیر
ctenophora شانه داران
unkempt شانه نکرده
raised shoulder شانه برجسته
neck and neck شانه بشانه
ctenophore شانه داران
ctenoid شانه مانند
teazels شانه چوپان
clippings شانه فشنگ
lapwings شانه بسر
arch spring line شانه طاق
shoulder balance بالانس شانه
shoulder of road شانه راه
rake comb شانه شیاری
bough شانه حیوان
honeycomb شانه عسل
lapwing شانه بسر
shoulder brace شانه بند
teasels شانه چوپان
comb case شانه دان
rack type cutter شانه رنده
teazles شانه چوپان
clip ejector شانه پران
Comb ( brush ) your hair . موهایت را شانه کن
honeycombs شانه عسل
clipped شانه فشنگ
raised shoulder شانه سکویی
epauliere شانه پوش
epauliere زره شانه
hoopoe شانه بسر
clip شانه فشنگ
boughs شانه حیوان
teasel شانه چوپان
scaular استخوان شانه
shoulders شانه راه
shoulder blades استخوان شانه
verge شانه راه
verge شانه نااستوار
pectinated شانه دار
verges شانه راه
curry شانه یا قشوکردن
teazle شانه زدن
shouldering شانه راه
verges شانه نااستوار
teazel شانه زدن
teazle شانه چوپان
cop-out شانه خالی
cop-outs شانه خالی
broad shouldered شانه پهن
hard shouder شانه راست
soft shoulder شانه هموار
harnessing بند شانه
brushed شانه خورده
harnessed بند شانه
flush shoulder شانه همسطح
flush shoulder شانه همکف
curries شانه یا قشوکردن
harness بند شانه
shoulder blade استخوان شانه
fly comb شانه ارهای
shouldered شانه راه
shoulder شانه راه
shrugging شانه را بالا انداختن
teasels خارزدن شانه زدن
teasel خارزدن شانه زدن
verges شانه تحکیم نشده
shoulder هرچیزی شبیه شانه
verges شانه خاکی جاده
shrugged شانه را بالا انداختن
acromial متعلق بنوک شانه
teaser شانه کننده پشم
teasers شانه کننده پشم
horned grebe مرغابی شانه بسر
verge شانه تحکیم نشده
verge شانه تثبیت نشده
verge شانه خاکی جاده
hard shoulder شانه تحکیم شده
verges شانه تثبیت نشده
shrug شانه را بالا انداختن
camail زره شانه وگردن
pectinate شانهای شانه دار
shoulder roll چرخیدن روی شانه ها
square shouldered دارای شانه پهن
scapulo humeral وابسته به شانه وبازو
shouldering هرچیزی شبیه شانه
teazel خارخسک شانه چوپان
teeth of the comb دندانه های شانه
shoulders هرچیزی شبیه شانه
winnowwing fan جام پنجه شانه
shouldered هرچیزی شبیه شانه
teazles خارزدن شانه زدن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com