English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 95 (6 milliseconds)
English Persian
lantana شاه پسند گرمسیری
Other Matches
tropical نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا گرمسیری مدارراس السرطان
ibis لک لک گرمسیری
tropical گرمسیری
subtemperate گرمسیری
tropologic گرمسیری
semitropic نیمه گرمسیری
tropical climate اقلیم گرمسیری
tropical condition شرایط گرمسیری
tropicopolitan گیاه یا جانور گرمسیری
selva جنگل بارانی گرمسیری
tropical rainforest جنگل بارانی گرمسیری
granadilla انواع گل ساعت گرمسیری
pantropical منتشر درنواحی گرمسیری
tropic گرمسیری مدارراس السرطان
pantropic منتشر درنواحی گرمسیری
tillandsia درخت اناناس گرمسیری امریکایی
intertropical واقع بین دو منطقه گرمسیری
frigate bird مرغابی دریاهای گرمسیری که بالهای بلندقوی دارد
tropic نواحی گرمسیری بین دومدارشمال وجنوب استوا
salp جنسی ازجانوران گرمسیری زجاجی وخمرهای شکل اقیانوسی
salpa جنسی ازجانوران گرمسیری زجاجی وخمرهای شکل اقیانوسی
lignum vi tae یکجور درخت گرمسیری صمغ دار درامریکاکه چوب سختی دارد
psilosis یکجور ناخوشی گرمسیری که نشانه ان زخم شدن شامه مخاطی دهان است
choice پسند
choicer پسند
choices پسند
choicest پسند
approbation پسند
fuddy-duddies دیر پسند
mainline همه پسند
lowest common denominators عامه پسند
lowest common denominator عامه پسند
xerophytes خشکی پسند
zerophytes خشکی پسند
dodo کهنه پسند
fuddy-duddy دیر پسند
dodoes کهنه پسند
finicky دیر پسند
mainlined همه پسند
mainlines همه پسند
startling <adj.> قابل پسند
stupendous <adj.> قابل پسند
wonderful <adj.> قابل پسند
wondrous <adj.> قابل پسند
prodigious <adj.> قابل پسند
marvellous [British] <adj.> قابل پسند
gobsmacking [British] [colloquial] [amazing] <adj.> قابل پسند
mainlining همه پسند
amazing <adj.> قابل پسند
astonishing <adj.> قابل پسند
astounding <adj.> قابل پسند
self affected خود پسند
food preference پسند غذایی
fastidious مشکل پسند
admired پسند کردن
popular توده پسند
admires پسند کردن
f.in taste مشکل پسند
marvelous [American] <adj.> قابل پسند
admire پسند کردن
popularly بطورعوام پسند
admiration پسند تحسین
hard to please مشکل پسند
admiring پسند امیز
miminy piminy مشکل پسند
vervain گل شاه پسند
verbena گل شاه پسند
dodos کهنه پسند
self conscious خود پسند
popular مردم پسند
admirable <adj.> قابل پسند
savory مورد پسند
picksome مشکل پسند
savoury مورد پسند
mangroves خانواده شاه پسند
mangrove خانواده شاه پسند
by popular [demand] request درخواست توده پسند
miminy piminy دیر پسند خودساز
vulgarizer عوام پسند کننده
flavoursome مورد پسند [غذا]
nautilus حلزونهای گرمسیری مارپیچی جنوب اقیانوس ساکن و اقیانوس هند
finicking جلوه فروش مشکل پسند
neotropical متعلق به امریکای جنوبی ونواحی گرمسیری امریکای شمالی
ceiba درخت گل ابریشم گرمسیری درخت پنبه هندی
lemon plant یکجور گل شاه پسند که بوی ابلیمو میدهد
chap book کتابچه اشعاروادبیات عوام پسند که دوره گردان می فروشند
popularised مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularising مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularises مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularized مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizes مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularizing مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popularize مورد پسند عامه کردن معروف ومشهور کردن
popular مردم پسند و مناسب حال مردم
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com