Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 150 (8 milliseconds)
English
Persian
burglarize
شبانه دزدیدن
burglarized
شبانه دزدیدن
burglarizes
شبانه دزدیدن
burglarizing
شبانه دزدیدن
Other Matches
black out
حرکت با چراغ جنگی در شب خاموشی شبانه استتار شبانه
parlour boarder
شاگرد شبانه روزی که نزدخانواده رئیس شبانه روزی زندگی میکند
to live en pension
شبانه روزی شدن درمهمانخانه شبانه روزی زندگی کردن
filch
بچابکی دزدیدن دزدیدن
filches
بچابکی دزدیدن دزدیدن
filching
بچابکی دزدیدن دزدیدن
filched
بچابکی دزدیدن دزدیدن
night vision
دیدبانی در شب دید شبانه دیدبانی شبانه
abduct
دزدیدن
steals
دزدیدن
steal
دزدیدن
robs
دزدیدن
abducted
دزدیدن
abducting
دزدیدن
purloined
دزدیدن
purloin
دزدیدن
purloins
دزدیدن
to walk away with
دزدیدن
to walk off with
دزدیدن
rifles
دزدیدن
rifle
دزدیدن
purloining
دزدیدن
robbing
دزدیدن
robbed
دزدیدن
rob
دزدیدن
peaking
دزدیدن
peak
دزدیدن
picaroonp
دزدیدن
pickaroon
دزدیدن
purlion
دزدیدن
spoliate
دزدیدن
thieve
دزدیدن
walk off with
دزدیدن
walk away/off with
<idiom>
دزدیدن
peaks
دزدیدن
abducts
دزدیدن
lifts
دزدیدن
lifted
دزدیدن
pick
دزدیدن
lift
دزدیدن
picks
دزدیدن
nim
دزدیدن
mouch
دزدیدن
lifting
دزدیدن
kidnapping
سرقت و دزدیدن
picaro
دزدیدن اوباش
pursing
پول دزدیدن
purses
پول دزدیدن
pursed
پول دزدیدن
purse
پول دزدیدن
cribs
کش رفتن یا دزدیدن
abduct
ادم دزدیدن
abducted
ادم دزدیدن
abducting
ادم دزدیدن
abducts
ادم دزدیدن
poaches
خیساندن دزدیدن
poached
خیساندن دزدیدن
poach
خیساندن دزدیدن
cribbing
کش رفتن یا دزدیدن
crib
کش رفتن یا دزدیدن
cribbed
کش رفتن یا دزدیدن
nocturnally
شبانه
nocturnal
شبانه
nightly
شبانه
snaffle
دزدیدن سرقت کردن
prigs
دزدیدن التماس کردن
prig
دزدیدن التماس کردن
To dupe ( besot) someone .
عقل کسی را دزدیدن
sticky fingers
<idiom>
عادت به دزدیدن داشتن
moonshiner
قاچاقچی شبانه
nighttide
جزر و مد شبانه
hostel
شبانه روزی
nocturnal prayer
نماز شبانه
vespertinal
شبانه عشایی
hostelry
شبانه روزی
night operations
عملیات شبانه
night interception
رهگیری شبانه
hostels
شبانه روزی
night order
دستورات شبانه
night interception
کمین شبانه
night order
دستور شبانه
pavor nocturnus
وحشت شبانه
night landing
فرود شبانه
vespertine
مربوط به شب شبانه
he went by night
شبانه رفت
night school
اموزشگاه شبانه
night schools
اموزشگاه شبانه
nocturnal
نمایش شبانه
quotidian
شبانه روزی
round-the-clock
شبانه روزی
circadian
شبانه روزی
cracksman
دزد شبانه
d. and night
شبانه روز
night and day
شبانه روز
nightlife
تفریحات شبانه
overnight
در مدت یک شب شبانه
embezzling
حیف و میل کردن دزدیدن
embezzles
حیف و میل کردن دزدیدن
embezzled
حیف و میل کردن دزدیدن
embezzle
حیف و میل کردن دزدیدن
watch and ward
حق نگهبانی روزانه و شبانه
night
شب هنگام برنامه شبانه
schoolwork
تکلیف شبانه دانشجو
nightlife
شرکت در تفریحات شبانه
nocturn
سحر خوانی شبانه
moonlight fliting
اسباب کشی شبانه
circadian rythm
ریتم شبانه روزی
boarding school
اموزشگاه شبانه روزی
infrared viewer
دوربین دیدبانی شبانه
nights
شب هنگام برنامه شبانه
floorshow
نمایش باشگاههای شبانه
boarding schools
اموزشگاه شبانه روزی
battle lights
چراغ خاموشی شبانه
boarders
شاگرد شبانه روزی
night interception
استراق سمع شبانه
hosteler
مقیم شبانه روزی
boarder
شاگرد شبانه روزی
first post
شیپور خبر شبانه
It is wrong to steal .
دزدیدن (دزدی )کار غلطی است
sennight
یکهفته هفت شبانه روز
witch moth
پروانه بید شبانه شب پره
friars lantern
روشنایی شبانه بر روی باطلاق
night line
ریسمان ماهی گیری شبانه
boarding
مهمانخانه شبانه روزی پانسیون
se'nnight
یکهفته هفت شبانه روز
night cap
گشتی رزمی هوایی شبانه
public school
دبیرستان شبانه روزی مدرسه عمومی
whippoorwill
مرغ شبانه پشه خوارمشرق امریکا
honky tonk
محل رقص یا کلوپ شبانه ارزان قیمت
starlight scope
دوربین دید شبانه با استفاده از نور ستارگان
night clothes
لباس خواب جامه شبانه برای تو خانه
serenade
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenaded
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenades
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenading
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
juniorate
مدرسه شبانه روزی متوسطه محصلین دو ساله مقدماتی یسوعیون
cover charges
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
cover charge
مبلغی که اغذیه فروشی ویاکلوب شبانه علاوه بر پول غذاومشروب از مشتریان دریافت میدارد
ratten
بوسیله دزدیدن یا خراب کردن افزارش اذیت کردن
ignisfatuus
روشنایی شبانه بر روی زمینهای باتلاقی که تصور میرفت ازاحتراق گازهای باتلاقی بوجودمیاید
vigil
گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
vigils
گشت زدن در شب گشت و هشیاری و مراقبت شبانه
youth hostels
شبانه روزی جوانان مهمانسرای جوانان
to fly with the owl
کارهای شبانه کردن شبگردی کردن
youth hostel
شبانه روزی جوانان مهمانسرای جوانان
dead hours
ساعات خاموشی در شب ساعات خاموشی شبانه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com