English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (41 milliseconds)
English Persian
bield شجاع شدن دفاع کردن
Other Matches
samisch variation واریاسیون زمیش در دفاع هندی شاه در دفاع نیمزوهندی شطرنج
schleman defence دفاع شلیمان در روی لوپز دفاع یانیش
russian defence دفاع پتروف نام قدیمی دفاع اسلاو
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
starkest شجاع
braver شجاع
braved شجاع
starkly شجاع
starker شجاع
hydrae شجاع
stark شجاع
braves شجاع
hydra شجاع
braving شجاع
brave شجاع
manful شجاع
intrepid شجاع
gallant شجاع
braw شجاع
boldest شجاع
bolder شجاع
bold شجاع
valorous شجاع
bravest شجاع
galliard دلیر شجاع
cool as a cucumber <idiom> خونسرد و شجاع
epsilon hydrae اپسیلون- شجاع
alphard الفا-شجاع
soldierlike شجاع درخورسرباز
alpha hydri الفا- شجاع
valiantly شجاع نیرومند
buck up شجاع شدن
valiant شجاع نیرومند
buckler دفاع کردن
to make a d. دفاع کردن
answered دفاع کردن
implead دفاع کردن
advocates دفاع کردن
to defend [from] دفاع کردن [از]
answering دفاع کردن
asserting دفاع کردن از
to stick up for دفاع کردن از
advocating دفاع کردن
assert دفاع کردن از
defending دفاع کردن از
asserted دفاع کردن از
fend دفاع کردن
answer دفاع کردن
pleaded دفاع کردن
defends دفاع کردن
asserts دفاع کردن از
advocated دفاع کردن
defend دفاع کردن از
advocate دفاع کردن
defends دفاع کردن از
defending دفاع کردن
pleads دفاع کردن
say a good word for دفاع کردن
ward off دفاع کردن
propugn دفاع کردن از
plead دفاع کردن
makki دفاع کردن
defended دفاع کردن
defended دفاع کردن از
defend دفاع کردن
deraign دفاع کردن
answers دفاع کردن
he looks brave او شجاع بنظر میرسد
as brave as a lion <idiom> مثل شیر [شجاع]
defenses دفاع کردن استحکامات
championed مبارزه دفاع کردن از
breasts باسینه دفاع کردن
champions مبارزه دفاع کردن از
breast باسینه دفاع کردن
bay دفاع کردن درمقابل
bays دفاع کردن درمقابل
parrying سد کردن دفاع مستقیم
baying دفاع کردن درمقابل
bayed دفاع کردن درمقابل
speak out <idiom> دفاع کردن از چیزی
to keep at bay دفاع کردن درمقابل
parries سد کردن دفاع مستقیم
parry سد کردن دفاع مستقیم
champion مبارزه دفاع کردن از
defense دفاع کردن استحکامات
assert oneself از حق خود دفاع کردن
defence دفاع کردن استحکامات
championing مبارزه دفاع کردن از
parried سد کردن دفاع مستقیم
mayhen ازوسیله دفاع محروم کردن
detachment parry دفاع با دور کردن شمشیرحریف
eot geo reo باز کردن دفاع ضربدری
to defend oneself [against] از خود دفاع کردن [درمقابل]
to act in self-defence دفاع از خود اقدام [حرکت] کردن
redundancies در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
to vindicate a religion دیانتی را بثبوت رساندن یاازان دفاع کردن
redundancy در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
one on one دفاع یارگری دفاع تک به تک
defense دفاع وزارت دفاع
vindicated دفاع کردن از محقق کردن
vindicate دفاع کردن از محقق کردن
vindicating دفاع کردن از محقق کردن
vindicates دفاع کردن از محقق کردن
blocking سدکردن جاده دفاع غیر عامل مسدود کردن راه دشمن
self defense دفاع از نفس دفاع از خود یا اموال خود
briefest خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefed خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
brief خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
briefer خلاصه دعوی خواهان یا دفاع خوانده که به وسیله وکیل ایشان تهیه میشودیادداشتی که وکیل از روی ان در محکمه صحبت میکند وکیل کردن
answering دفاع
apologias دفاع
pleading دفاع
parries دفاع
answers دفاع
parried دفاع
vindication دفاع
defense دفاع
parry دفاع
answered دفاع
parrying دفاع
one man block تک دفاع
answer دفاع
munition دفاع
advocation دفاع
uncovered بی دفاع
apologia دفاع
blocks دفاع
defended دفاع
block دفاع
defence دفاع
defends دفاع
defending دفاع
defend دفاع
fencing دفاع
tae دفاع با پا
advocacy دفاع
defenses دفاع
czech defence دفاع چک
blocked دفاع
closed variation دفاع تاراش
polish defence دفاع لهستانی
department of defense وزارت دفاع
dutch attack دفاع برد
yogoslav defence دفاع پیرک
untenable غیرقابل دفاع
plea of accused دفاع متهم
pirc defence دفاع پیرک
yogoslav defence دفاع یوگوسلاو
pierce the block شکافتن دفاع
pillsbury defence دفاع پیلزبری
catenaccio دفاع بتونی
ego defence دفاع خود
double guard دفاع با دو دست
dory defence دفاع دوری
parry of debate دفاع درمنافره
perceptual defense دفاع ادراکی
opening شکافتن دفاع
openings شکافتن دفاع
indefensibility دفاع ناپذیری
right of self preservation حق دفاع از خود
defendants دفاع کننده
classical variation دفاع ارتدوکس
in self defence برای دفاع
defendant دفاع کننده
philidor's defence دفاع فیلیدور
self-defence دفاع از خود
replication رونوشت دفاع
right of self defence حق دفاع مشروع
position defense دفاع موضعی
damiano's defence دفاع دامیانو
dogging دفاع بسته
dog دفاع بسته
zone دفاع منطقهای
composite defense دفاع مرکب
d. armour اسلحه دفاع
open خط بازبی دفاع
open بی دفاع واریز نش
opened خط بازبی دفاع
opened بی دفاع واریز نش
opens خط بازبی دفاع
opens بی دفاع واریز نش
fencible قابل دفاع
fullback دفاع پوششی
war department وزارت دفاع
daylight نفوذ در دفاع
dogs دفاع بسته
vindicative دفاع کننده
position defense دفاع یا پدافندثابت
zone defence دفاع منطقهای
defensive board دفاع سبد
defense in place دفاع در محل
defense in depth دفاع در عمق
penetrate نفوذ در دفاع
penetrated نفوذ در دفاع
extended defense دفاع گسترده
zones دفاع منطقهای
hasty defense دفاع تعجیلی
offensive block دفاع تهاجمی
penetrates نفوذ در دفاع
national defence دفاع ملی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com