Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (47 milliseconds)
English
Persian
leech
شفا دادن پزشکی کردن
leeches
شفا دادن پزشکی کردن
Other Matches
premedical
دوره مقدماتی پزشکی وابسته به پیش پزشکی
professional service
تیمهای متخصص پزشکی قسمتهای تخصصی پزشکی
otorhinolaryngology
پزشکی گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
ENT medicine
پزشکی گوش و حلق و بینی
[پزشکی]
to place
[put]
somebody in an artificial coma
کسی را بیهوش کردن
[پزشکی]
disciplining
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
discipline
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
disciplines
نظم دادن ادب کردن تربیت کردن انضباط دادن
to go cold turkey
یکدفعه اعتیادی را ترک کردن
[روانشناسی]
[پزشکی]
to depict somebody or something
[as something]
کسی یا چیزی را بعنوان چیزی توصیف کردن
[وصف کردن]
[شرح دادن ]
[نمایش دادن]
conduct
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducts
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducting
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
conducted
هدایت کردن انتقال دادن انجام دادن رفتار
to picture
شرح دادن
[نمایش دادن]
[وصف کردن]
reduce
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reducing
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
foster
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
aeromedical unit
یکان تخلیه پزشکی هوایی یکان مسئول تخلیه پزشکی
to temper
[metal or glass]
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
assign
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to inform on
[against]
somebody
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
tooth whitening
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
tooth bleaching
سفید کردن دندان
[دندان پزشکی]
design
پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
designs
پروژه دادن طرح دادن طرح کردن برنامه
institutionalising
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalize
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalises
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizes
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
institutionalizing
در موسسه یا بنگاه قرار دادن در بیمارستان بستری کردن تبدیل به موسسه کردن رسمی کردن
pursue
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
collimate
موازی قرار دادن لوله و هدف میزان کردن تعدیل کردن
pursuing
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursues
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
pursued
تعاقب کردن تحت تعقیب قانونی قرار دادن دنبال کردن
lay
قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
lays
قرار دادن طرح کردن مطرح کردن توط ئه چیدن
receive
اخذ دریافت کردن جا دادن وپنهان کردن مال مسروقه
receives
اخذ دریافت کردن جا دادن وپنهان کردن مال مسروقه
out lawry
طراحی کردن بطور مختصر شرح دادن خلاصه کردن
predicate
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicated
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicates
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
predicating
اطلاق کردن بصورت مسند قرار دادن مبتنی کردن
anneal
نرم کردن فلز به وسیله حرارت دادن و سرد کردن اهسته در کوره
paying
جبران کردن غرامت دادن کارسازی کردن مزد
to veer and heul
پیوسته تغییرعقیده دادن شل کردن وسفت کردن دراوردن
pays
جبران کردن غرامت دادن کارسازی کردن مزد
pay
جبران کردن غرامت دادن کارسازی کردن مزد
hire
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
to adjust
وفق دادن
[سازگار کردن]
[مطابق کردن ]
introduces
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduced
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
introduce
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
compensated
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensate
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
compensates
تنظیم کردن میزان کردن تاوان دادن
designate
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
set out
شرح دادن تنظیم کردن تعیین کردن
designating
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
designates
انتخاب کردن تعیین کردن تخصیص دادن
introducing
وارد کردن نشان دادن داخل کردن
connects
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connect
اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
mounts
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
mount
ثابت کردن نصب کردن قرار دادن
hiring
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
statement
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
propagate
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
hires
اجیر کردن اجاره کردن کرایه دادن
propagating
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
statements
بیان کردن توضیح دادن تاکید کردن
propagated
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
propagates
منتشر کردن قلمه کردن انتقال دادن
consented
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consents
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consent
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
consenting
اجازه دادن رضایت دادن و پذیرفتن در مورد کارانجام شده و یا رضایت دادن به اینکه کاری انجام بشود
ammoniate
با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
medic
پزشکی
medical profession
پزشکی
doctorhood
پزشکی
leech craft
پزشکی
natural philosophy
پزشکی
medicines
پزشکی
medico
پزشکی
medical
پزشکی
medicine
پزشکی
doctoral
پزشکی
dry mouth
زروستومی
[پزشکی]
fetor oris
هالیتوز
[پزشکی]
bad breath
هالیتوز
[پزشکی]
scarlet
مخملک
[پزشکی]
medical
پزشکی طبی
lockjaw
کزاز
[پزشکی]
pediatrics
پزشکی کودک
halitosis
هالیتوز
[پزشکی]
pediatrics
پزشکی کودکان
dry mouth syndrome
زروستومی
[پزشکی]
preventive medicine
پزشکی پیشگیر
tetanus
کزاز
[پزشکی]
profession of medicine
پیشه پزشکی
fast heart beat
تندتپشی
[پزشکی]
tachyrhythmia
تندتپشی
[پزشکی]
xerostomia
زروستومی
[پزشکی]
practice of medicine
کار پزشکی
tachycardia
تندتپشی
[پزشکی]
catalepsy
کزاز
[پزشکی]
hair loss
آلوپسی
[پزشکی]
cephalea
سردرد
[پزشکی]
headache
سردرد
[پزشکی]
headache
{sg}
سردرد
[پزشکی]
headaches
سردرد
[پزشکی]
cephalgia
سردرد
[پزشکی]
psychiatry
پزشکی روانی
alopecia
آلوپسی
[پزشکی]
baldness
آلوپسی
[پزشکی]
lopecia
آلوپسی
[پزشکی]
loss of hair
آلوپسی
[پزشکی]
back pain
کمردرد
[پزشکی]
constipation
یبوست
[پزشکی]
costiveness
یبوست
[پزشکی]
dyschezia
یبوست
[پزشکی]
back pain
{sg}
کمردرد
[پزشکی]
dandruff
{sg}
شوره سر
[پزشکی]
scurf
شوره سر
[پزشکی]
stomach upset
دل درد
[پزشکی]
treatment facility
تاسیسات پزشکی
scarlet fever
مخملک
[پزشکی]
mumps
اوریون
[پزشکی]
epidemic parotitis
اوریون
[پزشکی]
social medicine
پزشکی اجتماعی
red measles
سرخک
[پزشکی]
rubella
{sg}
سرخجه
[پزشکی]
German measles
سرخجه
[پزشکی]
three-day measles
سرخجه
[پزشکی]
measles
سرخک
[پزشکی]
morbilli
{sg}
سرخک
[پزشکی]
rubeola
{sg}
سرخک
[پزشکی]
space medicine
پزشکی فضانوردی
space medicine
پزشکی فضایی
alopecia
ریزش مو
[پزشکی]
baldness
ریزش مو
[پزشکی]
the healing art
علم پزشکی
lopecia
ریزش مو
[پزشکی]
hair loss
ریزش مو
[پزشکی]
stomatology
دهان پزشکی
loss of hair
ریزش مو
[پزشکی]
hayfever
[med.]
تب یونجه
[پزشکی]
osteoporosis
استئوپروز
[پزشکی]
legal medicine
پزشکی قانونی
flean
نیشتردام پزشکی
evacuation ship
ناواخراجات پزشکی
medical fitness
امادگی پزشکی
medical evacuation
تخلیه پزشکی
medical college
دانشکده پزشکی
ophthalmitis
گل مژه
[پزشکی]
allergy
حساسیت
[پزشکی]
forensic medicine
پزشکی قانونی
vaccine
واکسن
[پزشکی]
monitor
پایش
[پزشکی ]
syringe
آبکنک
[پزشکی]
oncology
آنکولوژی
[پزشکی ]
syringe
سرنگ
[پزشکی]
immunodeficiency
نقص ایمنی
[پزشکی]
immune defect
نقص ایمنی
[پزشکی]
defibrillator
تارلرزه بر
[پزشکی]
defibrillator
دفیبریلاتور
[پزشکی]
f.for practising medicine
پروانه پزشکی
battlefield evacuation
تخلیه پزشکی
brachio
<prefix>
بازویی
[پزشکی]
binnacle
استراحت پزشکی
acology
مفردات پزشکی
allergy
آلرژی
[پزشکی]
ophtalmology
چشم پزشکی
ophthalmology
چشم پزشکی
Medicare
مراقبتهای پزشکی
Medicare
مراقبت پزشکی
Hippocratic oath
سوگنددانشجویان پزشکی
geriatrics
پیری پزشکی
pollenosis
[med.]
تب یونجه
[پزشکی]
dental clinic
دندان پزشکی
cysts
کیست ها
[پزشکی]
cyst
کیست
[پزشکی]
gynecology
پزشکی زنان
allergic rhinitis
[med.]
تب یونجه
[پزشکی]
council of physicians
شورای پزشکی
pollinosis
[med.]
تب یونجه
[پزشکی]
hay fever
[med.]
تب یونجه
[پزشکی]
iatric
وابسته به پزشکی
iatrochemistry
شیمی پزشکی
iatrology
رساله پزشکی
spasm
اسپاسم
[پزشکی]
medicolegal
پزشکی- حقوقی
medical services
خدمات پزشکی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com