Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (35 milliseconds)
English
Persian
notch
شکاف چوبخط سوراخ کردن
notches
شکاف چوبخط سوراخ کردن
Other Matches
slotting
سوراخ کردن شکاف کوچک
slots
سوراخ کردن شکاف کوچک
slot
سوراخ کردن شکاف کوچک
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
to pink out leather
چرم را برای زیبایی سوراخ سوراخ کردن
perforation
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
breached
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breaches
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
breach
سوراخ رخنه کردن سوراخ کردن نفوذ در خطوط دشمن درگیری با دشمن
thirl
سوراخ سوراخ کردن دریدن
pinker
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pink
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
pinkest
سوراخ سوراخ کردن یا بریدن
cancellate
سوراخ سوراخ سوراخ سوراخ کردن
gill slit
شکاف دستگاه تنفس ماهی شکاف برانشی
tallying
چوبخط
tally
چوبخط
tick
چوبخط
ticked
چوبخط
notcher
چوبخط زن
tallied
چوبخط
tallies
چوبخط
ticks
چوبخط
riddle
سوراخ سوراخ کردن
riddles
سوراخ سوراخ کردن
tallying
جای چوبخط برچسب
tallies
جای چوبخط برچسب
tallied
جای چوبخط برچسب
notches
چوبخط زدن فرورفتگی
notch
چوبخط زدن فرورفتگی
tally
جای چوبخط برچسب
tick
چوبخط زدن نسیه بردن
ticked
چوبخط زدن نسیه بردن
ticks
چوبخط زدن نسیه بردن
center
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centred
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centre
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centers
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
centered
سوراخ مرکزی که با سوراخ کد گذاری روی نوار پانچ شده در یک امتداد قرار دارند
clair-voie
[پرچین با دیواره های مشبک که سوراخ سوراخ است.]
dilly bag
کیف دستی یا کیسه سوراخ سوراخ زنانه
breaches
ایجاد شکاف کردن
gash
شکاف دار کردن
gashing
شکاف دار کردن
breached
ایجاد شکاف کردن
gashes
شکاف دار کردن
gashed
شکاف دار کردن
breach
ایجاد شکاف کردن
sights
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
float stone
سنگ اجرسای یکجورسنگ سوراخ سوراخ
fenestration
چیزی که سوراخ سوراخ یاروزنه داراست
sight
سوراخ روشنی رسان سوراخ دید
crevasse
شکاف زدن رخنه کردن
crevasses
شکاف زدن رخنه کردن
shear
شکاف دادن قیچی کردن
chap
انتخاب کردن شکاف دادن
dispart
شکاف مگسک هدف گیری کردن تفنگ
foraminate
ثقبه دار سوراخ سوراخ
gruyere cheese
پنیر سوراخ سوراخ سوئیسی
transfix
سوراخ کردن
steek
سوراخ کردن
foraminate
سوراخ کردن
broaches
سوراخ کردن
drills
سوراخ کردن
boring
سوراخ کردن
broached
سوراخ کردن
gore
سوراخ کردن
perforate
سوراخ کردن
perforates
سوراخ کردن
perforating
سوراخ کردن
to burn a hole
سوراخ کردن
incising
سوراخ کردن
goring
سوراخ کردن
gores
سوراخ کردن
to drill through
سوراخ کردن
to punch a hole in
سوراخ کردن
wear a hole in
سوراخ کردن
broaching
سوراخ کردن
stabs
سوراخ کردن
gored
سوراخ کردن
to break open
سوراخ کردن
punches
سوراخ کردن
bore
سوراخ کردن
pool
سوراخ کردن
delving
سوراخ کردن
pierce
سوراخ کردن
to pick a hole in
سوراخ کردن
delves
سوراخ کردن
stabbed
سوراخ کردن
stab
سوراخ کردن
delved
سوراخ کردن
drill
سوراخ کردن
to poke a hole in any thing
سوراخ کردن
delve
سوراخ کردن
scuttle
سوراخ کردن
scuttled
سوراخ کردن
pooled
سوراخ کردن
broach
سوراخ کردن
pools
سوراخ کردن
scuttling
سوراخ کردن
punched
سوراخ کردن
pierces
سوراخ کردن
punch
سوراخ کردن
scuttles
سوراخ کردن
to set abroach
سوراخ کردن
bores
سوراخ کردن
drilled
سوراخ کردن
maneuvering vent
شکاف بالای پوشش بالن برای رها کردن هوا
pertusion
عمل سوراخ کردن
precision bore
سوراخ کردن دقیق
prongs
باچنگ ک سوراخ کردن
punches
سوراخ ایجاد کردن
prong
باچنگ ک سوراخ کردن
back drill
از پشت سوراخ کردن
hollow forge
سوراخ کردن گرم
spits
سوراخ کردن تف انداختن
spit
سوراخ کردن تف انداختن
to tear a hole in
سوراخ یا پاره کردن
punched
مهر کردن سوراخ
To bark up the wrong tree.
<idiom>
[سوراخ دعا را گم کردن]
broach
سوراخ کردن قایق
pecks
بانوک سوراخ کردن
punches
مهر کردن سوراخ
to peck a hole in
با نوک سوراخ کردن
burr
بامته سوراخ کردن
tusks
سوراخ کردن یا کندن
tusk
سوراخ کردن یا کندن
peck
بانوک سوراخ کردن
pecked
بانوک سوراخ کردن
punch
مهر کردن سوراخ
punch
سوراخ ایجاد کردن
pecking
بانوک سوراخ کردن
burring
بامته سوراخ کردن
burrs
بامته سوراخ کردن
punched
سوراخ ایجاد کردن
gride
سوراخ کردن فرورفتن
broached
سوراخ کردن قایق
lack vt
با گلوله سوراخ کردن
broaches
سوراخ کردن قایق
transfixion
عمل سوراخ کردن
broaching
سوراخ کردن قایق
puncturing
سوراخ کردن شکست
puncture
سوراخ کردن شکست
burred
بامته سوراخ کردن
punctured
سوراخ کردن شکست
lancinate
بانیزه سوراخ کردن
punctures
سوراخ کردن شکست
peeped
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peep
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeping
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
peeps
از سوراخ نگاه کردن طلوع کردن
drills
سوراخ کردن چاه کندن
back drilling attachment
تجهیزات سوراخ کردن از پشت
puncturing
سوراخ کردن پنچر شدن
drilled
سوراخ کردن چاه کندن
unkennel
از سوراخ یا لانه بیرون کردن
punctured
سوراخ کردن پنچر شدن
puncture
سوراخ کردن پنچر شدن
jabbing
خنجر زدن سوراخ کردن
jabbed
خنجر زدن سوراخ کردن
drill
سوراخ کردن چاه کندن
punctures
سوراخ کردن پنچر شدن
jab
خنجر زدن سوراخ کردن
jabs
خنجر زدن سوراخ کردن
rupturing
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
karatonyxis
عمبل اب مرواریدبوسیله سوراخ کردن قرنیه
fraise
گشادتر کردن سوراخ اره مدور
bores
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
pinhole
سوراخ کردن برای گوشی یاز
loophole
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
stave
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
borer
هرچیزیکه وسیله سوراخ کردن باشد
bore
وسیله سوراخ کردن کالیبر تفنگ
rupture
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
ruptures
شکافتن و سوراخ کردن به طور دایرهای
loopholes
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
lanciation
سوراخ کردن یا تیر کشیدن دردتیر کشنده
concrete coring drill
مته برای سوراخ کردن هسته بتن
jackhammer
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
thrusts
سوراخ کردن رخنه کردن در
stick
سوراخ کردن نصب کردن
impale
سوراخ کردن احاطه کردن
impaled
سوراخ کردن احاطه کردن
gimlet
سوراخ کردن مته کردن
thrust
سوراخ کردن رخنه کردن در
punched
منگنه کردن سوراخ کردن
impales
سوراخ کردن احاطه کردن
impaling
سوراخ کردن احاطه کردن
penetract
رخنه کردن سوراخ کردن
gimlets
سوراخ کردن مته کردن
thrusting
سوراخ کردن رخنه کردن در
perforates
سوراخ کردن نفوذ کردن
punch
منگنه کردن سوراخ کردن
punches
منگنه کردن سوراخ کردن
penetrated
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrate
رخنه کردن سوراخ کردن
penetrates
رخنه کردن سوراخ کردن
perforate
سوراخ کردن نفوذ کردن
perforating
سوراخ کردن نفوذ کردن
trepanation
مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com