Total search result: 204 (13 milliseconds) |
|
|
|
English |
Persian |
queue |
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند |
queued |
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند |
queueing |
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند |
queues |
صق بالاکهای منتظر پردازش که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی شده اند |
|
|
Other Matches |
|
sequential access |
صف بلاکهای منتظر برای پردازش , که با روش دستیابی ترتیبی بازیابی میشود |
qsam |
صف بلاکهای منتظر برای پردازش که با استفاده روش دستیابی تربیتی بازیابی میشود |
serials |
دستوریا داده پردازش شده ترتیبی , به همان ترتیبی که بازیابی می شوند |
serial |
دستوریا داده پردازش شده ترتیبی , به همان ترتیبی که بازیابی می شوند |
sam |
Access Sequential روشی برای ذخیره و بازیابی داده روی یک فایل دیسک روش دستیابی ترتیبی ethod |
isam |
Access IndexedSequential روش دستیابی ترتیبی شاخص دار روش دستیابی ترتیبی فهرست دارethod |
sequential |
داده یا دستوراتی که به ترتیب پردازش می شوند , به ترتیبی که دستیابی می شوند |
ram |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory |
rammed |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory |
rams |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی به به هر ترتیبی را میدهد بدون نیاز به دستیابی به باقی مانده در اول مقایسه شود با sequatial accen memory |
sequential access |
دستیابی ترتیبی |
sequential access device |
دستگاه با دستیابی ترتیبی |
sequential access method |
روش دستیابی ترتیبی |
sequential processing |
پردازش ترتیبی |
basic sequential access method |
روش دستیابی ترتیبی اساسی |
queued sequential access method |
روش دستیابی ترتیبی صف بندی شده |
indexed sequential access method |
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار |
ccd |
که دستیابی ترتیبی یا تصادفی را ممکن می کنند |
random access |
توانایی دستیابی سریع به محلهای حافظه به هر ترتیبی |
basic indexed sequential acess method |
روش دستیابی ترتیبی شاخص دار اساسی |
readies |
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است |
readying |
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است |
readied |
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است |
ready |
خط وط ارتباطی یا وسایلی که منتظر دستیابی داده است |
bsam |
Access Sequential Basicروش دستیابی ترتیبی اساسی ethod |
queued indexed sequential access method |
روش دستیابی ترتیبی اندیس دار صف بندی شده |
job |
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است |
jobs |
شماره یک کار در صف که منتظر پردازش است |
serials |
فضای ذخیره سازی که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
serial |
فضای ذخیره سازی که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
qsam |
Access QueuedSequential روش دستیابی ترتیبی صف بندی شده ethod |
clustering |
مجموعهای از عناصر که در یک خط ترتیبی فاهر می شوند و یک جدول دستیابی دارند |
tasks |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
task |
ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش |
random access |
رسانه ذخیره سازی که امکان دستیابی به هر مرحله با هر ترتیبی را فراهم میکند |
random access |
حافظهای که امکان دستیابی به هر محلی با هر ترتیبی , معمولاگ به صورت IC , فراهم میکند |
queues |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
queue |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
queued |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
queueing |
لیست دادههای , که منتظر پردازش هستند , مجموعهای ازمتن ها |
charge |
که برای ذخیره سازی داده و امکان دستیابی ترتیبی وتصادفی به کار می رود |
charges |
که برای ذخیره سازی داده و امکان دستیابی ترتیبی وتصادفی به کار می رود |
demand |
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن |
demanded |
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن |
demands |
پردازش داده وقتی که آماده شد ونه منتظر ماندن برای آن |
serial |
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
serials |
حافظهای که در آن داده به ترتیب ذخیره شده است که فقط امکان دستیابی ترتیبی میدهد |
qisam |
Access IndexedSequential Queued روش دستیابی ترتیبی اندیس دارصف بندی شده ethod |
queued |
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند |
queueing |
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند |
queues |
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند |
queue |
مدت زمانی که پیام ها باید پیش از پردازش یا ارسال منتظر بمانند |
buffer |
فضایی موقت ذخیره سازی برای دادهای که منتظر پردازش است |
optimum |
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و بازیابی را به داده ذخیره شده دارد |
sequences |
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود |
sequence |
ترتیبی که شماره کاربر, کلمه رمز و سایر کدهای مجاز وارد می شوند تابه سیستم دستیابی شود |
direct access processing |
پردازش به روش دستیابی مستقیم |
queried |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
query |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
querying |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
queries |
پردازش درخواستها , با بازیابی اطلاعات از پایگاه داده یا با ترجمه دستورات از زبان درخواست |
minimum |
سیستم کدگذاری که سریع ترین دستیابی و زمان بازیابی را برای داده ذخیره شده دارد |
partitions |
فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است |
partition |
فایلی که از فایلهای ترتیبی کوچکتر تشکیل شده باشد و هر بخش جداگانه توسط برنامه کنترل قابل دستیابی است |
signaled |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
signal |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
signalled |
پردازش سیگنال برای دستیابی به اطلاعات درون آنها |
jobs |
فایل حاوی کارها با نام کارها که منتظر پردازش هستند |
job |
فایل حاوی کارها با نام کارها که منتظر پردازش هستند |
centralized |
امکانات پردازش داده که در یک محل متمرکز و قابل دستیابی توسط سایر کاربران انجام می شوند |
record |
برنامهای که رکوردها را نگه می داردو میتواند به انها دستیابی داشته باشد و برای تامین اطلاعات پردازش کند |
addressing |
محل دستیابی شده حاوی آدرس عملوندی است که قرار است پردازش شود |
standby |
منتظر عملیات ماندن منتظر باشید |
standbys |
منتظر عملیات ماندن منتظر باشید |
fetches |
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند |
fetched |
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند |
fetch |
بخشی از سیکل بازیابی- بود که دستورات را از حافظه بازیابی و کدگشایی میکند |
deferred addressing |
آدرس دهی غیر مستقیم که محلی که دستیابی شده است حاوی آدرس عملوند پردازش شدنی است |
managers |
برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند |
manager |
برنامهای که رکوردها را نگهداری میکند و به آنها دستیابی دارد و آنها را پردازش میکند |
caretaker status |
وضعیت منتظر استفاده تاسیسات ذخیره تاسیسات منتظر اشغال |
direct access storage device |
اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم |
instantaneous access |
زمان دستیابی کوتاه به رسانه با دستیابی تصادفی |
queried |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
query |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
queries |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
querying |
زبان ساده بازیابی اطلاع از سیستم مدیریت پایگاه داده با وارد کردن سوال با مقادیر شناخته شده , که سپس با پایگاه داده ها تط بیق می یابد و برای بازیابی داده صحیح به کار می رود |
postprocessor |
برنامهای که داده را از برنامه دیگر پردازش میکند که پردازش شده است |
indexed sequential file |
پرونده ترتیبی شاخص دار فایل ترتیبی شاخص دار |
photocomposition |
کاربرد پردازش الکترونیکی درتهیه چاپ که مستلزم تعریف و تنظیم تحریر و تولید ان به وسیله پردازش از طریق عکاسی میباشد |
interactive processing |
پردازش فعل و انفعالی پردازش محاورهای |
thins |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
thinnest |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
thinners |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
thinned |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
thin |
وسیله RAM با سرعت دستیابی سریع با استفاده از ماتریس خانههای مغناطیسی و ماتریس بنوک خواندن و نوشتن برای دستیابی به آنها |
backing |
رسانه ذخیره سازی موقت که داده روی آن قابل ضبط است پیش از اینکه پردازش شود یا پس از پردازش و برای باز یابی |
QBE |
زبان ساده برای بازیابی اطلاعات از سیستم مدیریت پایگاه داده ها توسط وارد کردن درخواست با مقادیر مشخص که سپس با پایگاه داده تط بیق میشود و برای بازیابی داده صحیح استفاده میشود |
batch |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
batches |
1-گروهی از متن ها که در یک زمان پردازش می شوند 2-گروهی از کارها یا حجمی از داده ها که به عنوان واحدیکتا پردازش میشوند |
gpr |
ثبات داده در واحد پردازش کامپیوتر که میتواند داده را برای عملیات ریاضی و منط ق مختلف پردازش کند |
edp |
پردازش داده در سطحی گسترده توسط کامپیوترهای دیجیتالی الکترونیکی پردازش داده به صورت الکتریکی |
pipeline |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
pipelines |
اجرای پردازش دستور دوم در حالی که هنوز پردازش اولی تمام نشده است برای سرعت اجرای برنامه |
distributed processing system |
سیستم پردازش توزیعی سیستم پردازش غیر متمرکز |
centralized data processing |
پردازش تمرکز یافته داده پردازش داده متمرکز |
random access memory |
حافظه با دستیابی تصادفی حافظه دستیابی مستقیم |
cache |
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند |
caches |
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند |
cache memory |
مدار منط قی که زمان ذخیره سازی داده در حافظه پنهان و نیز زمان دستیابی به داده در خافظه پنهان و زمان دستیابی به رسانه کند تر را مشخص میکند |
ordinal |
ترتیبی |
serials |
ترتیبی |
serial |
ترتیبی |
heterotaxy |
بی ترتیبی |
disjointedness |
بی ترتیبی |
disarrangement |
بی ترتیبی |
desultorness |
بی ترتیبی |
heterotaxis |
بی ترتیبی |
sequential |
ترتیبی |
bewilderment |
بی ترتیبی |
irregularity |
بی ترتیبی |
mismanagement |
بی ترتیبی |
disorders |
بی ترتیبی |
disorder |
بی ترتیبی |
sequential file |
پرونده ترتیبی |
sequence structure |
ساختار ترتیبی |
sequence curcuit |
مدار ترتیبی |
sequential list |
لیست ترتیبی |
sequential logic |
منطق ترتیبی |
disorders |
بی ترتیبی اشفتگی |
ordinal numbers |
اعداد ترتیبی |
sequence check |
بررسی ترتیبی |
sequential algorithm |
الگوریتم ترتیبی |
sequential circuit |
مدار ترتیبی |
sequential computer |
کامپیوتر ترتیبی |
sequence checking |
مقابله ترتیبی |
sequential control |
کنترل ترتیبی |
sequential device |
دستگاه ترتیبی |
excursively |
ازروی بی ترتیبی |
sequential file |
فایل ترتیبی |
sequence control |
کنترل ترتیبی |
disorder |
بی ترتیبی اشفتگی |
ordinal position |
جایگاه ترتیبی |
ordinal utility |
مطلوبیت ترتیبی |
serial mouse |
ماوس ترتیبی |
serial port |
درگاه ترتیبی |
ordinal scale |
مقیاس ترتیبی |
sequential search |
جستجوی ترتیبی |
anarchy |
بی ترتیبی سیاسی |
sequential machine |
ماشین ترتیبی |
sequential process |
فرایند ترتیبی |
sequential opreation |
عمل ترتیبی |
waiter |
منتظر |
expectant of |
منتظر |
waiting |
منتظر |
anticipator |
منتظر |
inexpectant |
نا منتظر |
anticipant |
منتظر |
anticipatory |
منتظر |
wistful |
منتظر |
trray |
منتظر |
waiters |
منتظر |
in line processing |
پردازش درون برنامهای پردازش درون خطی |
sequential data set |
مجموعه ترتیبی داده |
nonesequential computer |
کامپیوتر غیر ترتیبی |
solecism |
غلط اصطلاحی بی ترتیبی |
ordinal data |
داده ترتیبی یا وصفی |
sequential data structure |
ساختار ترتیبی داده |
solecisms |
غلط اصطلاحی بی ترتیبی |
sequence control structure |
ساختار کنترل ترتیبی |
ascii sort order |
نظم ترتیبی اسکی |
serials |
ترتیبی جزء بجزء |
multisequencing |
عملکرد چند ترتیبی |
serial |
ترتیبی جزء بجزء |
sequential storage device |
دستگاه انباره ترتیبی |
trray |
منتظر شدن |
await |
منتظر بودن |
to look out |
منتظر بودن |
abhide |
منتظر بودن |
awaited |
منتظر بودن |
awaiting |
منتظر بودن |
awaits |
منتظر بودن |
well-ordering theorem |
قضیه خوش ترتیبی [ریاضی] |
sequential |
مرتب شده به صورت ترتیبی |
well-ordering principle |
اصل خوش ترتیبی [ریاضی] |
flow diagram |
ترتیبی که رویدادها در فلوچارت رخ میدهد |
flowchart |
ترتیبی که رویدادها در فلوچارت رخ میدهد |
sequential file organization |
سازمان دهی ترتیبی فایل |
to look forward to something |
منتظر چیزی شدن |
i await you |
منتظر شما هستم |
on deck |
دونده منتظر نوبت |
hang about |
در نزدیکی منتظر بودن |
i pause for a reply |
منتظر پاسخ هستم |
hold breath |
منتظر یک اتفاق بودن |
less than release unit |
یکان منتظر حمل |
sweat out <idiom> |
با دلواپسی منتظر بودن |
hold one's horses <idiom> |
باصبوری منتظر ماندن |
to wait for any one |
منتظر کسی شدن |
to look for anything |
منتظر چیزی شدن |
lie over |
متمایل بودن منتظر ماندن |