Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
cash register
صندوق پول شمار
cash registers
صندوق پول شمار
Other Matches
speedometer odometer
تاکومتر با کیلومتر شمار سرعت سنج با کیلومتر شمار
countless
<adj.>
بی شمار
counts
شمار
counting
شمار
counted
شمار
count
شمار
uncounted
بی شمار
numeration
شمار
unnumbered
بی شمار
innumerable
بی شمار
innumerable
<adj.>
بی شمار
numberless
<adj.>
بی شمار
sumless
<adj.>
بی شمار
innumerous
بی شمار
myriad
<adj.>
بی شمار
incomputable
بی شمار
uncountable
<adj.>
بی شمار
measureless
بی شمار
sequence counter
ترتیب شمار
address counter
نشانی شمار
milestones
میل شمار
milestones
فرسنگ شمار
milestones
فرسخ شمار
milestone
میل شمار
milestone
فرسنگ شمار
turns counter
دور شمار
step counter
گام شمار
submultiple
برخه شمار
an infinity of reasons
دلایل بی شمار
record count
شمار مدارک
pulse counter
ضربه شمار
frequency count
شمار بسامد
location counter
مکان شمار
hour meter
زمان شمار
mileage recorder
کیلومتر شمار
chronoscope
لحظه شمار
miles and miles
فرسخهای بی شمار
calender
گاه شمار
minimizer
کوچک شمار
chronoscope
گاه شمار
numerator
برخه شمار
pedimeter
گام شمار
pedometer
گام شمار
pulse counter
پالس شمار
milestone
فرسخ شمار
to count
[as]
به شمار رفتن
timepieces
گاه شمار
timepiece
گاه شمار
revolution conter
دور شمار
second-hand
ثانیه شمار
to be valid
به شمار آمدن
unit
یگان شمار
metronomes
میزانه شمار
metronome
میزانه شمار
sprinkling
شمار اندک
workforce
شمار کارگران
stopwatches
قدم شمار
stopwatches
گام شمار
timeline
گاه شمار
stopwatch
قدم شمار
stopwatch
گام شمار
speedometers
کیلومتر شمار
speedometer
کیلومتر شمار
units
یگان شمار
metronomic
مطابق میزانه شمار
chronometer
گاه شمار کرونومتر
milepost
کیلومتر شمار جاده
log
کیلومتر شمار ناو
tellers
رای شمار تحویلدار
logs
کیلومتر شمار ناو
hour land
عقربه ساعت شمار
hour hands
عقربه ساعت شمار
hour hand
عقربه ساعت شمار
sweep hand
عقربه ثانیه شمار
chronometer
ساعت شمار دقیق
teller
رای شمار تحویلدار
minute hand
عقربه دقیقه شمار ساعت
planetesimal
اجرام کوچک وبی شمار اسمانی
miliary
عرق گزی کوچک وبی شمار
milestones
بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
numerator
برخه شمار
[شماران]
[صورت کسر]
[ریاضی]
milestone
بامیل خود شمار نشان گذاری کردن
chest set
صندوق
cash office
صندوق
water jacket
صندوق اب
lacunar
صندوق
fund
صندوق
case
صندوق
coffer
صندوق
boxes
صندوق
box
صندوق
chests
صندوق
chest
صندوق
cashes
صندوق
funded
صندوق
cash
صندوق
cashed
صندوق
cases
صندوق
cashing
صندوق
coffers
صندوق
hutch
صندوق
hutches
صندوق
penny bank
صندوق پس انداز
provident bank
صندوق پس انداز
savings bank
صندوق پس انداز
strongbox
گاو صندوق
box maker
صندوق ساز
money-box
صندوق اعانه
mailboxes
صندوق پست
mailbox
صندوق پست
savings bank
صندوق پس انداز
trustee savings bank
صندوق پس انداز
aid fund
صندوق تعاون
box type van body
بدنه صندوق
crates
صندوق مشبک
box caisson
صندوق قالب پی
cases
پوشانیدن صندوق
to coffer
در صندوق اندوختن
altar-tomb
صندوق مزار
crate
صندوق مشبک
case
پوشانیدن صندوق
post-boxes
صندوق پست
post-box
صندوق پست
letterboxes
صندوق مراسلات
letterboxes
صندوق پست
letterbox
صندوق مراسلات
letterbox
صندوق پست
case
صندوق جعبه
money-boxes
صندوق اعانه
cases
صندوق جعبه
risk money
کسر صندوق
ballot box
صندوق ارا
ballot boxes
صندوق ارا
cash deficit
کسر صندوق
cashier's allowance
کسر صندوق
loan fund
صندوق وام
letter drop
صندوق پست
kench
تغار صندوق
cash office
دایره صندوق
bins
جازغالی صندوق
letter box
صندوق پست
trunks
بشکه صندوق
pension fund
صندوق بازنشستگی
closets
صندوق خانه
closet
صندوق خانه
closeted
صندوق خانه
cash box
صندوق پول
closeting
صندوق خانه
poor box
صندوق اعانه
postbox
صندوق پست
trunk
بشکه صندوق
bin
جازغالی صندوق
money box
صندوق دستگیری
caisson
صندوق مهمات
bank of deposit
صندوق پس انداز
money box
صندوق اعانه
caisson
[محفظه یا صندوق زیرآبی]
posted
صندوق پست تعجیل
depositary for a fund
سپرده برای یک صندوق
post
صندوق پست تعجیل
posts
صندوق پست تعجیل
boot
[British E]
صندوق چمدان
[خودرو]
trunk
[American E]
صندوق چمدان
[خودرو]
post-
صندوق پست تعجیل
boot locke
قفل صندوق عقب
repositories
صندوق تابوت فرف
boxy
بشکل صندوق مشت زن
unemployment fund
صندوق تامین بیکاری
social insurance fund
صندوق بیمههای اجتماعی
chested
صندوق یا سینه دار
safecracker
دزد صندوق باز کن
orderly bin
صندوق زباله در خیابان
trunk
چمدان بزرگ صندوق
trunks
چمدان بزرگ صندوق
mess treasurer
متصدی صندوق باشگاه
boxlike
بشکل صندوق یاجعبه
incase
در صندوق قرار دادن
gold pool
صندوق مشترک طلا
exchanged stabilization fund
صندوق تثبیت ارز
european monetary fund
صندوق پولی اروپا
yegg
دزد صندوق شکن
crate
صندوق بزرگ چوبی
repository
صندوق تابوت فرف
crates
صندوق بزرگ چوبی
savings and loan association
صندوق پس انداز تعاونی ورهنی
cashes
دریافت کردن صندوق پول
cashed
دریافت کردن صندوق پول
international monetary fund
صندوق بین المللی پول
cash
دریافت کردن صندوق پول
pillar boxes
صندوق پستی ستونی شکل
feretory
[صندوق آثار مقدس کلیسا]
cashing
دریافت کردن صندوق پول
IMF
مخفف صندوق بینالمللی پول
pillar box
صندوق پستی ستونی شکل
community chest
صندوق اعانه برای امورخیریه
caskets
جعبه جواهر صندوق یاتابوت
casket
جعبه جواهر صندوق یاتابوت
cash register
صندوق
[محل پرداخت پول]
there is no time like the present
<idiom>
سعدیا دی رفت و فردا همچنان معلوم نیست در میان این و آن فرصت شمار امروز را
funded
تنخواه ذخیره وجوه احتیاطی صندوق
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com