Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
English
Persian
automotive
صنعت اتومبیل
automotive industry
صنعت اتومبیل
motorcar industry
صنعت اتومبیل
Search result with all words
automobile trade
صنعت یا تجارت اتومبیل
motor vehicle industry
صنعت وسایل نقلیه موتوری صنعت اتومبیل
Other Matches
structrual engineering industry
صنعت ساختمان فولادی صنعت سوله
slingshots
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
slingshot
مانور اتومبیل عقبتر برای عبور از اتومبیل جلو با استفاده از کاهش فشار هوا
stock car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
hot rod
اتومبیل شکاری وسریع السیر اتومبیل مسابقهای
stock-car
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
stock-cars
اتومبیل شبیه به اتومبیل مسافرتی با تغییراتی بمنظورسرعت
automobile
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
automobiles
اتومبیل راندن اتومبیل سوار شدن
windscreens
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
windscreen
پنجره اتومبیل شیشه جلو اتومبیل
craft
صنعت
crafts
صنعت
artless
بی صنعت
art
صنعت
arts
صنعت
traded
صنعت
industry
صنعت
trade
صنعت
craftsman trade
صنعت
industries
صنعت
haniwork
صنعت دست
ceramics industry
صنعت سرامیک
export industry
صنعت صادراتی
extractive industry
صنعت استخراجی
domestic industry
صنعت داخلی
weak industry
صنعت کساد
cottage industries
صنعت روستایی
filmdom
صنعت سینما
family industry
صنعت خانوادگی
chiasmus
صنعت قلب
cottage industry
صنعت روستایی
declining industry
صنعت رو به زوال
electric industry
صنعت برق
contracting industry
صنعت ساختمان
manufacturing
صنعت ساخت
computer industry
صنعت کامپیوتر
competitive industry
صنعت رقابتی
manufacturing industry
صنعت کارخانهای
weak industry
صنعت ضعیف
textile industry
صنعت بافندگی
oil industry
صنعت نفت
industrialism
صنعت گرایی
infant industry
صنعت نوزاد
metal working industry
صنعت فلزکاری
agro industry
کشت و صنعت
sick industry
صنعت بیمار
iron industry
صنعت اهن
labour intensive industry
صنعت کاربر
artificer
صنعت کار
palinode
صنعت انکار
industrial espionage
جاسوسی در صنعت
textile industry
صنعت نساجی
similes
صنعت تشبیه
structrual engineering industry
صنعت سازه
hyperbole
صنعت اغراق
handicraft
صنعت دستی
simile
صنعت تشبیه
service industry
صنعت خدمات
plastic industry
صنعت پلاستیک
philotechnic
صنعت دوست
antistrophe
صنعت تجنیس
industrialist
صاحب صنعت
mystery
صنعت هنر
mysteries
صنعت هنر
craftsmen
هنرپیشه صنعت گر
craftsman
هنرپیشه صنعت گر
industrialists
صنعت کار
industrialists
صاحب صنعت
industrialist
صنعت کار
technology
صنعت شناسی
technologies
صنعت شناسی
carrying business
صنعت حمل و نقل
transport business
صنعت حمل و نقل
carrying-trade
صنعت حمل و نقل
shipping trade
صنعت حمل و نقل
handicraft
صنعت دستی حرفه
carrying trade
صنعت حمل و نقل
counterpoint
صنعت ترکیب الحان
barrier to entry
منع ورود به صنعت
industrially
ازلحاظ کار و صنعت
small scale industry
صنعت به مقیاس کوچک
talkie
صنعت فیلم ناطق
talkies
صنعت فیلم ناطق
non ferrous metal industry
صنعت فلزات غیراهنی
nationalized industry
صنعت ملی شده
metaphor
صنعت استعاره کنایه
metaphors
صنعت استعاره کنایه
machine building industry
صنعت ماشین سازی
confectionery
صنعت شیرینی سازی
location of industry
تعیین مکان صنعت
iron and steel working industry
صنعت اهن و فولاد
sick industry
صنعت عقب مانده
expanding industry
صنعت در حال گسترش
constant cost industry
صنعت هزینههای ثابت
transport industry
صنعت حمل و نقل
declining industry
صنعت درحال تنزل
transport trade
صنعت حمل و نقل
beaver fur
خز سگ آبی
[صنعت پوشاک]
electrotechnology
شناخت صنعت برق
beaver
خز سگ آبی
[صنعت پوشاک]
ease of entry
سهولت ورودبه یک صنعت
pleating machine
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
plaiting machine
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
free entry
ورود ازاد بنگاهها به صنعت
plaiter
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
long run industry supply curve
منحنی عرضه صنعت در بلندمدت
cuttler
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
location of industry
تعیین محل استقرار صنعت
plaiter
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
elaborately
ازروی صنعت و نازک کاری
cuttler
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
pleating machine
دستگاه چاکدار کن
[صنعت نساجی]
plaiting machine
دستگاه چین
[تا]
کن
[صنعت نساجی]
location theory
نظریه تعیین محل استقرار صنعت
globe valve
شیر سوپاپی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
industrial
دارای صنایع بزرگ اهل صنعت
aviationelectronic
بکارگیری الکترونیک در صنعت هوانوردی یا فضانوردی
eisa
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
extended industry standard architecture
معماری استاندارد صنعت توسعه پذیر
poor prospects for the steel industry
دورنمای ضعیف برای صنعت پولاد
Want is the mother of industry.
<proverb>
خواستن ,مادر صنعت و سازندگى است .
Irans industry is progressing.
صنعت ایران درحال ترقی است
globe valve
شیر بشقابی
[صنعت]
[تکنولوژی ]
[مهندسی]
electrometallurgy
صنعت ذوب فلزات با سیستمهای پیشرفته الکتریکی
Hollywood
شهر هالیوود مرکز صنعت سینمای امریکا
technologies
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
technology
قرار دادن یک قطعه الکترونیکی جدید در تجارت یا صنعت
viticulture
صنعت شرابسازی زراعت انگور برای تهبیه شراب
biochip
تلاش صنعت کامپیوتر برای تبدیل ارگانیزم زنده به ریزه تراشه ها
The tourist industry is recovering to pre-crisis levels.
صنعت گردشگری آهسته ترمیم می شود و به سطح قبل از بحران می رسد.
ada
زبان برنامه نویسی سطح بالا که اغلب در ارتش و صنعت و موضوعات علمی به کار می رود
car jack
جک اتومبیل
pony car
اتومبیل دو در
hobby car
اتومبیل دو در
horseless carriage
اتومبیل
motor coach jack
جک اتومبیل
sqark plug
در اتومبیل
automobiles
اتومبیل
autocar
اتومبیل
speedway
اتومبیل رو
jack
جک اتومبیل
jacks
جک اتومبیل
automobile
اتومبیل
car
اتومبیل
cars
اتومبیل
heater plug
شمع اتومبیل
garageman
تعمیرکار اتومبیل
auto radio
رادیوی اتومبیل
ignition coil
کویل اتومبیل
estate cars
اتومبیل استیشن
a large car
یک اتومبیل بزرگ
patrol car
اتومبیل گشتی
license plates
نمرهی اتومبیل
hooting signal
سیگنال اتومبیل
license plate
نمرهی اتومبیل
patrol cars
اتومبیل گشتی
funny car
اتومبیل غیرعادی
driving mirror
اینه اتومبیل
a medium sized car
یک اتومبیل متوسط
car breakdown
خرابی اتومبیل
car hire
اجاره اتومبیل
formula car
اتومبیل مسابقه
a small car
یک اتومبیل کوچک
cattle-grid
قفسفلزیمخصوصحملاحشام با اتومبیل
flivver
اتومبیل ارزان
parabolic reflector
نورافکن اتومبیل
snowmobile
اتومبیل برفی
sport car
اتومبیل شکاری
paddywagon
اتومبیل پلیس
sport car
اتومبیل کورسی
sport car
اتومبیل اسپورت
sports sedan
اتومبیل کوچک
car port
سایبان اتومبیل
sprinkler truck
اتومبیل ابپاش
passanger car
اتومبیل شخصی
saloon car
اتومبیل کالسکهای
racing car
اتومبیل مسابقه
pneumatic tube
لاستیک اتومبیل
patrol wagon
اتومبیل پلیس
passenger car
اتومبیل سواری
motor vehicle tax
فرمان اتومبیل
starting crank
هندل اتومبیل
licence plate
پلاک اتومبیل
jitney
اتومبیل کرایهای
jackshaft
دنده دو در اتومبیل
car ports
سایبان اتومبیل
interior heater
بخاری اتومبیل
tricar
اتومبیل سه چرخه
touring car
اتومبیل 4 یا 5 یا 6 نفره
motorcar jack
بالابر یا جک اتومبیل
station car
اتومبیل استیشن
top boot
کروک اتومبیل
door lamp
لامپ در اتومبیل
fan
پروانه اتومبیل
auto body sheet
بدنه اتومبیل
automobile body sheet
بدنه اتومبیل
auto radio
گیرنده اتومبیل
automobile battery
باتری اتومبیل
accidents
تصادف اتومبیل
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com