Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
old guard
صنوف صاحب اعتبار قدیم
Other Matches
upperclassman
عضو صنوف ممتازه اجتماع
teutonic
از نژاد قدیم المانی زبان قدیم توتنی
jointer
صاحب شیره کش خانه صاحب مشروب فروشی
overdraft
حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts
حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
unfinanced
بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
credit system of supply
سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
of old
قدیم
the old world
بر قدیم
anciently
در قدیم
primitive
قدیم
yore
در قدیم
old world
دنیای قدیم
pierian
در مقدونیه قدیم
Aborigine
اهلی قدیم
the youth of the world
روزگارخیلی قدیم
In times past . In olden days .
درروزگاران قدیم
the old testament
عهد قدیم
the old ways
رسوم قدیم
tzar
امپراطورروسیه قدیم
dateless
بسیار قدیم
f. times
ایام قدیم
immensurable
خیلی قدیم
ancientry
عهد قدیم
early
مربوط به قدیم عتیق
conventionality
پیروی از سنت قدیم
babylon
شهر بابل قدیم
unites
سکه قدیم انگلیسی
earliest
مربوط به قدیم عتیق
satrap
استاندار قدیم ایران
samson
قاضی قدیم اسرائیل
samaria
سامریه در فلسطین قدیم
Old Testament
پیمان یا وصیت قدیم
italic
وابسته به ایتالیاییهای قدیم
proconsulship
مقام فرمانداری در رم قدیم
uniting
سکه قدیم انگلیسی
kempo
تکنیک قدیم کاراته
land grave
کنت قدیم المانی
conservatives
پیرو سنت قدیم
conservative
پیرو سنت قدیم
iguanodont
سوسماربزرگ گیاهخوار قدیم
old english
زبان انگلیسی قدیم
immemorially
بطور خیلی قدیم
from immemorial times
از زمان خیلی قدیم
proconsular
وابسته به فرمانداران رم قدیم
carthage
شهر کارتاژ قدیم
unite
سکه قدیم انگلیسی
It is an old saying that …
از قدیم گفته اند که ...
pandect
حقوق مدنی روم قدیم
apis
گاو مقدس مصریان قدیم
pony express
پست سریع السیر قدیم
propraetor
کنسول فرمانداراستان قدیم روم
immemorial
بسیار قدیم خیلی پیش
punic
اهل کارتاژ قدیم قرطاجنی
ra
خدای افتاب مصریان قدیم
Hamedan
شهر همدان
[اکباتان قدیم]
paleo arctic or palaeo
وابسته بشمال دنیای قدیم
macaca
نوعی میمون دنیای قدیم
macaque
نوعی میمون دنیای قدیم
fabliau
وابسته باشعار قدیم فرانسه
nestorian
کلیسای نسطوری قدیم ایران
ecclesiast
عضوانجمن سیاسی اتنیهای قدیم
old indian defence
دفاع هندی قدیم شطرنج
doric
بسبک معماری قدیم یونان
paleethnology
مبحث شناسایی انسانهای قدیم
sab
وابسته به سبایایمن قدیم یمنی
tchigorin indian
دفاع هندی قدیم شطرنج
triumvirates
یکی از سه زمامدار روم قدیم
the a of days
خدای سرمدی قدیم الایام
stuart
خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
triumvier
یکی از سه زمامدار روم قدیم
mercury
یکی از خدایان یونان قدیم
plebs
توده مردم روم قدیم
paleo etc
وابسته بشمال دنیای قدیم
triumvirate
یکی از سه زمامدار روم قدیم
saker
باز شکاری در اروپای قدیم
babel
شهر و برج قدیم بابل
gambit of aleppo
نام قدیم گامبی وزیر شطرنج
classic
مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
sogdian
اهل سغدیا یا سغد قدیم ایران
classics
مربوط به نویسندگان قدیم لاتین ویونان
essenism
اصول یازندگی راهبان قدیم یهود
lambrequin
دستمال روی کلاه خوددلاروران قدیم
mycenaean
اهل شهر "مسین " قدیم یونان
lawmerchant
قواعد واصول قدیم معاملات بازرگانی
mycenian
اهل شهر "مسین " قدیم یونان
hoplite
سرباز پیاده مسلح یونان قدیم
protasis
نخستین قسمت درام قدیم رومی
hierology
علم خواندن خطوط قدیم مصر
propretor
کنسول فرماندار استان قدیم روم
guard mount
مراسم تعویض پاسدار قدیم یاجدید
goth
یکی از اقوام المانی قدیم بربری
Whig
عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
Whigs
عضو حزب "ویگ " در انگلیس قدیم
pre chellean
وابسته به اواخر دوره عصرحجر قدیم
portcullis
درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
portcullises
درورودی قلعههای قدیم پنجره کشودار
paleontology
مبحث زیست شناسی دوران قدیم
shekel
واحد وزن وپول بابل قدیم
doric
وابسته بمردم دوریس یونان قدیم
He is an old – timer at this club .
از قدیم عضو این با شگاه بو ده است
quadriga
ارابه چهار اسبه رومیان قدیم
archon
یکی از افسران عالیرتبهء اتن قدیم
acinaces
شمشیر کوتاه ایرانیان قدیم وسکاها
atrium
اطاق میانی خانههای روم قدیم
from (since) the year dot
[British E]
<adv.>
از زمان خیلی قدیم
[اصطلاح روزمره]
from (since) the year one
[American E]
<adv.>
از زمان خیلی قدیم
[اصطلاح روزمره]
request for discharge
عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
gutta
تزئینات مخروطی شکل سردیوار ساختمانهای قدیم
scutum
سپر دراز یا تخم مرغی روم قدیم
knight bachelor
پایین ترین مرتبه سلحشوری قدیم انگلیس
uncial
وابسته بحروف الفبای قدیم یونان و روم
shaman
کشیش یاکاهن یاجادوگرمردم قدیم شمال اسیاواروپا
canon low
دررم قدیم مورد عمل بوده وامروز در
olympiad
جشن ها ومسابقات قدیم یونان مسابقات المپیک
paleolith
الات سنگی نتراشیده عصر حجر قدیم
elam
کشور ایلام قدیم که درناحیه خوزستان بوده
primogeniture
حق فرزند ارشد ذکور نسبت به تمام ارث (در قدیم)
fleur de lis
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
archeologic
وابسته به باستان شناسی مربوط بعلم اثار قدیم
staged
تغییر بین سیستم قدیم و جدید در یک سری طبقات
modernism
نو گرایی سازش دادن عقاید قدیم باافکار جدید
paleontologist
ویژه گر زیست شناسی دوران قدیم یا کهنه سنگی
fleur de lys
گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
mesolithic
وابسته بدوره بین عصر حجر قدیم وجدید میانسنگی
lowboy
عضو حزب محافظه کار قدیم میز چهارپایه کشودار
paleolithic
وابسته به دوره دوم عصر حجر قدیم یا کهنه سنگی
owner
صاحب
owners
صاحب
padrone
صاحب
mastered
صاحب
lord
صاحب
masters
صاحب
master
صاحب
lords
صاحب
ownerless
بی صاحب
palafitte
خانهای که درزمانهای قدیم پیش ازتاریخ روی تیرهای که دردریاچه فرومیکردند
homeowners
صاحب خانه
building owner
صاحب کار
housemothers
زن صاحب خانه
manufacturers
صاحب کارخانه
titlist
صاحب سندمالکیت
office-holder
صاحب مقام
assayer
صاحب عیار
officiary
صاحب منصب
permit holder
صاحب جواز
Distinguished . Titled.
صاحب عنوان
restauranteur
صاحب رستوران
office-holders
صاحب مقام
planters
صاحب مزرعه
planter
صاحب مزرعه
innkeeper
صاحب مسافرخانه
shipowner
صاحب کشتی
shop keeper
صاحب دکان
slaveholder
صاحب برده
stock holder
صاحب سهم
homeowner
صاحب خانه
unowned
بی صاحب بیمالک
lairds
صاحب زمین
laird
صاحب زمین
innkeepers
صاحب مسافرخانه
sharecropper
صاحب نسق
waif
مال بی صاحب
seignior
صاحب تیول
official
صاحب منصب
signatory
صاحب امضا
signatories
صاحب امضا
officers
صاحب منصب
officer
صاحب منصب
housemother
زن صاحب خانه
manufacturer
صاحب کارخانه
land lady
زن صاحب ملک
manufaturer
صاحب کارخانه
grantee
صاحب امتیاز
monopolist
صاحب انحصار
no man's land
سرزمین بی صاحب
free ball
توپ بی صاحب
notary public
صاحب محضر
man of place
صاحب مقام
man of place
صاحب منصب
liege
صاحب تیول
landholder
صاحب ملک
lessor
صاحب ملک
in the saddle
صاحب اختیار
licence owner
صاحب امتیاز
nursery man
صاحب قلمستان
feudatory
صاحب تیول
concessioner
صاحب امتیاز
concessionary
صاحب امتیاز
concessionaire
صاحب امتیاز
master of the time
صاحب الزمان
feudary
صاحب تیول
in power
صاحب مقام
of consequence
صاحب شان
owner of a property
صاحب ملک
benefactors
صاحب خیر
licensee
صاحب جواز
stockholders
صاحب سهم
landowner
صاحب ملک
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com