English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
assembly listing صورت برداری همگذاری لیست اسمبلی
Other Matches
source listing لیست برداری منبع
source 1-لیست کردن متن به صورت اصلی . 2-لیست کردن برنامه اصلی
trig list لیست نقاط نقشه برداری شده فهرست مختصات نقاط نقشه برداری شده
payroll لیست حقوق صورت پرداخت
assembler برنامه اسمبلی یا برنامهای که برنامه به زبان اسمبلی را به کد ماشین تبدیل میکند
searches جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
number انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
searched جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
input لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
inputted لیست دستورات که به صورت ورود انجام می شوند.
searchingly جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
numbers انتساب اعداد و به لیست موضوعات به صورت مرتب
search جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
To take an invevtory. صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
indexed لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
sequences تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
indexes لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
sequence تعداد موضوعات یا داده هایی که به صورت لیست مرتب منط قی قرار دارد
index لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
pict قالب فایل گرافیکی که تصاویر را به صورت برداری ذخیره میکند
wordprocessing استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و...
assembly همگذاری
moderated list لیست پستی که تمام موضوعات آن پیش از ارسال به کاربران لیست خوانده میشود
subscribed افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribe افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribing افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
subscribes افزودن نام به لیست پستی از لیست سرویس ها تا هر پیامی برای گروه دریافت کنید
assembly program برنامه همگذاری
synthetize همگذاری کردن
assembly list سیاهه همگذاری
assembly language زبان همگذاری
assemble and go همگذاری و اجرا
unmoderated list لیست پست که هر مادهای که در لیست باشد را به زیرنویس دیگر منتقل میکند بدون اینکه کسی آنرا بخواند یا بررسی کند
inventory از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
xerography عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
xerographic عکس برداری وکپی برداری ازترسیمات بوسیله اثرنور برروی کاغذ وغیره
push up list لیستی از اقلام که در ان هرقلم در اخر لیست وارد میشود و سایر اقلام همان مکان مربوطه در لیست راحفظ می کنند
circular list لیست مدور لیست حلقوی
stenciling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stenciled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencil الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencils الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilled الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stencilling الگوی گرده برداری قالب نقشه برداری
stacked روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stack روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
hectograph ماشین کپیه برداری یارونوشت برداری
assembly اسمبلی گردهمایی
assembly program برنامه اسمبلی
assembly language زبان اسمبلی
assembly language instruction دستورالعمل زبان اسمبلی
to to ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
formats قواعد دستورات زمان اسمبلی
assembled ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembles ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
format قواعد دستورات زمان اسمبلی
assemble ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
structuring روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
disassemble ارسال دستورات کد ماشین به قواعد اسمبلی
structures روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
structure روش منط قی یا مرتب برنامههای اسمبلی
reentrant code برنامههای اسمبلی تولیدشده توسط ماشین
assembly تعدادی دستورات کد اسمبلی که یک کار را تشکیل می دهند
dictionaries 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
dictionary 1-بلاکی که کلمات و معنای آنها را لیست میکند. 2-ساختار مدیرت داده که امکان مراجعه و ذخیره سازی فایلها را فراهم میکند. 3-بخشی از برنامه آزمایش دیکته :لیست کلمات صحیح برای بررسی متن وجود دارند
assembler کد شی ای که در یک اجرای اسمبلی از برنامه اصلی ایجاد شده است
implied addressing دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
disassembler نرم افزاری که برنامه کد ماشین را به حالت اسمبلی بر می گرداند
microprogram هر دستور زبان اسمبلی کامپیوتر که با زیربرنامه اجرا شود
operation بخشی از دستور زبان اسمبلی که حاوی نشانههای کد اجرا باشد
assembler پیام برنامه اسمبلی برای اعلام اینکه خطا در کد اصلی یافت شد
assembly نمایش یک برنامه اسمبلی که به ترتیب مکانهای حافظه مرتب شده است
geodesy نقشه برداری عملیات نقشه برداری در شبکه جهانی
assembly نشانه هایی که برای نمایش دستورات کد ماشین در برنامه اسمبلی به کار می روند
common control کنترل عمومی نقشه برداری شبکه عمومی نقشه برداری شبکه جهانی نقشه برداری
geodetic datum سطح مبنای نقشه برداری افق مبنای نقشه برداری زمینی جهانی
local چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
macro استفاده از برچسب در زبان برنامه نویسی اسمبلی برای بیان به اسمبلر که تابع ماکرو در آن نقط ه وارد میشود
machine address نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
bench mark شاخص علامت نقطه کنترل نقشه برداری شاخص نقشه برداری
plastic bubble keyboard صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
assembler اسمبلی که کد ماشین را از یک کامپیوتر در حین اجرای کامپیوتر دیگر تولید ی کند
packets روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packet روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
numeric که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
barrage jamming تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
watt واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
discretionary آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
survey station ایستگاه نقشه برداری ایستگاه کنترل نقشه برداری
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
table لیست
tables لیست
list لیست
tabled لیست
tabling لیست
payroll لیست حقوق
circular list لیست دایرهای
two way list لیست دو طرفه
chained list لیست زنجیری
trig list لیست مثلثاتی
program listing لیست برنامه
price list لیست قیمت
registers لیست یا فهرست
chained list لیست زنجیرهای
listing لیست گیری
parts list لیست اجزاء
rolls of honour لیست افتخار
waiting list لیست انتظار
roll of honour لیست افتخار
waiting lists لیست انتظار
dense list لیست متراکم
promotion list لیست ترفیعات
sublist زیر لیست
listings لیست گیری
parts list لیست قطعات
black list لیست سیاه
inventory لیست موجودی
linked list لیست پیوندی
linked list لیست پیوسته
linear list لیست خطی
list of targets لیست اماجها
list of targets لیست هدفها
list processing لیست پردازی
list processing پردازش لیست
sequential list لیست ترتیبی
list structure ساختار لیست
load manifest لیست بارها
target list لیست هدفها
check lists لیست مرجع
source listing لیست منبع
symmetric list لیست متقارن
registering لیست یا فهرست
wage bill لیست حقوق
register لیست یا فهرست
actions لیست امکانات
action لیست امکانات
pay roll لیست حقوق
list لیست گرفتن
target list لیست اماجها
money list لیست حقوق
emptiest لیست بدون عضو
empties لیست بدون عضو
empty لیست بدون عضو
emptier لیست بدون عضو
emptied لیست بدون عضو
subscripted list لیست زیرنویس دار
pushup list لیست بالا فشردنی
lisp لیسپ پردازش لیست
pushdown list لیست پایین فشردنی
muster لیست اسامی فراخواندن
cataloging لیست قطعات کاتالوگ
catalogs لیست قطعات کاتالوگ
catalogue لیست قطعات کاتالوگ
catalogued لیست قطعات کاتالوگ
catalogues لیست قطعات کاتالوگ
cataloguing لیست قطعات کاتالوگ
authorized parts list لیست قطعات مجاز
contents لیست موضوعات در یک فایل
log فهرست لیست پیمودن
logs فهرست لیست پیمودن
loading list لیست بارگیری خودرو
list processing langauge زبانهای پردازش لیست
list processing langauge زبان لیست پردازی
key list لیست کلیدهای رمز
indexed list لیست شاخص دار
excess listing لیست اقلام مازاد
cataloged لیست قطعات کاتالوگ
mailing list program برنامه لیست پستی
military pay order لیست حقوقی پرسنل
mustered لیست اسامی فراخواندن
mustering لیست اسامی فراخواندن
lisped لیسپ پردازش لیست
musters لیست اسامی فراخواندن
lisping لیسپ پردازش لیست
lisps لیسپ پردازش لیست
pay records پرونده لیست حقوق
pay order لیست پرداخت حقوق
manifest قطعنامه لیست مسافرین
manifested قطعنامه لیست مسافرین
multilinked list لیست چند پیوندی
manifesting قطعنامه لیست مسافرین
pay roll لیست پرداخت حقوق
manifests قطعنامه لیست مسافرین
money list لیست پرداخت حقوق
double linked list لیست پیوندی مضاعف
dat سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
field control نقاط کنترل نقشه برداری نقاط کنترل زمینی نقشه برداری
excess listing لیست وسایل انفرادی مازاد
billed ثبت شده در صورتحساب یا لیست
manifest فهرست بارها لیست وسایل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com