Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
English
Persian
schedule
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
scheduled
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
schedules
صورت یا فهرستی ضمیمه کردن
Other Matches
the a invoice
صورت حساب ضمیمه
annexes
ضمیمه کردن ضمیمه
annex
ضمیمه کردن ضمیمه
annexing
ضمیمه کردن ضمیمه
pull down menu
فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
tabular
فهرستی
indexical
فهرستی
menu driven
فهرستی
excursus
مقالهء ضمیمه ضمیمه تشریحی
inventorial
مربوط به دفتر دارایی فهرستی
attaching
ضمیمه کردن
attaches
ضمیمه کردن
accompanies
ضمیمه کردن
tag
ضمیمه کردن
accompanied
ضمیمه کردن
enclosing
ضمیمه کردن
tags
ضمیمه کردن
encloses
ضمیمه کردن
enclose
ضمیمه کردن
tacks
ضمیمه کردن
add
ضمیمه کردن
affix
ضمیمه کردن
tack
ضمیمه کردن
affixed
ضمیمه کردن
affixes
ضمیمه کردن
tacked
ضمیمه کردن
affixing
ضمیمه کردن
accompany
ضمیمه کردن
adject
ضمیمه کردن
append
ضمیمه کردن
subjoin
ضمیمه کردن
tacking
ضمیمه کردن
attach
ضمیمه کردن
attachment
توقیف کردن ضمیمه
inventory
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
numeric
که در بسیاری صفحه کلیدهای کامپیوتر به صورت گروه جداگانه برای واد کردن حجم زیادی از داده به صورت اعداد به کار می رود
supplements
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplemented
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplementing
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
supplement
تکمیل کردن ضمیمه شدن به
attachable
قابل بهم پیوستن یا ضمیمه کردن
attaches
پیوست کردن ضمیمه کردن
attach
پیوست کردن ضمیمه کردن
attaching
پیوست کردن ضمیمه کردن
list price
فهرست قیمت اجناس فهرستی که در ان قیمت اجناس یا اگهی ویاکالاهای تجارتی رانوشته اند
local
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
locals
چاپگری که به صورت فیزیکی به کامپیوتر وصل است و نه به صورت منبع اشتراکی در شبکه
printer
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
printers
وسیلهای که داده ورودی به صورت الکتریکی را به صورت قابل خواندن چاپ شده تبدیل میکند
plastic bubble keyboard
صفحه کلید که کلیدهای آن به صورت حبابهای کوچک روی ورقه پلاستیکی هستند که در صورت انتخاب مدار را کامل می کنند
packet
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
packets
روش ارسال داده روی شبکه گسترده به صورت بستههای کوچک که بعدا به صورت درست سوار می شوند در مرحله دریافت
invoiced
صورت کردن
list
صورت کردن
invoices
صورت کردن
invoicing
صورت کردن
invoice
صورت کردن
complementing
ضمیمه
addendum
ضمیمه
complements
ضمیمه
addenda
ضمیمه
attachment
ضمیمه
complemented
ضمیمه
complement
ضمیمه
apendix
ضمیمه
appendant
ضمیمه
appendixes
ضمیمه
appurtenance
ضمیمه
appendix
ضمیمه
appendage
ضمیمه
comprising
<prep.>
به ضمیمه
including
<prep.>
به ضمیمه
amendment
ضمیمه
amendments
ضمیمه
enclosures
ضمیمه
enclosure
ضمیمه
appurtenence
ضمیمه
accompanying
ضمیمه
including
به ضمیمه
attached
ضمیمه
inclusive of
<prep.>
به ضمیمه
thereto attached
ضمیمه به ان
supplement
ضمیمه
supplemented
ضمیمه
insertion
ضمیمه
exhibited
ضمیمه
supplements
ضمیمه
accompaniments
ضمیمه
exhibit
ضمیمه
supplementing
ضمیمه
appendages
ضمیمه
appendices
ضمیمه
exhibiting
ضمیمه
annexing
ضمیمه
annexes
ضمیمه
annex
ضمیمه
exhibits
ضمیمه
accompaniment
ضمیمه
rosters
وارد صورت کردن
to strike off the rolls
از صورت حذف کردن
roster
وارد صورت کردن
arrangement
ضمیمه قرارداد
appendixes
ضمیمه ذیل
extrinsic
جزئی ضمیمه
enclosed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
attributed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
attached
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
annexed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
affixed
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
cirrus
اویز ضمیمه
vermiform appendix
ضمیمه اعور
postscripts
ضمیمه کتاب
enclosed
ضمیمه شده
affected
[added]
<adj.>
<past-p.>
ضمیمه شده
arrangements
ضمیمه قرارداد
appendix
ضمیمه ذیل
tag
ضمیمه شدن به
tags
ضمیمه شدن به
annexed
ضمیمه منضم
codicil
ضمیمه وصیتنامه
codicils
ضمیمه وصیتنامه
postscript
ضمیمه کتاب
adjoint
مشوق ضمیمه
attachment
ضمیمه الصاق
attachment
ضبط ضمیمه
adjuncts
ملازم ضمیمه
adjunct
ملازم ضمیمه
an a to a dictionary
ضمیمه فرهنگ
given in
ضمیمه شده
strike off the rolls
از صورت وکلا خارج کردن
mine action
عمل کردن به صورت مین
adjunction
ضمیمه مشاع سازی
additions
اسم اضافی ضمیمه
annexing
پیوستن ضمیمه سازی
cirrate
دارای زائده و ضمیمه
pendants
بی تکلیف ضمیمه شده
annexation
ضمیمه سازی انضمام
annexes
پیوستن ضمیمه سازی
addition
اسم اضافی ضمیمه
annex
پیوستن ضمیمه سازی
pendant
بی تکلیف ضمیمه شده
barrage jamming
تولید پارازیت به صورت پرده ممانعتی پخش پارازیت به صورت توده وسیع
skews
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
To take an invevtory.
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
to e. figures upon astone
صورت هایی بر سنگ نقش کردن
skewing
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
skew
میزان کردن چیزی به صورت نادرست
take something to heart
<idiom>
به صورت جدی تصمیم گیری کردن
watt
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
watts
واحداندازه گیری SI برای توان الکتریکی که به صورت توان تولیدشده در صورت عبور جریان یک آمپر از باری که ولتاژ یک ولت دارد تعریف میشود
glossary
واژه نامه ضمیمه کتاب
attachment
ضمیمه اثاث جمع اوری
tagged
بر چسب زده ضمیمه دار
glossaries
واژه نامه ضمیمه کتاب
copy of his letter is here with enclosed
رونوشت نامه وی ضمیمه است
discretionary
آنچه در صورت نیاز لازم و در صورت عدم نیاز زیادی باشد
to stare at person in the face
توی صورت کسی خیره یابربرنگاه کردن
administrative landing
پیاده کردن بار و مسافر به صورت اداری
hasty sling
حلقه کردن بند تفنگ به صورت تعجیلی
figure eight fake
ارایش کردن طنابهای ناو به صورت چلیپایی
return account
صورتحسابی که به برات رجوعی ضمیمه میشود
denationalizing
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalized
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalizes
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalised
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalises
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalising
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
denationalize
از حقوق ملی محروم کردن صنایع را از صورت ملی خارج کردن
mercury delay line
روش مرتب کردن داده ها به صورت پاس ها در طول جیوه
to save ones face
ابروی خودراحفظ کردن صورت خودرابسیلی سرخ نگاه داشتن
to marshal one's creditors
صورت بستانکاران خود را ازلحاظ تقدم و تاخر منظم کردن
attachment
توقیف و ضبط شخص یا مال به دلایل قانونی ضمیمه
check register
بازرسی کردن صورت حساب واریز حساب کردن واریزحساب
lotions
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
lotion
محلول طبی مخصوص شستشویا ضدعفونی کردن صورت وغیره لوسیون
chyron
[American E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
aston
[British E]
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
Lower third
قسمت پائین صفحه تلویزیون
[برای نوشته و عکسهای ضمیمه]
rom
دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
chargeable accessions
استخدام به صورت پرسنل کادر استخدام به صورت پیمانی
line astern
صورت بندی ستون هوایی صورت بندی یک ستونه
WAV file
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
format
مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
selects
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
formats
مرتب کردن متن به طوری که به صورت چاپی روی کاغذ فاهر شود
WAVE file
روش استاندارد مرتب کردن سیگنال آنالوگ به صورت دیجیتال در O ویندوز ماکروسافت .
selected
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
index
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexed
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
indexes
لیست موضوعات طبقه بندی شده به گروههایی یا مرتب کردن به صورت الفبا
select
خط تجزا روی یک قطعه که در صورت وجود سیگنال مانع از کار کردن آن میشود.
declarative statement
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declaration
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
declarations
نوشتن و مشخص کردن نوع متغیر و در صورت وجود نام توابع و محل آنها
mined
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mine
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
mines
مین گذاری کردن عمل کردن به صورت مین
hotspot
فضای خاص در تصویر یا نمایش که در صورت حرکت کردن نمایشگر روی آن کار خاصی میکند
dat
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
texts
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و..
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com