English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 243 (37 milliseconds)
English Persian
bullet-proof ضد گلوله کردن
Search result with all words
shoot پرتاب کردن گلوله
shoots پرتاب کردن گلوله
launch به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launched به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launches به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
launching به اب انداختن کشتی پرداخت کردن گلوله یا موشک شروع کردن کار
clue گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
hit اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hits اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
hitting اصابت تیر تصادف ضربه زدن به دشمن خوردن گلوله به هدف برخورد کردن با دشمن اثرتیر
ball گلوله کردن
stabilization برقرار کردن تعادل یاثبات گلوله در مسیر
spot مشاهده کردن گلوله ها
spots مشاهده کردن گلوله ها
slug گلوله باران کردن
slugged گلوله باران کردن
slugs گلوله باران کردن
premature عمل پیشرس پیش از وقت عمل کردن گلوله
stand off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-off برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
stand-offs برتری رزمی جنگ افزار فاصله لازم برای نفوذ گلوله ثاقب در لحظه عمل کردن
bombing بمباران کردن گلوله باران کردن
bombard بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarded بمباران کردن گلوله باران کردن
bombarding بمباران کردن گلوله باران کردن
bombards بمباران کردن گلوله باران کردن
bombardment گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
bombardments گلوله باران کردن تک به هدف به وسیله اتش هوایی یا توپخانه
shell بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shelling بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
shells بدنه پوکه فشنگ گلوله باران کردن پوسته پوست کندن
cannonade گلوله باران کردن
clew گلوله کردن
lack vt با گلوله سوراخ کردن
shell off گلوله باران کردن
to roll a huge snowball گلوله بزرگی از برف درست کردن
to round up گلوله کردن
to wind up کوک کردن اماده کردن گلوله
water displacement زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
windage حرکت سمتی اثر باد درمنحرف کردن گلوله
discharge خالی کردن گلوله
Other Matches
sensing تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
misses موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
miss موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trends مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
missed موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trend مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
sabot کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
fire ball گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
frangible bullet گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
ogive ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
splinterproof ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
dud منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
velocity jump جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
nuclear stalemate گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
base of trajectory تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
ballistics of penetration شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
lead collision course مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
globes گلوله
roundest گلوله
cartridges گلوله
cartridge گلوله
line shot گلوله در خط
glomerule گلوله رگ
bullet-proof ضد گلوله
shell proof ضد گلوله
globe گلوله
fire ball گلوله
gunshot گلوله
gunshots گلوله
cannon proof ضد گلوله
clues گلوله نخ
rounds گلوله ها
clue گلوله نخ
projectile گلوله
ball گلوله
round گلوله
bullets گلوله
shot گلوله
bullet گلوله
pellet گلوله
shots گلوله
can , not observe گلوله ناپیدا
trajectory خط سیر گلوله
gunshots زخم گلوله
plumb bob گلوله شاقول
slugged گلوله بی شکل
fragment بسک گلوله
cannonball گلوله توپ
illumination round گلوله منور
cannon shot گلوله توپ
blobs گلوله حباب
blob گلوله حباب
cannon proof ضد گلوله توپ
burst center مرکز گلوله
slug گلوله بی شکل
plummets گلوله سربی
plummeted گلوله سربی
ballistic trajectory خط سیربالیستیکی گلوله
ditto گلوله در راه
plummet گلوله سربی
base fuze ماسوره ته گلوله
base spray بسکهای ته گلوله
gunshot زخم گلوله
blank cartridge فشنگ بی گلوله
blank catridge گلوله سلام
starshell گلوله منور
equivalent service rounds گلوله معادل
trajectory مسیر گلوله
piercing shell گلوله ثاقب
plummeting گلوله سربی
bulletproof ضد یا مانع گلوله
beehive گلوله ضد نفر
ounce of lead گلوله سربی
fireballs گلوله انفجاری
conglobate گلوله شدن
bombard گلوله باران
hit اصابت گلوله
bullet-proof پاد گلوله
fireball گلوله انفجاری
shaft خدنگ گلوله
trajectories مسیر گلوله
potshot گلوله هوایی
bombarded گلوله باران
leads شاقول گلوله
bombarding گلوله باران
center of burst مرکزاصابت گلوله
fragmenting بسک گلوله
bombards گلوله باران
slugs گلوله بی شکل
number of rounds تعداد گلوله ها
hits اصابت گلوله
rotund گلوله وار
drill ammunition گلوله مشقی
marbles گلوله شیشهای
marble گلوله شیشهای
impact اصابت گلوله
impacts اصابت گلوله
canon ball گلوله توپ
cartouche گلوله توپ
cease loading گلوله را پرنکنید
lead شاقول گلوله
projectile flat سکوی گلوله
hitting اصابت گلوله
trajectories خط سیر گلوله
clew گلوله نخ گره
fragments بسک گلوله
shoot گلوله زدن
gilding metal روکش گلوله
live round گلوله جنگی
shrapnel shell گلوله انفجاری
gunshot wound زخم گلوله
single shot گلوله منفرد
line of impact خط اصابت گلوله
smoke projectile گلوله دودانگیز
to toll up گلوله شدن
smoke round گلوله دودانگیز
shoot down با گلوله کشتن
loading tray سینی پر کن گلوله
globus hystericus گلوله هیستریایی
shell fragments بسک گلوله
shell fragments قطعات گلوله
snowball گلوله برف
shell proof ضد نفوذ گلوله
shell room انبار گلوله
lost گلوله ناپیدا
shilleilagh گلوله شلیلاق
shrapnel گلوله انفجاری
shrapnel گلوله افشان
bullet گلوله فشنگ
plumb گلوله سربی
delivery فروریختن گلوله
delivery پرتاب گلوله
deliveries فروریختن گلوله
deliveries پرتاب گلوله
shoots برد گلوله
sugarplum گلوله نبات
shrapnel گلوله ضد نفر
star shell گلوله منور
star shell گلوله نورافشان
snow ball گلوله برف
shrapnel گلوله نارنجکی
gun shot گلوله توپ
gun stone گلوله توپ
graupel گلوله برف
bullets گلوله فشنگ
bullet گلوله تفنگ
bullets گلوله تفنگ
snowballs گلوله برف
missiles گلوله موشک
cartouch گلوله توپ
tracer shell گلوله رسام
ball گلوله توپ
snowballing گلوله برف
bombardments گلوله باران
trial shot گلوله ازمایشی
shell گلوله توپ
illuminating shell گلوله منور
fixed shell گلوله متصل
shelling گلوله توپ
missile گلوله موشک
beehives گلوله ضد نفر
bombardment گلوله باران
shoots گلوله زدن
gas shell گلوله دودانگیز
rotating band کمربند گلوله
snowballed گلوله برف
shafts خدنگ گلوله
shells گلوله توپ
incendiary گلوله اتش زا
cannon ball گلوله توپ
cannon balls گلوله توپ
shoot برد گلوله
buckshot گلوله سربی
false ogive روکش کلاهک گلوله
illuminating shell گلوله روشن کننده
missfire عمل نکردن گلوله
shorter کوتاه خوردن گلوله
short کوتاه خوردن گلوله
volley fire پرتاب همزمان گلوله ها با هم
craters چاله ترکش گلوله ها
false ogive سپر رومی گلوله
trajectory منحنی مسیر گلوله
visual elevation افت بصری گلوله
bursts محل اصابت گلوله
burst محل اصابت گلوله
marking round گلوله نشان کننده
full service round گلوله با خرج کامل
impact point محل اصابت گلوله
impact area منطقه اصابت گلوله ها
nuclear equipoise گلوله اتمی ممنوعه
fragmentation ضد نفر گلوله افشان
illumination round گلوله روشن کننده
starshell گلوله روشن کننده
beehives گلوله افشان شراپنل
crater چاله ترکش گلوله ها
muzzle wave موج پرتاب گلوله
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com