English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
ni dan geri ضربه دوتایی با پا
Other Matches
mackle لکه یاخطی که دراثر تاشدن کاغد دوتایی چاپ شده باشد دوتایی چاپ شدن
spectroscopic binary دوتایی طیف نمایی دوتایی بیناب نمایی
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
punts ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punt ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
punted ضربه با پا باانداختن توپ بزمین و ضربه زدن پیش ازتماس ان با زمین
dualism دوتایی
binary star دوتایی
double star دوتایی
didymous دوتایی
bigeminal دوتایی
doublet دوتایی
binary دوتایی
morote دوتایی
duplexes دوتایی
dual دوتایی
doublets دوتایی
duo دوتایی
dyadic دوتایی
duos دوتایی
duplex دوتایی
couplement دوتایی
impluse response پاسخ ضربه رفتار ضربه تابع انتقال ایمپولز
binary system منظومه دوتایی
duplicate مخزن دوتایی
dual compressor کمپرسور دوتایی
binary alloy الیاژ دوتایی
morote uke دفاع دوتایی
dual indicator نشاندهنده دوتایی
dual magneto مگنتوی دوتایی
dyadic operation عمل دوتایی
dyadic operation عملکرد دوتایی
dyadic operator عملگر دوتایی
eclipse binary دوتایی گرفتی
duad ترکیب دوتایی
binary compound ترکیب دوتایی
binary notation نمادسازی دوتایی
duplicating مخزن دوتایی
duplicates مخزن دوتایی
doublet level ترازوی دوتایی
duplicated مخزن دوتایی
binary system سیستم دوتایی
doublet band نوار دوتایی
doughunt shape چنبره دوتایی
binary search جستجوی دوتایی
binary relation رابطه دوتایی
binary operator عملگر دوتایی
eclipse binary دوتایی کسوفی
dual ignition system سیستم احتراق دوتایی
coupled columns ستون های دوتایی
double shear تنش برشی دوتایی
flush bead moulding [تزئینات گچ بری دوتایی]
double-return stair پله های دوتایی
double Dutch طناببازی دوتایی نامفهوم
binary operation عمل دوتایی [ریاضی]
spectroscopic binary دوتایی طیف نمودی
interfertile اماده زاد و ولد دوتایی باهم
cross ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosser ضربه هوک پس از ضربه حریف
crosses ضربه هوک پس از ضربه حریف
crossest ضربه هوک پس از ضربه حریف
sclaff ضربه چوب به زمین و سپس به گوی بجای ضربه مستقیم به گوی
shank ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
placekick ضربه به توپ کاشته شده ضربه کاشته
acoustic coupler وسیله ای که به یک دستگاه تلفن وصل است و دادههای دوتایی را به سیگنالهای صوتی تبدیل میکند تا در خط تلفن جریان پیدا کند
double star ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
impacts ضربه
impulse ضربه
surges ضربه
surged ضربه
butt joint ضربه
impact ضربه
shocks ضربه
shocked ضربه
shock ضربه
thuds ضربه
flap ضربه
double kick دو ضربه پی در پی
butting ضربه با سر
surge ضربه
thud ضربه
pushes ضربه
kicks ضربه
hack ضربه
pushed ضربه
flapped ضربه
push ضربه
flaps ضربه
collisions ضربه
collision ضربه
tit ضربه
head ضربه با سر
thudded ضربه
thudding ضربه
brunt ضربه
pulsed ضربه
pulse ضربه
kicks ضربه با پا
hacked ضربه
kicking ضربه
impulses ضربه
tits ضربه
kick ضربه با پا
hacks ضربه
kicking ضربه با پا
antiknock ضد ضربه
kicked ضربه
kicked ضربه با پا
kick ضربه
yee jupkki ضربه پا
pops ضربه
impluse ضربه
bonking ضربه بر سر
strikeless بی ضربه
sole trap ضربه با کف پا
sole of the foot kick ضربه با کف پا
sole kick ضربه با کف پا
slugger ضربه زن
mishit ضربه بد
bonk ضربه بر سر
popped ضربه
shot ضربه
shockproof ضد ضربه
interrupter ضربه گر
whang ضربه
blow ضربه
bonked ضربه بر سر
bonks ضربه بر سر
shots ضربه
pop ضربه
blows ضربه
stroke ضربه
strokes ضربه
stroked ضربه
shock proof ضد ضربه
left ضربه چپ
stroking ضربه
shockless بدون ضربه
thrums ضربه گیر
tobi geri ضربه پا در پرش
traumatism ضربه تصادم
shotmaking ضربه به توپ
ushiro geri ضربه پا به پشت
knock ضربه زدن
toss ضربه بلند
clump ضربه سنگین
whop ضربه وزش
shock inducer دستگاه ضربه زن
sevice kick ضربه سرویس
POWs صدای ضربه
POW صدای ضربه
jolts تکان ضربه
shock waves موج ضربه
belted ضربه محکم
belt ضربه محکم
concussion ضربه مغزی
tossing ضربه بلند
tossed ضربه بلند
lash ضربه مژگان
lash ضربه شلاق
lashed ضربه مژگان
spot kick ضربه کاشته
lashed ضربه شلاق
belts ضربه محکم
lashes ضربه مژگان
lashes ضربه شلاق
side foot ضربه با کنار پا
shock wave موج ضربه
tosses ضربه بلند
single stroke bell زنگ تک ضربه
jolting تکان ضربه
hammered ضربه زدن
hammers ضربه زدن
whip ضربه زدن
whipped ضربه زدن
whips ضربه زدن
lollipop ضربه اسان
lollipops ضربه اسان
dub ضربه کم جان
dubbed ضربه کم جان
dubs ضربه کم جان
deliver ضربه زدن
delivers ضربه زدن
blast ضربه انفجار
hammer ضربه زدن
yohan nukite ضربه با انگشتان
knocked ضربه زدن
knocks ضربه زدن
hit lists فهرست ضربه
hit list فهرست ضربه
cutting stroke ضربه برش
blasts ضربه انفجار
slashes ضربه سریع
yoko geri ضربه به پهلو
fall ضربه فنی
yeop chagi ضربه با بغل پا
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com