Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
ration factor
ضریب اماد جیره غذایی
Other Matches
ration
جیره غذایی
rationed
جیره غذایی
rations
جیره غذایی
dailgy food allowance
جیره غذایی روزانه
table of food equivalents
جدول ارزش جیره غذایی
ration basis
مبنای محاسبه جیره غذایی
ration scale
مقیاس یا مبنای محاسبه جیره غذایی
master menu
لیست مبنای جیره غذایی اصلی
ration credit
تضمین سلامت مواد غذایی جیره ارتش
ration factor
ضریب محاسبه جیره
flight ration
جیره عملیاتی درحین پرواز جیره هوایی
basic ration
جیره مقدماتی جیره مبنا
civilian supply
امور اماد غیرنظامی رسانیدن اماد به غیرنظامیان در منطقه
modulus of elasticity
ضریب ارتجاعی ضریب فنری ضریب جهندگی
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
balanced mobilization
بسیج متعادل اماد ذخیره تهیه اماد ذخیره به طورمتعادل
coordinated procurement
عملیات اماد هماهنگ شده تحویل هم اهنگ شده اماد
attenuation factor
ضریب فرسایش انرژی موج ضریب افت قدرت امواج
availability factor
ضریب امادگی عملیاتی هواپیماها یا ناوها ضریب قابلیت استفاده
credit system of supply
سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
convergence factor
ضریب تقارب نصف النهارات ضریب انحراف شبکه
design stress resultant
تلاشی که در محاسبات بکار میرود وبرابر است با حاصلضرب تلاش در ضریب تشدید یادرصورت لزوم ضریب تصغیر
probability factor
ضریب احتمال وقوع ضریب احتمالات
reduction coefficient
ضریب کاهش استعداد ضریب دیدبانی
charactristics
مشخصات مقدماتی یا اصلی که عبارتند از ضریب براضریب پسا نسبت برا به پساموقعیت مرکز فشار و ضریب گشتاور برای هر زاویه حمله
runoff coefficient
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
biquinary notation
دستگاه نمادسازی که در ان هر رقم اعشاری توسط یک جفت رقم متشکل از یک ضریب 5 و یک ضریب 1 نشان داده میشود
partition coefficient
ضریب توزیع ضریب تقسیم
factor of safety
ضریب تامین ضریب اطمینان
gini coefficient
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
central purchase
خرید اماد به طور تمرکزی خرید اماد به طور یکجا
army class manager activity
سازمان مدیریت طبقه بندی اماد در نیروی زمینی مدیریت طبقه بندی اماد
scale factor
ضریب مقیاس نقشهای ضریب تبدیل مقیاس نقشه
procurement rate
نواخت تهیه و تحویل اماد نواخت تحویل اماد
allotment
جیره
rations
جیره
rationed
جیره
ration
جیره
pension
جیره
allotments
جیره
stipend
جیره
rationing
جیره
pensions
جیره
ration allowance
حق جیره
coupon
جیره
stipends
جیره
coupons
جیره
dietetical
غذایی
messes
هم غذایی
mess
هم غذایی
alimental
غذایی
alimentary
غذایی
trophic
غذایی
combat ration
جیره جنگی
c ration
جیره رزمی
basic allowance for subsistence
جیره نقدی
basic ration
جیره اصلی
rationing
جیره بندی
board wages
جیره خشکه
combat ration
جیره رزمی
couponing
جیره بندی
field ration
جیره صحرایی
flight ration
جیره پرواز
rationed
جیره سربازی
emergency ration
جیره اضطراری
commuted ration
جیره نقدی
dailgy food allowance
جیره روزانه
field ration
جیره رزمی
rations
جیره سربازی
ration
جیره سربازی
ration basis
مبنای جیره
ration allowance
پول جیره
allowances
جیره حق معاش
ration in kind
معادل جیره
allowance
جیره حق معاش
proviant
علیق و جیره
victualling allowance
جیره روزانه
ration strenght
کالری جیره
food chain
زنجیره غذایی
food chains
زنجیره غذایی
food program
برنامه غذایی
food pyramid
هرم غذایی
food dtufe stuff
ماده غذایی
diet
برنامه غذایی
food deprivation
محرومیت غذایی
regimens
پرهیز غذایی
food preference
پسند غذایی
food perference
رجحان غذایی
diet
رژیم غذایی
food poisoning
مسمویت غذایی
dieted
برنامه غذایی
nutritiveness
خاصیت غذایی
food industries
صنایع غذایی
food packet
بسته غذایی
dieting
برنامه غذایی
dieting
رژیم غذایی
diets
برنامه غذایی
dieted
رژیم غذایی
diets
رژیم غذایی
regimen
پرهیز غذایی
foodstuff
ماده غذایی
lymph
شیره غذایی
food web
شبکه غذایی
foodstuffs
ماده غذایی
ballistic coefficient
ضریب زاویه بالیستیکی ضریب تاثیر بالیستیکی
slice
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
slices
ضریب محاسبات لجستیکی ضریب نیازمندیهای لجستیکی
exchange rationing
جیره بندی ارز
sinecure
جیره خور ولگرد
rationed
جیره بندی کردن
livery
جیره علیق اسب
liveries
جیره علیق اسب
rationed
مقدار جیره روزانه
rationing
جیره بندی کردن
credit rationing
جیره بندی اعتباری
ration return
اسناد هزینه جیره
ration strenght
انرژی حاصله از جیره
ration in kind
جیره معادل یاجانشین
ration
جیره بندی کردن
emergency ration
جیره فوق العاده
rationing system
نظام جیره بندی
rations
مقدار جیره روزانه
rations
جیره بندی کردن
ration method
سبک واگذاری جیره
ration
مقدار جیره روزانه
troop train ration
جیره بین راه
sinecures
جیره خور ولگرد
annual food plan
برنامه غذایی سالیانه
dietetic
وابسته به رژیم غذایی
dietetics
برنامه ریزی غذایی
Adulterated foodstuff.
مواد غذایی تقلبی
I'm on a diet.
من رژیم غذایی دارم.
dietary
مربوط به رژیم غذایی
macronutrient
عنصر غذایی پر مصرف
grazing food chain
زنجیره غذایی چرندگان
provision room
انبار مواد غذایی
micronutrient
عنصر غذایی کم مصرف
botulism
مسمومیت غذایی حاد
ration cycle
سیکل محاسبه جیره 42ساعته
food rationing
جیره بندی مواد غذائی
troop train ration
جیره طبخی بین راه
rationed goods
کالاهای جیره بندی شده
billets
ورقه جیره یادداشت مختصر
billeting
ورقه جیره یادداشت مختصر
billeted
ورقه جیره یادداشت مختصر
food packet
جیره بسته بندی شده
billet
ورقه جیره یادداشت مختصر
rationing of foreign exchange
جیره بندی ارز خارجی
rationed items
اقلام جیره بندی شده
nutrients
ماده مقوی از لحاظ غذایی
nutrient
ماده مقوی از لحاظ غذایی
master menu
برنامه غذایی اصلی یکان
sitology
علم تغذیه ورژیم غذایی
stirabout
غذایی شبیه اش جو جنب وجوش
reconstituting
خیساندن امادیا جیره خشک شده
reconstitutes
خیساندن امادیا جیره خشک شده
reconstitute
خیساندن امادیا جیره خشک شده
reconstituted
خیساندن امادیا جیره خشک شده
cure meat
نمک سود کردن مواد غذایی
convenience foods
غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
convenience food
غذایی که پختن یا کشیدن آن آسان باشد
I musn't eat food containing ...
من نباید غذایی را که دارای ... هستند بخورم.
dietetics
فن پرهیز یا رژیم غذایی مبحث اغذیه
to have the munchies for something
یکدفعه هوس چیزی
[غذایی]
را کردن
commissary store annex
شعبه فروشگاه مواد غذایی پادگان
self digestion
جذب خود بخود مواد غذایی
malnutrition
تغذیه ناقص نرسیدن مواد غذایی
packed lunch
غذایی که به صورت بسته به مدرسه یا سر کار میبرید
water supplies
اماد اب
bulk material
اماد یک جا
water supply
اماد اب
commissaries
فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
commissary
فروشگاه مواد غذایی پادگان مامور خوار بار و کارپردازارتش
class i supplies
اماد طبقه 1
care of supplies
مراقبت اماد
care of supplies
نگهداری اماد
shop supply
اماد تعمیرگاهی
supply route
اماد راه
supply route
مسیر اماد
critical item
اماد حساس
supply point
نقطه اماد
supply control
کنترل اماد
stockage
ذخیره اماد
mission load
اماد عملیاتی
short supply
اماد کم یاب
bulk material
اماد حجیم
bulk supply
اماد عمده
materiel management
مدیریت اماد
bulk supply
اماد با کانتینر
class ii supplies
اماد طبقه 2
class iv supplies
اماد طبقه 4
class v supplies
اماد طبقه 5
supply support
پشتیبانی اماد
reserve stock
اماد ذخیره
one day's supply
یک روز اماد
depot supply
اماد امادگاهی
depot supply
اماد دپویی
requisition line
خط درخواست اماد
development order
دستوربهبود اماد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com