English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
halliard طناب ویژه بالا و پایین بردن بادبان یاپرچم
Other Matches
set sail بالا بردن بادبان
jigging بالا و پایین بردن طعمه در اب
foresail بادبان عمده دگل جلو کشتی بادبان پایین
vertically از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
tackline طناب بادبان جلو
mainsheet طناب حافظ بادبان اصلی
foot پایین بادبان
sheets طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
sheet طناب تنظیم بادبان ناو صفحه
downhaul طناب مخصوص کشیدن بادبان کشتی
clew گوشه پایین بادبان
shrouded طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
shroud طناب اتصال بادبان بنوک عرشه کشتی
outhaul طناب وصل کننده بادبان به تیر افقی
sheets طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
sheet طناب وصل به بادبان برای تنظیم ان در مقابل باد
extra special flexible wire rope طناب فولادی ویژه
traveler میله فلزی عقب قایق با حلقه برای وصل کردن طناب بادبان
downhaul طناب پایین کشنده
boom vang طناب کوتاه وصل به پایین تیرتا عرشه قایق
boat falls طناب بالا کشنده قایق
top-down از بالا به پایین
top down از بالا به پایین
up and down بالا و پایین
bottom up از پایین به بالا
see-sawed بالا و پایین روی
see-sawing بالا و پایین روی
fluctuating حرکت به بالا و پایین
see-saw بالا و پایین روی
fluctuation حرکت به بالا و پایین
fluctuate حرکت به بالا و پایین
fluctuated حرکت به بالا و پایین
top down development توسعه از بالا به پایین
yo-yos بالا و پایین رونده
yo-yo بالا و پایین رونده
see-saws بالا و پایین روی
fluctuates حرکت به بالا و پایین
dandle بالا و پایین انداختن
bump بالا و پایین رفتن
action letter فرم بازرسی ویژه در ردههای بالا
bottom up technique روش اجرا از پایین به بالا
dead center position نقطه مرگ بالا یا پایین
top down programming برنامه سازی از بالا به پایین
jounce بشدت بالا و پایین پریدن
heaving بالا و پایین رفتن ناو
swaying بالا و پایین رفتن ناو
high/low/close/open graph نمودار بالا / پایین / بسته /باز
uppercut ضربه کوتاه قوسی از پایین به بالا
count down از بالا به پایین شمردن شمارش معکوس
drafts چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
drafted چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
uppercuts ضربه کوتاه قوسی از پایین به بالا
draft چاپ با کیفیت پایین و سرعت بالا
uplifts بالا بردن
promoting بالا بردن
upping بالا بردن
ante : بالا بردن
tweaks بالا بردن
up بالا بردن
tweaking بالا بردن
tweaked بالا بردن
hoists بالا بردن
hoisted بالا بردن
tweak بالا بردن
uplift بالا بردن
hoist بالا بردن
upped بالا بردن
raises بالا بردن
rally بالا بردن قی مت
lift بالا بردن
raise بالا بردن
upgrades بالا بردن
jacks بالا بردن
uprear بالا بردن
jack بالا بردن
upgrading بالا بردن
lifted بالا بردن
upraise بالا بردن
lifts بالا بردن
lifting بالا بردن
jack up بالا بردن
promotes بالا بردن
rallied بالا بردن قی مت
raise of loom بالا بردن
elevates بالا بردن
elevating بالا بردن
promote بالا بردن
elevate بالا بردن
upgrade بالا بردن
promoted بالا بردن
rallies بالا بردن قی مت
upgraded بالا بردن
hair stroke خط نازک بالا یا پایین حروف نوشته یا چاپی
tamp بوسیله ضربات متوالی بالا یا پایین راندن
debases مقام کسی را پایین بردن پست کردن
debase مقام کسی را پایین بردن پست کردن
debasing مقام کسی را پایین بردن پست کردن
debased مقام کسی را پایین بردن پست کردن
hoists عمل بالا بردن
casual uplift بالا بردن موقتی
hoist عمل بالا بردن
hoists افراشتن بالا بردن
elevation بالا بردن لوله
elevations بالا بردن لوله
raises بالا بردن دستمزد
hoisted افراشتن بالا بردن
flag hoist بالا بردن پرچم
raise بالا بردن دستمزد
to further sales فروش را بالا بردن
hoist افراشتن بالا بردن
hoisted عمل بالا بردن
elevation تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
elevations تنظیم دید با بالا و پایین اوردن مگسک تفنگ
ramps بالا بردن یاپایین اوردن
ramp بالا بردن یاپایین اوردن
top-ups بالا بردن بوم جرثقیل
bilge بالا بردن فشار داخل خن
top-up بالا بردن بوم جرثقیل
high stick بالا بردن غیرمجاز چوب
top up بالا بردن بوم جرثقیل
elate بالا بردن محفوظ کردن
elevation of security بالا بردن حاشیه امنیت
screw up زیاد بالا بردن اجاره
jungle gym چهارچوبی که اطفال روی ان تاب خورده و بالا و پایین میروند
idiosyncrasy طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
build-ups بالا بردن توان رزمی نیروها
build-up بالا بردن توان رزمی نیروها
build up بالا بردن توان رزمی نیروها
status خط ی در بالا یا پایین صفحه که اطلاعات در مورد کار جاری میدهد روی
scroll متن نمایش داده شده که در هر لحظه یک خط بالا یا پایین صفحه می رود
scrolls متن نمایش داده شده که در هر لحظه یک خط بالا یا پایین صفحه می رود
pinch محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
pinches محکم گرفتن بیش از حد گوی بولینگ کاستن سرعت اسب قایق را بیش از حد بطرف بادبان بردن
sky زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
skies زیاد بالا بردن توپ هوایی زدن
equity financing بالا بردن یا ایجاد سرمایه بافروش سهام
hunting حرکت سریع لوله تانک به بالا و پایین دراثر تعقیب خودکار با رادار
highlight bar میلهای که کاربر بالا و پایین میکند تا لیستی از موضوعات مورد انتخاب را ببینید
scroll برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
scrolls برداری که وقتی انتخاب شود محتوای پنجره را بالا یا پایین یا به اطراف می برد
horizontal دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
streamers نوار یاپرچم درحال اهتزاز
streamer نوار یاپرچم درحال اهتزاز
extensive cultivation بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
inflate پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflating پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
inflates پراز گاز کردن زیاد بالا بردن مغرورکردن
vertical diagraph شکلی از سیستم رمز دو حرفی است که یک حرف بالا و یکی پایین نوشته میشود
to beg [of a dog holding up front paws] التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
stakhnovism افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
to sit up and beg التماس کردن [سگی با بالا بردن پنجه های جلویی]
jitter خطایی که در آن حرکت سرعت بالا پایین نشانگر روی صفحه وجدو دارد و در یک ارسال فیش
dapping نوعی صید ماهی با بالا وپایین بردن طعمه تا مماس اب شود
mirror writing shadow reading کامپیوتر میزبان با دو دیسک فیزیکی برای بالا بردن سرعت دسترسی
sail کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailed کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
sailings کشتیرانی کردن بادبان برافراشتن بادبان حرکت در روی جاده یا دریا
working sails بادبان معمولی که با بادبان سبک یا سنگین در موقع تغییرشدت باد فرق دارد
lift بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifted بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lubber's hole سوراخی در نوک کشتی نزدیک دگل که طناب دگل بوسیله ان بالا وپایین میرود
band project filter فیلتر الکترونیکی که تنها یک باند معین از فرکانسها ونوسانات را عبور میدهد وحدود بالا و پایین انرا حذف میکند
roll scroll متن نمایش داده شده که درهرلحظه یک خط بالا یا پایین صفحه نمایش می رود
plotter چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
plotters چاپگر با resolution بالا که از رسام تقلید میکند و رسمهای با reselution پایین ایجاد میکند
bottom up method ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
bottom up programming ترکیب دستورات سطح پایین به دستور سطح بالا
put option خیار بایع در مورد بالا بردن قیمت قبل از تسلیم مبیع ارزش پول تنزل کند
three state logic : بالای منط قی , پایین منط قی و امپدانس بالا
scroll حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
scrolls حرکت دادن متن نمایش داده شده به صورت عمودی بالا یا پایین صفحه نمایش یک پیکسل یا خط در واحد زمان
feinting حرکت از میله بالا به میله پایین
feinted حرکت از میله بالا به میله پایین
feint حرکت از میله بالا به میله پایین
feints حرکت از میله بالا به میله پایین
place utility استفاده فیزیکی یا وضعی حالتی که موسسه تولیدی جهت بالا بردن سود خودحمل و نقل محصولش را نیزبر عهده بگیرد
elvate بالا بردن بالابردن لوله حرکت دادن لوله جنگ افزار در برد
mark up نرخ فروش را بالا بردن افزایش نرخ اجناس
hierarchies روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
hierarchy روش سازماندهی شی یا داده یا ساختار آن . معمولا با مهمترین یا آنه حق تقدم بیشتر دارد یا کلی ترین موضوع در بالا و پس کارکردن یا پایین ساختار درختی
customize فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customized فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizes فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customizing فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customised فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customises فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
customising فرایند تغییر یک قطعه از نرم افزار یا سخت افزار همه منظوره جهت بالا بردن کارایی ان
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
peripheral slots شکافهای خالی که دربعضی کامپیوترها قرار دارندتا کارتهای مدار چاپی بتوانندبرای بالا بردن قابلیتهای سیستم بدون اصلاح سخت افزار مجهز شوند
migration انتقال داده بین وسیله با تقدم بالا یا line-on با تقدم پایین یا line-off
arrow keys مجموعهای از چهار کلید در صفحه کلید که نشانه گر را در صفحه به بالا و پایین و چپ و راست
to watch for certain symptoms توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
specialities کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com