Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English
Persian
bound
عازم رفتن مهیا
Other Matches
mog
عازم شدن دزدانه رفتن
out bound
عازم بیرون رفتن از بندر
presents
مهیا
presenting
مهیا
presented
مهیا
present
مهیا
provider
مهیا کننده
unlimber
مهیا شدن
providers
مهیا کننده
prone
مهیا درازکش
preparing
مهیا ساختن مجهز کردن
short order
خوراکی که زود مهیا میشود
prepare
مهیا ساختن مجهز کردن
prepares
مهیا ساختن مجهز کردن
soil conservation
مهیا کردن خاک برای محصول بخصوصی
westbound
عازم
goer
عازم
he set out for the village
عازم ده شد
pull-out
عازم شدن
southbound
عازم جنوب
going
رایج عازم
embarks
عازم شدن
set out
عازم شدن
skidoo
عازم شدن
leaving
عازم شدن
embarked
عازم شدن
skiddoo
عازم شدن
leave
عازم شدن
pull out
عازم شدن
destined
عازم براه
embarking
عازم شدن
off
مقابل عازم
off
عازم بسوی
leadoff
عازم شدن
pull-outs
عازم شدن
embark
عازم شدن
stouten
عازم شدن
northbound
عازم شمال
to set out
عازم شدن
[گردش]
to head off
عازم شدن
[گردش]
ocean bound
عازم دریا یااقیانوس
outstand
عازم دریا شدن
to start on a journey
عازم سفری شدن
earth-bound
عازم کرهی زمین
we left for paris
عازم پاریس شدیم
put out
از ساحل عازم شدن
start on the journey
عازم سفر شدن
vamoose
بسرعت عازم شدن
outbound
عازم ناحیه دور دست
putting
تعبیرکردن عازم کاری شدن
puts
تعبیرکردن عازم کاری شدن
put
تعبیرکردن عازم کاری شدن
head
عازم شدن سرپل گرفتن
homecoming
عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
homecomings
عازم میهن مراجعت به وطن یامحل تحصیل
pussyfoot
دزدکی راه رفتن اهسته ودزدکی کاری کردن طفره رفتن
goose step
رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
you have no option but to go
چارهای جز رفتن ندارید کاری جز رفتن نمیتوانیدبکنید
readied
مهیا کردن حاضر کردن
ready
مهیا کردن حاضر کردن
readying
مهیا کردن حاضر کردن
readies
مهیا کردن حاضر کردن
mouch
راه رفتن دولادولاراه رفتن
outward bound
عازم بیرون روانه بیرون
trots
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trot
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotted
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
trotting
یورتمه رفتن صدای یورتمه رفتن اسب کودک
parades
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parade
سان رفتن رژه رفتن محل سان
parading
سان رفتن رژه رفتن محل سان
paraded
سان رفتن رژه رفتن محل سان
to make ones getaway
در رفتن
shrink
اب رفتن
retires
پس رفتن
shrinking
اب رفتن
shrinks
اب رفتن
abstracts
کش رفتن
abstracting
کش رفتن
abstract
کش رفتن
going
رفتن
to pair off
رفتن
retracts
تو رفتن
to d.deep in to
فر رفتن در
to do a guy
در رفتن
to do out of
کش رفتن
retracted
تو رفتن
putters
ور رفتن
puttering
ور رفتن
puttered
ور رفتن
putter
ور رفتن
retracting
تو رفتن
to boil over
سر رفتن
retire
پس رفتن
swiping
کش رفتن
to go bang
در رفتن
to go backward
پس رفتن
to go back ward
پس رفتن
to get over
رفتن از
meddled
ور رفتن
to get one's monkey up
از جا در رفتن
sinks
ته رفتن
meddle
ور رفتن
meddles
ور رفتن
twiddle
ور رفتن
swiped
کش رفتن
swipe
کش رفتن
go
رفتن
goes
رفتن
to go to mess
رفتن
twiddling
ور رفتن
twiddles
ور رفتن
twiddled
ور رفتن
regressing
پس رفتن
sink
ته رفتن
admit
رفتن
to hang back
پس رفتن
to fall short
کم رفتن
to fall away
پس رفتن
to fall away
رفتن
gang
رفتن
gangs
رفتن
filch
کش رفتن
filched
کش رفتن
filches
کش رفتن
to go to the bottom
ته رفتن
retract
تو رفتن
to flow over
سر رفتن
regresses
پس رفتن
regressed
پس رفتن
to get away
رفتن
regress
پس رفتن
admitting
رفتن
admits
رفتن
to foot it
رفتن
to fly off
در رفتن
retrograde
پس رفتن
filching
کش رفتن
to take to ones heels
در رفتن
snitching
کش رفتن
niggle
ور رفتن
niggled
ور رفتن
nim
کش رفتن
pullback
پس رفتن
pilfer
کش رفتن
pilfered
کش رفتن
mog
رفتن
to sleep fast
رفتن
jauk
ور رفتن
fribble
ور رفتن
make off
در رفتن
receding
پس رفتن
fall into a rage
از جا در رفتن
to whisk away or off
رفتن
To go
رفتن
to skirt along the coast
رفتن
pilfering
کش رفتن
pilfers
کش رفتن
break loose
در رفتن
receded
پس رفتن
recedes
پس رفتن
short-changed
کش رفتن
recede
پس رفتن
snitch
کش رفتن
betake
رفتن
bleneh
پس رفتن
snitched
کش رفتن
to peter out
پس رفتن
niggles
ور رفتن
snitches
کش رفتن
to run off
در رفتن
snook
کش رفتن
crawls
رفتن
snipping
کش رفتن
departure
رفتن
short-change
کش رفتن
go over
به ان سو رفتن
short-changing
کش رفتن
snipped
کش رفتن
departures
رفتن
glom on to
کش رفتن
crawl
رفتن
snip
کش رفتن
go off
در رفتن
crawled
رفتن
to break loose
در رفتن
hang around
ور رفتن
hedge
در رفتن
hedged
در رفتن
hedges
در رفتن
short-changes
کش رفتن
play-acts
تو بازی رفتن
plunged
شیرجه رفتن
Mts
بالا رفتن
Mt
بالا رفتن
plunged
فرو رفتن
churns
جلو رفتن
to walk off
ناگهان رفتن
churned
جلو رفتن
churn
جلو رفتن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com