English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 56 (5 milliseconds)
English Persian
leave it over عجاله بگذارید بماند
Other Matches
for the being عجاله
for the present عجاله
for the nonce عجاله
To do something hurriedly . کاری را با عجاله انجام دادن
in with it بگذارید تو
Leave it I'll tomorrow . Let it wait tI'll tomorrow . بگذار بماند تا فردا
he is to stay بنا است بماند
he is to stay قرار است بماند
let him go بگذارید برود
let it remain as it is بگذارید باشد
stet بگذارید باشد
let it be بگذارید باشد
If I dont forget . اگر یادم بماند ( نرود)
i do not u.his wanting to say نمیفهم چرامی خواهد بماند
some one must stay here یک کسی باید اینجا بماند
be covered کلاه برسر بگذارید
under pledge of secrecy با این قول که راز پوشیده بماند
Please keep me posted(informed). لطفا" مرادرجریان بگذارید (نگاهدارید )
Put the table down gently. میز زا آهسته زمین بگذارید
Let the secretary get on with it . بگذارید منشی کارش را بکند
pivot foot پایی که درهنگام حرکت بایدروی زمین بماند
Between you , me and the gatepost. Between ourselves . میان خودمان باشد( محرمانه باقی بماند )
It is for your own ears. پیش خودت بماند ( بکسی چیزی نگه )
date افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
him to stay نتوانستم او راوادار کنم بماندحریف اونشدم بماند
dates افزودن اطلاعات به چیزی یا همیشه به روز بماند
Let it take its natural cours. بگذارید کار جریان طبیعی اش را طی کند
You must have respect for your promises. باید بقول خودتان احترام بگذارید
Let me think a moment . بگذارید یک دقیقه ( لحظه ) فکر کنم
Please oblige us by your presence . با تشریف فرمایی خودت بر مامنت بگذارید
to have someone wake you up بگذارید کسی شما را بیدار کند
permanently انجام دادن به طریقی که برای همیشه باقی بماند
Please put these clocolates aside for me . لطفا" این شکلاتها را برای من کنار بگذارید
to book [order] an alarm call بگذارید کسی با تلفن شما را بیدار کند
let it have its swing بگذاریدسیرعادی خودرابکند بگذارید جریان خودراطی کند
flying dutchman ملوان هلندی که محکوم شد تا روز قیامت روی دریا بماند
Could you put an extra bed in the room? آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
regenerative memory رسانه ذخیره سازی که باید محتوای آن مرتباگ تنظیم شود تا محتوایش باقی بماند
dunnage کاه وپوشال ومواد سبکی که لای فروف ومال التجاره می گذارند تا از اسیب مصون بماند
squawk mike در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت میکروفن بگذارید
squawk low در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اهسته بگذارید
squawked در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawks در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawk may day در رهگیری هوایی یعنی دستگاه شناسایی دشمن وخودی را روی وضعیت اضطراری بگذارید
permanent آنچه برای مدت طولانی یا برای همیشه باقی بماند
hung bomb بمبی که پس از پرتاب خود به خود به هواپیما اویزان بماند
Leave this space blank. این محل را خالی بگذارید ( چیزی در آن محل ننویسید )
It is for yours for keeps . پیش خودت بماند ( مال خودت )
return pistol طپانچه ها به جای خود طپانچه را بگذارید
regenerating 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerates 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerate 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
regenerated 1-رسم مجدد تصویر روی صفحه نمایش تا قابل دیدن بماند. 2-دریافت سیگنال ها پردازش و رفع خطای آنها و پس ارسال مجدد آنها
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com