Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (4 milliseconds)
English
Persian
abductor
عضله دور کننده
abductors
عضله دور کننده
Search result with all words
bender
عضله خم کننده
benders
عضله خم کننده
adductor
عضله نزدیک کننده
flexor
عضله خم کننده
sphincter
عضله تنگ کننده
stabilizer muscule
عضله ثابت کننده
Other Matches
evertor
عضله برون گرداننده عضله راجعه
retentor
عضله نگاهدارنده عضله ماسکه
triceps
عضله سه سر
muscle
عضله
muscles
عضله
thews
عضله
sweeny
فلج عضله
humerus
استخوان عضله
pronator
عضله مکبه
myography
عضله نگاری
humeruses
استخوان عضله
splenius
عضله محرکه
myograph
عضله نگار
myalgia
درد عضله
extensor
عضله بازکننده
sartorius
عضله خیاطه
transverse
عضله مستعرضه
stabilizer muscule
عضله نگاهدارنده
ciliary muscle
عضله مژگانی
sweeney
فلج عضله
cramp
گرفتگی عضله
tensor
عضله ممدده
agonist muscle
عضله موافق
tic
پرش عضله
adducent muscle
عضله مقربه
trapezius
عضله ذوذنقه
cramps
گرفتگی عضله
antagonist
عضله مخالف
antagonists
عضله مخالف
protractor
عضله ممدده
tics
پرش عضله
ejaculator
عضله انزال
biceps
عضله دوسر
flexor
عضله تاکننده
humeri
استخوان عضله
protractors
عضله ممدده
smooth muscule
عضله صاف
orbicular muscle
عضله باسطه
supinator
عضله مدیره بخارج
injured muscle
عضله اسیب دیده
relaxing
ازاد و شل شدن عضله ها
crick
انقباض عضله پیداکردن
relaxes
ازاد و شل شدن عضله ها
supinator muscle
عضله برون گردان
relax
ازاد و شل شدن عضله ها
tonus
کشیدگی طبیعی عضله
psoas
عضله قطن پیسواس
pulled muscle
عضله کشیده شده
lobe
بخشی از عضله یا مغز
calf machine
دستگاه پرورش عضله
tonus
خاصیت انقباض عضله
tonicity
کشیدگی طبیعی عضله
myosin
پروتئین اساسی عضله
archer's paralysis
گرفتگی عضله کمانگیر
myocardium
عضله قلب میان دل
complexus
عضله پهن گردن
lobes
بخشی از عضله یا مغز
epicardium
قسمت خارجی عضله قلب
crimped
پیچش وانقباض عضله درخواب
crimps
پیچش وانقباض عضله درخواب
crimp
پیچش وانقباض عضله درخواب
external rectus
عضله مستقیم برون چشمی
hamstring pull
کشیدگی عضله پشت ران
tones
کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
levator
عضله بالابر ماهیچهای که عضو را بالامیبرد
charleyhorse
[American]
[colloquial]
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
myoglobin
پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
d. muscle
ماهیچه سه گوش شانه عضله دالی
tone
کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
isokinetic exercise
تقویت عضله ها به کمک وسایل مقاومتی
systremma
[leg cramps]
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
cramp in the leg
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
masseter
ماهیچه مخصوص جویدن عضله مضغ
cramp in the calf
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
charley horse
[American]
[colloquial]
گرفتگی عضله پشت ساق پا
[پزشکی]
fasciculus
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicule
دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
stapedial
وابسته به عضله واستخوان رکابی گوش میانی
charly horse
کشیدگی یا گرفتگی عضله ران کشتی گیر
iron boot
کفش اهنی تمرینی برای تقویت عضله پا
fascicle
دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
isotonic exercise
تقویت عضله ها به کمک وسایل مقاومتی محرک
corrector
جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
gluteus
یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران بکار میرود
myocarditis
اماس ماهیچه قلب ورم عضله قلب
altitude/height hold
متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
propounder
ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
marshaller
هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
inhibitor
کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling
کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primer
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
primers
وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor
گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
homogeneous computer network
یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
detonator
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
makgi boowi
نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
del credere
وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
steam fitter
نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
detonators
منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
interceptor
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
interceptors
هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
distractive
گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
changer
دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
vasomotor
اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
search jammer
تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
claqueur
تشویق کننده
[یا هو کننده]
استخدام شده
prepossessing
مجذوب کننده جلب توجه کننده
sprining charge
خرج چال کننده یا گود کننده
padding
پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
expostulator
سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
suppressive
خنثی کننده اتش سرکوب کننده
astigmatizer
وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order
دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
hanger
اویزان کننده معلق کننده
divider
جدا کننده تقسیم کننده
homager
تجلیل کننده کرنش کننده
hangers
اویزان کننده معلق کننده
corrupter
فاسد کننده منحرف کننده
prosecutors
پیگرد کننده تعقیب کننده
discriminant
تفکیک کننده جدا کننده
supplicant
درخواست کننده تضرع کننده
coordinator
هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
favourer
یاری کننده مساعدت کننده
contractive
جمع کننده چوروک کننده
intermediary
وساطت کننده مداخله کننده
preventive
حفافت کننده جلوگیری کننده
intermediaries
وساطت کننده مداخله کننده
supplicants
درخواست کننده تضرع کننده
lifter
مرتفع کننده برطرف کننده
venerator
تکریم کننده ستایش کننده
diverting
سرگرم کننده منحرف کننده
trimmer
دستکاری کننده صاف کننده
modifier
اصلاح کننده تعدیل کننده
accaimer
هلهله کننده تحسین کننده
presenters
ارائه کننده معرفی کننده
practicer
تمرین کننده مشق کننده
oppressive
خورد کننده ناراحت کننده
modulator demodulator
تلفیق کننده- تفکیک کننده
provisioner
تدارک کننده تهیه کننده
presenter
ارائه کننده معرفی کننده
whetstone
تیز کننده تند کننده
sniffy
افهار تنفر کننده فن فن کننده
thwarter
خنثی کننده مسدود کننده
cogitator
اندیشه کننده مطالعه کننده
toasters
سرخ کننده برشته کننده
gesticulant
اشاره کننده وحرکت کننده
presentor
ارائه کننده معرفی کننده
acknowledger
تصدیق کننده قبول کننده
suberter
سرنگون کننده تضعیف کننده
striking force
نیروی تک کننده یا کمین کننده
transmitter
منتقل کننده مخابره کننده
the producer and the consumer
تولید کننده و مصرف کننده
insulator
جدا کننده عایق کننده
designative
اشاره کننده تعیین کننده
vibrator
ارتعاش کننده نوسان کننده
corruptor
فاسد کننده منحرف کننده
insulators
جدا کننده عایق کننده
modifiers
اصلاح کننده تعدیل کننده
thickeners
غلیظ کننده پرپشت کننده
prosecutor
پیگرد کننده تعقیب کننده
thickener
غلیظ کننده پرپشت کننده
spell binder
مسحور کننده مجذوب کننده
toaster
سرخ کننده برشته کننده
transmitters
منتقل کننده مخابره کننده
vibrators
ارتعاش کننده نوسان کننده
desolater
ویران کننده متروک کننده
desolator
ویران کننده متروک کننده
skeletonizer
تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
fuel cooled oil cooler
خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
dragger
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer
ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity
یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication
معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit
عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly
اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot
تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer
تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
family
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
families
محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper
کج کننده واژگون کننده
army component
نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
stabilizer
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
flares
گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
requistioner
قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
stabilisers
تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
supporting arms
نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
negative true logic
سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker
وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket
ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff
ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater
تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command
قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumpers
شوت کننده با پرش پرش کننده
jumper
شوت کننده با پرش پرش کننده
out side
دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
solvents
اب کننده
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com