English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 197 (9 milliseconds)
English Persian
myography عضله نگاری
Other Matches
evertor عضله برون گرداننده عضله راجعه
retentor عضله نگاهدارنده عضله ماسکه
pictography تصویر نگاری رمز نگاری
fingerprints انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinting انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprinted انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
fingerprint انگشت نگاری انگشت نگاری کردن
thews عضله
triceps عضله سه سر
muscles عضله
muscle عضله
pronator عضله مکبه
ciliary muscle عضله مژگانی
orbicular muscle عضله باسطه
extensor عضله بازکننده
myograph عضله نگار
protractor عضله ممدده
antagonists عضله مخالف
antagonist عضله مخالف
cramps گرفتگی عضله
cramp گرفتگی عضله
humeri استخوان عضله
flexor عضله تاکننده
humerus استخوان عضله
myalgia درد عضله
humeruses استخوان عضله
sartorius عضله خیاطه
smooth muscule عضله صاف
protractors عضله ممدده
tics پرش عضله
tic پرش عضله
biceps عضله دوسر
ejaculator عضله انزال
trapezius عضله ذوذنقه
transverse عضله مستعرضه
adducent muscle عضله مقربه
tensor عضله ممدده
sweeny فلج عضله
splenius عضله محرکه
bender عضله خم کننده
benders عضله خم کننده
sweeney فلج عضله
flexor عضله خم کننده
stabilizer muscule عضله نگاهدارنده
agonist muscle عضله موافق
archer's paralysis گرفتگی عضله کمانگیر
complexus عضله پهن گردن
tonus کشیدگی طبیعی عضله
adductor عضله نزدیک کننده
calf machine دستگاه پرورش عضله
abductor عضله دور کننده
tonus خاصیت انقباض عضله
tonicity کشیدگی طبیعی عضله
supinator muscle عضله برون گردان
supinator عضله مدیره بخارج
sphincter عضله تنگ کننده
stabilizer muscule عضله ثابت کننده
pulled muscle عضله کشیده شده
psoas عضله قطن پیسواس
myosin پروتئین اساسی عضله
myocardium عضله قلب میان دل
injured muscle عضله اسیب دیده
lobes بخشی از عضله یا مغز
abductors عضله دور کننده
lobe بخشی از عضله یا مغز
relax ازاد و شل شدن عضله ها
relaxes ازاد و شل شدن عضله ها
relaxing ازاد و شل شدن عضله ها
crick انقباض عضله پیداکردن
monographs تک نگاری
monograph تک نگاری
reticulum نگاری
hydrographic اب نگاری
arteriography رگ نگاری
hydrography اب نگاری
angiography رگ نگاری
crimp پیچش وانقباض عضله درخواب
crimped پیچش وانقباض عضله درخواب
external rectus عضله مستقیم برون چشمی
epicardium قسمت خارجی عضله قلب
crimps پیچش وانقباض عضله درخواب
hamstring pull کشیدگی عضله پشت ران
chronology وقایع نگاری
pictorial art پیکر نگاری
picture writing تصویر نگاری
demography جمعیت نگاری
letter writing نامه نگاری
demography مردم نگاری
pictography صورت نگاری
phonography صدا نگاری
chronology رخداد نگاری
oscillography نوسان نگاری
petrography سنگ نگاری
oceanography اقیانوس نگاری
cartography نقشه نگاری
phallography نعوظ نگاری
journalism روزنامه نگاری
macrography بزرگ نگاری
oceanpgraphy اقیانوس نگاری
psychography روان نگاری
demography امار نگاری
survey اب نگاری دریایی
surveyed اب نگاری دریایی
surveys اب نگاری دریایی
tachygraphy تند نگاری
sciagraphy سایه نگاری
seismography زلزله نگاری
stylistics سلیس نگاری
soleprint انگشت نگاری از پا
spectrography طیف نگاری
spectrography بیناب نگاری
logging واقعه نگاری
ethnographic <adj.> قوم نگاری
letter writer نامه نگاری
dactyloscopy انگشت نگاری
hydrographic مربوط به اب نگاری
arteriography نبض نگاری
ethnography قوم نگاری
chromatography رنگ نگاری
cardiography قلب نگاری
cerography موم نگاری
electrotype برق نگاری
data recording داده نگاری
cranioscopy جمجمه نگاری
crystallography بلور نگاری
eco mapping بوم نگاری
dactylagraphy انگشت نگاری
dermatographia پوست نگاری
hydrographic نقشه اب نگاری
topography مکان نگاری
ski graphŠetc سایه نگاری
pornography هرزه نگاری
hydrography علم اب نگاری
topography برجسته نگاری
leetter writing نامه نگاری
cramp in the calf گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
systremma [leg cramps] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
tone کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
masseter ماهیچه مخصوص جویدن عضله مضغ
tones کشیدگی طبیعی عضله حال و هوا
d. muscle ماهیچه سه گوش شانه عضله دالی
levator عضله بالابر ماهیچهای که عضو را بالامیبرد
charleyhorse [American] [colloquial] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
cramp in the leg گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
charley horse [American] [colloquial] گرفتگی عضله پشت ساق پا [پزشکی]
myoglobin پروتئینی محتوی اهن قرمزدر عضله
isokinetic exercise تقویت عضله ها به کمک وسایل مقاومتی
computed tomography scanning مغز نگاری کامپیوتری
anecdotal method روش واقعه نگاری
topography مکان نگاری مساحی
To take fingerprints. انگشت نگاری کردن
notepaper کاغذ نامه نگاری
uranographical وابسته به اسمان نگاری
chromatographic وابسته برنگ نگاری
uranographic وابسته به اسمان نگاری
newspaper روزنامه نگاری کردن
hydrographic chart نقشه اب نگاری دریایی
electromyography برق نگاری ماهیچه
seismic method روش زلزله نگاری
emg برق نگاری ماهیچه
finger print department اداره انگشت نگاری
planography نقشه نگاری طراحی
electroretinography برق نگاری شبکیه
hydrographic datum سطح مبنای اب نگاری
telegraphic از راه دور نگاری
electroencephalography برق نگاری مغز
ideographs حروف اندیشه نگاری
electrocardiography قلب نگاری برقی
mental topography مکان نگاری ذهن
portraiture پیکر نگاری تعریف
newspapers روزنامه نگاری کردن
diary method روش خاطره نگاری
fasciculus دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
fascicule دستهای ازرشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
charly horse کشیدگی یا گرفتگی عضله ران کشتی گیر
stapedial وابسته به عضله واستخوان رکابی گوش میانی
fascicle دستهای از رشتههای عضلانی که عضله را تشکیل میدهند
isotonic exercise تقویت عضله ها به کمک وسایل مقاومتی محرک
iron boot کفش اهنی تمرینی برای تقویت عضله پا
nautical chart نقشه دریایی اب نگاری شده
uranography عالم شناسی اسمان نگاری
to correspond with رابطه [نامه نگاری] داشتن با
automatic فرم های نامه نگاری
lexicography فرهنگ نویسی واژه نگاری
automatics فرم های نامه نگاری
topographic وابسته بنقشه برداری یا مکان نگاری
floating lines خطوط مواج برجسته نگاری وبرجسته بینی
pastellist پیکر نگاری که با مداد رنگی کار میکند
journalese بزرگ جلوه دادن مطالب درروزنامه نگاری
gluteus یکی از سه عضله سرینی که برای حرکت دادن ران بکار میرود
moulage انگشت نگاری یا نگارش اثر چیزی برای کشف جرم
myocarditis اماس ماهیچه قلب ورم عضله قلب
stereography طریقه برجسته نگاری یا رسم ارتفاعات به طریقه استریوسکوپی
lexicographic وابسته به فرهنگ نویسی وابسته به واژه نگاری
electroencephalogram منحنی هایی که توسط دستگاه ثبت امواج مغز ثبت شده است موج نگاری مغز
mirror carpet طرح آینه [در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com