English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
kinetic theory of heat عقیده نظری نسبت باینکه گرماازجنبش ذرات پیدامیشود
Other Matches
psilanthropism عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
psilanthropy عقیده باینکه مسیح جز انسان نبوده
monopsychism عقیده باینکه هکه جانهایاارواح یکی است
monogenism عقیده باینکه همه تژادهای ادمی از یک تخم هستند
restorationism عقیده باینکه بشرسرانجام بسعادت نخستین خود خواهدرسید
malism عقیده باینکه این جهان روی همرفته بد جهانی است
monophysite کسیکه عقیده دارد باینکه مسیح دارای یک ذات است و بس
nestorianism عقیده نسطوریان اعتقاد باینکه عیسی دو ذات جداگانه داشت
probabiliorism عقیده باینکه بهر طرف بیشتراحتمال درستی دارد بایدروی اورد
atomism عقیده باینکه جهان مادی ازذرات ریز ساده تشکیل شده است
metagnosticism عقیده باینکه اثبات هستی خدااز گنجایش علم بشر بیرون است
presentationism عقیده باینکه چیزهای واقعی هنگام درک در مغز انسان نمایش داده میشوند
physiocracy حکومت بخکم عوامل طبیعی عقیده باینکه زمین یگانه سرچشمه ثروت است
grain orientation طرز قرار گرفتن ذرات نسبت به یکدیگر
textures طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
texture طرز قرار گرفتن ذرات خاک نسبت بهم
bighead عقیده اغراق امیز شخص نسبت بخودش
presentiment عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
presentiments عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
glycosuric دچاربیماری ای که ازوجودقنددرپیشاب پیدامیشود
northern lights شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dance شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers شفق شمالی [که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
intermoleculary بین ذرات در داخل ذرات
theorization تحقیقات نظری استدلال نظری
icebink روشنایی که دراثرانعکاس نور یخ درافق پیدامیشود
issue of fact نکته موضوع بحث که درنتیجه انکار مطلبی پیدامیشود
leverage نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
lift fan توربوفنی که با نسبت کنارگذارزیاد تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکاررود
ohm's law جریان در یک مدار با ولتاژ نسبت مستقیم وبا مقاومت نسبت عکس دارد
as respects نظر باینکه
as regards نظر باینکه
since نظر باینکه
liftjet توربوفن یا توربوجتی بسیارسبک وزنی با نسبت کنارگذرکم که تنها بمنظور افزایش نسبت برا به تراست بکارمیرود
as نظر باینکه در نتیجه
iam inclined to think متمایلم باینکه خیال کنم
minimalist باینکه تقاضاهایش براورده شود
prorata برحسب نسبت معین بهمان نسبت
attributable قابل نسبت دادن نسبت دادنی
utilitarianism کاربرد گرایی اعتقاد باینکه نیکی
geocentric معتقد باینکه خداوندزمین رامرکز عالم وجودقرارداده
pan cosmism اعتقاد باینکه هر چه هست همین مادیات است
arianism اعتقاد باینکه عیسی باهمه پاکی و تقدس
nationallism مکتب ملیت اعتقاد به برتری یک ملت نسبت به ملل دیگر و لزوم وفاداری مطلق هر تابع نسبت به ملیت خود
modalism اعتقاد باینکه پدر وپسر و روح القدس هر سه مظاهرگوتاگون یک خداهستند
unprofitable servants مردمی که خرسندند باینکه تنهاانچه وفیفه ایشان است بکنند
animism همزاد گرایی اعتقاد باینکه روح اساس زندگی است
monadism اعتقاد باینکه گیتی از ذره یاجسم بسیط ساخته شده است
anthropocentric معتقد باینکه انسان اشرف مخلوقات و مرکز ثقل موجودات است
catastrophism اعتقاد باینکه پوسته زمین دستخوش انقلابهای ناگهانی طبیعت شده
restorationist کسیکه معتقداست باینکه بشرعاقبت بسعادت اول خود نائل خواهد شد
nescience اعتقاد باینکه حقایق غایی را نمیتوان بوسیله قیاس عقلانی فکر درک نمود
infusionism اعتقاد باینکه روح پیش از تن موجود است و هنگام زاییمان بتن دمیده میشود
union shop مغازه یاکارگاهی که اعضای خارج از اتحادیه کارگری رامیپذیرد مشروط باینکه بعداعضو شوند
ingredients ذرات
ingredient ذرات
armchairs نظری
armchair نظری
indiscrimination بی نظری
theoretical نظری
theoretic نظری
visionaries نظری
visionary نظری
opinionative نظری
intermolecular در داخل ذرات
intermolecular بین ذرات
weight of solids وزن ذرات
particle physics فیزیک ذرات
roily پر از ذرات رسوبی
denseness تراکم ذرات
cosmic particles ذرات کیهانی
blood corpuscles ذرات خون
barrier penetration by particles نفوذ ذرات در سد
radioactive rays ذرات رادیواکتیو
allergen ذرات الرژی زا
planetesimal ذرات سیارهای
sand blasting ذرات سنگ
molecular attracticm جاده ذرات
metal foulings ذرات فلز
elementary particles ذرات بنیادی
fundamental particles ذرات بنیادی
pure mathematics ریاضیات نظری
theoretical mode نمای نظری
theoretical plate بشقابک نظری
provinciality تنگ نظری
theoretical rising طلوع نظری
notionalist عالم نظری
sight check مقابله نظری
subjectivism حالت نظری
narrow minddedness کوتع نظری
latitudinarianism وسیع نظری
theoretical competition رقابت نظری
metaphsics فلسفه نظری
metapolitics سیاسیات نظری
theoretical chemistry شیمی نظری
revisionary تجدید نظری
peninsularity تنگ نظری
theories تحقیقات نظری
unique in every sense of the word از هر نظری بی مانند
dogmatic theology لاهوت نظری
spans دهانه نظری
spanning دهانه نظری
spanned دهانه نظری
theories علم نظری
theories اصول نظری
theory اصول نظری
theory علم نظری
theory تحقیقات نظری
oversight اشتباه نظری
oversights اشتباه نظری
span دهانه نظری
erotics عشق نظری
theoretical frequency بسامد نظری
theoretical type سنخ نظری
in theory درعلم نظری
theoretical value مقدار نظری
parochialism کوته نظری
illiberal views تنگ نظری
theoretical span دهانه نظری
expected value مقدار نظری
inspectional نظری دیدنی
theoretical setting غروب نظری
insularism تنگ نظری
a priori تئوری و نظری
objectivity بیطرفی و بی نظری
objectivity اصل بی نظری
particulate دارای ذرات ریز
segregation تفکیک ذرات بتن
pollinium توده ذرات گرده گل
planetesimal hypothesis فرضیه ذرات سیارهای
emulsioned ذرات چربی دراب
thershold temperature استانه دمای ذرات
cascade impactor دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
emulsion ذرات چربی دراب
particle physics فیزیک ذرات اتمی
nebulize تبدیل به ذرات کردن
effective size of grain قطر موثر ذرات
emulsions ذرات چربی دراب
scattering of alpha particles پراکندگی ذرات الفا
absorption of charged particles جذب ذرات باردار
emulsioning ذرات چربی دراب
theorized تحقیقات نظری کردن
theorized استدلال نظری کردن
theorize تحقیقات نظری کردن
theorize استدلال نظری کردن
theorising تحقیقات نظری کردن
theorising استدلال نظری کردن
theorises تحقیقات نظری کردن
theorizes استدلال نظری کردن
notionalist متخصص علوم نظری
dogmatics علم الهیات نظری
visionaries وابسته بدلایل نظری
notionalist هواخواه استدلال نظری
theorizing تحقیقات نظری کردن
visionary وابسته بدلایل نظری
theorizing استدلال نظری کردن
theorizes تحقیقات نظری کردن
theorises استدلال نظری کردن
theorised تحقیقات نظری کردن
theorised استدلال نظری کردن
short sighted ناشی از کوته نظری
that is a good idea خوب نظری است
theorists طرفدار استدلال نظری
A comparison of theory and practice. مقایسه ای از نظری و عمل.
theoretics تحقیقات نظری در علوم
theorist طرفدار استدلال نظری
cohesion التصاق یا قوه جاذبه ذرات
isometrics دارای ذرات ریز متساوی
granulate دارای ذرات ریز کردن
leucocytosis افزودگی ذرات سفید خون
isometric دارای ذرات ریز متساوی
polymerization ترکیب و تراکم ذرات پلیمریزاسیون
emulsifying بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
fall out ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
dispersion متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
emulsifies بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsify بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsified بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
theorist متخصص علوم نظری نگرشگر
height equivalent of theroretical plate ارتفاع معادل بشقابک نظری
short sight نزدیک بینی کوتاه نظری
theorists متخصص علوم نظری نگرشگر
doctrinal عقیدهای مبنی بر عقاید نظری
hull speed حداکثر سرعت نظری قایق
vacuist کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
cohesion نیروی جاذبه بین ذرات همگن
kinetic theory فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
suspensoid محلول سریشمی دارای ذرات معلق
achondrite سنگ الماس بدون ذرات گرد
nucleon ذرات اتم مثل نوترون وپروتون
to theorize [about something] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
to make a remark حرفی زدن افهار نظری کردن
pedantry or pedantism پیروی ازعلم کتابی یا قواعد نظری
There is no disagreement among us. اختلاف نظری بین ماوجود ندارد
to theorise [about something] [British E] استدلال نظری کردن [در باره چیزی]
protoxide ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
schiller تلالو وزرق وبرق ذرات سنگ معدنی
dispersoid پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com