English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
English Persian
neglectfulness غفلت کاری
Search result with all words
to omit doing a thing از کاری فروگذار یا غفلت کردن
Other Matches
neglecting غفلت
neglect غفلت
slackness غفلت
delinquency غفلت
omission غفلت
negligence غفلت
carelessness غفلت
forgets غفلت
neglects غفلت
all of a sudden غفلت
neglected غفلت
forget غفلت
omissions غفلت
inadvertence غفلت
defult غفلت
defaulting غفلت
default غفلت
defaults غفلت
ommission غفلت
failures غفلت
non feasnce غفلت
failure غفلت
remissness غفلت
inadvertence or tency غفلت
laches غفلت
defaulted غفلت
neglecting غفلت کردن
defaulting غفلت ورزیدن
neglects غفلت کردن
neglectfully از روی غفلت
forgot غفلت کرد
defaults غفلت ورزیدن
carelessness غفلت بی توجهی
negligence فراموشکاری غفلت
pass over غفلت کردن
defaulted غفلت ورزیدن
deliquent غفلت کار
incline plane غفلت گاه
neglect غفلت کردن
delinquent غفلت کار
delinquents غفلت کار
neglected غفلت کردن
default غفلت ورزیدن
defult غفلت کردن
remiss غفلت کار سست
neglected فروگذار کردن غفلت
neglect فروگذار کردن غفلت
to let oneself go غفلت کردن از خود
to let down one's hair غفلت کردن از خود
neglect of duty غفلت در انجام وفیفه
uncared-for غفلت شده واگذارنده
neglecting فروگذار کردن غفلت
heedlessly از روی غفلت یا بی اعتنائی
uncared for غفلت شده واگذارنده
neglects فروگذار کردن غفلت
to make a for one's neglect غفلت خودراتلافی کردن
forgetfully از روی فراموشی یا غفلت
neghgent غفلت کار سها انگاری
to catch napping در حال غفلت و بی خبری گرفتن
on the score of neglect بعنوان غفلت ازاین بابت
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to go and lose بخاطر غفلت از دست دادن [اصطلاح روزمره]
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
drilling pattern نمونه مته کاری الگوی مته کاری
plumbery سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics موزاییک کاری معرق معرق کاری
malfunction کژ کاری
under employment کم کاری
slobbery تف کاری
hypofunction کم کاری
malfunctioned کژ کاری
impotency کاری
curries کاری
feckful کاری
intent on doing anything کاری
plasterwork گچ کاری
curry powder کاری
malfunctions کژ کاری
parget گچ کاری
flower piece گل کاری
curry کاری
plastering گچ کاری
curry powders کاری
active کاری
impotence کاری
currie کاری
effective کاری
inaction بی کاری
electroplating اب کاری
it is a soft snap کاری ندارد
forming فرم کاری
fretwork منبت کاری
smelting ذوب کاری
ingraving کنده کاری
insagacity ندانم کاری
forging چکش کاری
knurled tool ابزار اج کاری
amalgamate ملغمه کاری
amalgamated ملغمه کاری
decoration زینت کاری
mining معدن کاری
i will see sbout it یک کاری می کنم
acting فعال کاری
plumbing سرب کاری
extravagantly با افراط کاری
elegance ریزه کاری
glazing شیشه کاری
brickwork سفت کاری
amalgamating ملغمه کاری
amalgamates ملغمه کاری
lattice work شبکه کاری
latticing شبکه کاری
misprision خلاف کاری
molding operation فرم کاری
molding operation قالب کاری
mosaic work موزائیک کاری
negativism منفی کاری
joinery نازک کاری
farming اجاره کاری
workstations ایستگاه کاری
workstation ایستگاه کاری
punching منگنه کاری
flagitiousness تبه کاری
lead work سرب کاری
welding جوش کاری
meshwork شبکه کاری
lay off فصل کم کاری
lighterage دوبه کاری
malefaction تبه کاری
maleficence تبه کاری
marbling مرمر کاری
marquetery منبت کاری
drilling مته کاری
marquetery خاتم کاری
masonery سنگ کاری
measure of prevention احتیاط کاری
lubrication روغن کاری
hydrotreating هیدروژن کاری
decorations زینت کاری
d. touch نازک کاری
contrasuggestibility وارون کاری
conservativeness محافظه کاری
compulsiveness مکرر کاری
chromium plating اب کرم کاری
cementation سیمان کاری
cementation سمنت کاری
cautiousness احتیاط کاری
contouring operation فرم کاری
caulking بتونه کاری
cartwhip شلاق کاری
canniness ملاحظه کاری
fiendishness تبه کاری
cotton plantation پنبه کاری
fal lal ریزه کاری
delicacy of touch ریزه کاری
cutting off برش کاری
crypianalysis پنهان کاری
disguised underemployment کم کاری پنهان
discreetness احتیاط کاری
discreetnss احتیاط کاری
counterattack بدل کاری
drilling work مته کاری
dry farm دیم کاری
factorage حق العمل کاری
fairing صیقل کاری
calk بتونه کاری
business hours ساعت کاری
glyptics کنده کاری
graving کنده کاری
an active man مرد کاری
habitual way of doing anything کردن کاری
active cell خانه کاری
hole punching منگنه کاری
hours of business ساعتهای کاری
hunkerism محافظه کاری
acrography گچ کاری برجسته
folding machine دستگاه خم کاری
misconduct خلاف کاری
galvanization رویینه کاری
an active remedy درمان کاری
folding press پرس خم کاری
bumping tool ابزار خم کاری
brickworks سفت کاری
brick work اجر کاری
brick work سفت کاری
boo boo اشتباه کاری
squalor کثافت کاری
blindage صیقل کاری
figuration شیرین کاری
finishing touches دست کاری
argentation نقره کاری
anaplasty پیوند کاری
hypothyroidism کم کاری تیروئید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com