Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
gauge railway
فاصله استاندارد دو ریل موازی راه اهن
Other Matches
small computer systems interface
واسط موازی سریع استاندارد , برای اتصال کامپیوتر به وسایل جانبی
enhance
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhanced
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
scsi
استاندارد واسط موازی سریع برای اتصال کامپیوتر به رسانه جانبی
enhancing
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
enhances
استاندارد نحوه ارسال داده با سرعت بالا از یک اتصال پورت موازی
DIL
مشخصه استاندارد برای بستههای مدار پیچیده که از دو ردیف موازی سوزنهای متصل در هر طرف تشکیل شده است
parallels
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelled
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallelling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleled
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
paralleling
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
parallel
چاپگری که از طریق واسط موازی به کامپیوتر وصل است و دادههای حرف را به صورت موازی می پذیرد
multiple
معماری پردازنده موازی که از چندین ALU و حافظه موازی برای افزایش سرعت پردازش استفاده میکند
lpt
در DOS نام دستگاهی است که به یکی از درگاههای موازی مربوط می گردد وچاپگرهای موازی می توانندبه ان متصل شوند
MIMD
معماری پردازنده موازی که تعدادی ALU و وسایل حافظه را موازی استفاده میکند تا پردازش سریع داشته باشد
ieee
سیستم استاندارد شبکه Token Ring که توسط IBM به صورت استاندارد بیان شده
document
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documented
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
documenting
روش استاندارد برای ارسال و ذخیره سازی متن ها و تصاویر روی شبکه بخشی از استاندارد IBM SNA
single space
در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance
فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
point blank range
فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
international standards organization
طرح شبکه استاندارد ISO که به صورت لایهای است و هر لایه کار مخصوصی دارد و به سیستمهای مختلف امکان ارتباط میدهد البته در صورتی که مط ابق با استاندارد باشند
interval
فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
extend
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
POSIX
استاندارد که یک سری سرویس سیستم عامل را شامل میشود. نرم افزاری که با استاندارد DOSIX کار میکند و بین سخت افزارها ارسال میشود
extending
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
extends
گروهی ازتولیدکنندگان PC که انجمنی برای پیشبرد استاندارد تک بیتی به عنوان یک رقیب برای استاندارد باس MAC توسط IBM تشکیل داده اند
PHIGS
برنامه واسط استاندارد بین نرم افزار و آداپتور گرافیکی که از مجموعهای از دستورات استاندارد برای رسم و تغییر تصاویر دو بعدی و سه بعدی تشکیل شده است
source
استاندارد IEEE , IBM وغیره IBM و غیر IBM نوع Taken Ring امکان استاندارد bridge می دهند تا داده را ردو بدل کنند
space
فاصله دادن فاصله داشتن
spaces
فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter
در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
alleyways
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleys
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley
منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
shunt
موازی موازی فرعی
shunted
موازی موازی فرعی
shunts
موازی موازی فرعی
holes
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed
فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march
راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
universal
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
go no go
اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
ODI
واسط استاندارد معرفی شده توسط Novell برای کارت واسط شبکه که به کاربران امکان میدهد فقط یک درایور شبکه داشته باشند که با تمام کارتهای واسط شبکه کار میکند. استاندارد پیش از یک پروتکل را پشتیبانی میکند. مثل IPX و NetBEUI
two parallel lines
دو خط موازی
shunt
موازی
shunts
موازی
shunted
موازی
parallels
موازی
paralleling
موازی
paralleled
موازی
parallel
موازی
parallelling
موازی
parallelled
موازی
coaxial
موازی
parallel ruler
خط کش موازی
parallel operation
عملیات موازی
parallel sheaf
مروحه موازی
parallel storage
انباره موازی
parallel storage
انبارش موازی
parallel system
شبکه موازی
antiparalle
موازی ناهمسو
parallel operation
عملکرد موازی
parallel operation
عمل موازی
serioprallel
دنبالهای و موازی
parallel interface
رابط موازی
parallel port
درگاه موازی
parallel run
اجرای موازی
parallel processing
پردازش موازی
shunt
مقاومت موازی
parallel processor
موازی پرداز
parallel processor
پردازنده موازی
shunted
مقاومت موازی
parallel reading
خواندن موازی
parallel printing
چاپ موازی
parallel printer
چاپگر موازی
shunts
مقاومت موازی
shunt element
عنصر موازی
shunt capacitor
خازن موازی
parallels
برابر خط موازی
parallel transmission
انتقال موازی
parallel circuit
مدار موازی
parallel cells
یاختههای موازی
parallel adder
افزایشگر موازی
parallelled
برابر خط موازی
parallel access
دستیابی موازی
centronics interface
رابط موازی
paralleling
برابر خط موازی
parallel transmission
مخابره موازی
collimator
موازی ساز
paralleled
برابر خط موازی
machinist vise
گیره موازی
parallel
برابر خط موازی
parallel column
ستونهای موازی
parallel computer
کامپیوتر موازی
parallelling
برابر خط موازی
parallel feed
خورد موازی
along
موازی با طول
axially parallel
موازی محوری
parallel transmission
ارسال موازی
running in parallel
پردازش موازی
parallel connection
اتصال موازی
pyeonhi seogi
موازی ایستادن
doube bead
گچ بری موازی
parallel conversion
تبدیل موازی
canonical
استاندارد
modulus
استاندارد
standards
استاندارد
high and dry
<idiom>
استاندارد
standard
استاندارد
multiple transformer
مبدل با اتصال موازی
paralleling
موازی کردن اسکیها
parallel gap welder
جوشگر شکاف موازی
paralleled
موازی کردن اسکیها
parallel perspective
پرسپکتیو همرو یا موازی
collimate
موازی قرار دادن
clamp base vise
گیره با فکهای موازی
one point perspective
پرسپکتیو همرو یا موازی
branch extension
اتصال موازی فرعی
bowling crease
خط موازی جلوی پایه ها
offside line
خط فرضی موازی با دروازه
parallel access
با دست یابی موازی
parallelled
موازی کردن اسکیها
parallel adder
جمع کننده موازی
parallel trussed girder
تیر شبکهای موازی
parallel clamp
گیره پیچی موازی
series parallel connection
اتصال زنجیری- موازی
twentyfive yard line
خط 52 یاردی موازی خط پایانی
swings
پیچیدن موازی اسکیها
jet turn
چرخش موازی اسکی ها
gules
خطوط موازی عمودی
flash
معدن موازی سریع A/D.
flashed
معدن موازی سریع A/D.
flashes
معدن موازی سریع A/D.
ideal paralleling
مدار موازی ایده ال
to draw parallels
خطهای موازی کشیدن
to flatten out
بازمین موازی شدن
parallel search storage
انباره جستجوی موازی
to flatten out
موازی زمین پروازکردن
parallel
موازی کردن اسکیها
parallel resonant circuit
مدار همنوای موازی
swing
پیچیدن موازی اسکیها
trimarans
قایق با 3 بدنه موازی
twentyfive
خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
parallel input output
ورودی و خروجی موازی
parallelling
موازی کردن اسکیها
series parallel connection
اتصال سری- موازی
parallels
موازی کردن اسکیها
trimaran
قایق با 3 بدنه موازی
five yard line
خط داخلی و موازی خط کناری
endline
خطوط موازی با 04 مترفاصله
nonstandard
غیر استاندارد
standard interface
رابط استاندارد
frequency standard
استاندارد فرکانس
standard measure
اندازه استاندارد
standard temperature and pressure
شرایط استاندارد
standards
استاندارد همگون
normal temperature and pressure
شرایط استاندارد
standard interface
واسطه استاندارد
standard ohm
اهم استاندارد
boilerplate
متن استاندارد
standard costs
هزینههای استاندارد
secondary standard
استاندارد ثانویه
dialect
ی در زبان استاندارد
standard condition
شرایط استاندارد
standard cell
پیل استاندارد
standardising
استاندارد نمودن
magnetic standard
اهنربای استاندارد
standard of living
استاندارد زندگی
standard bar
میله استاندارد
standard atmosphere
اتمسفر استاندارد
standards of living
استاندارد زندگی
standardized
استاندارد شده
dialects
ی در زبان استاندارد
standard candle
شمع استاندارد
standard resistor
مقاومت استاندارد
standard
استاندارد همگون
standard function
تابع استاندارد
primary standard
استاندارد اولیه
standardizing
استاندارد نمودن
basic standard cost
قیمت استاندارد
basic standard
استاندارد اولیه
standardizes
استاندارد نمودن
standardize
استاندارد نمودن
standard error
خطای استاندارد
standardises
استاندارد نمودن
standardised
استاندارد نمودن
resistance standard
مقاومت استاندارد
silver standard
استاندارد نقره
standardization
استاندارد سازی
standard pitch
گام استاندارد
standard price
قیمت استاندارد
standard rate
نرخ استاندارد
standard section
پروفیل استاندارد
substandard
زیر استاندارد
standard pascal
پاسکال استاندارد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com