English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
hairbreadth فاصله خیلی کم تنگنا
Other Matches
near misses فاصله خیلی دور دو هواپیما
near miss فاصله خیلی دور دو هواپیما
near collision فاصله خیلی خطرناک برای دو هواپیما
laydown bombing بمباران از فاصله خیلی نزدیک به سطح زمین بمباران سینه مال
single space در میان سطور فقط یک فاصله گذاردن تک فاصله کردن
following distance فاصله بین وسائط نقلیه فاصله میان خودروها
strait در تنگنا تنگنا
tightest تنگنا
narrows تنگنا
jaws تنگنا
pinches تنگنا
tighter تنگنا
warpath تنگنا
jaw تنگنا
tight تنگنا
bottlenecks تنگنا
cul de sac تنگنا
impasse تنگنا
straits در تنگنا تنگنا
bottleneck تنگنا
pinch تنگنا
point blank range فاصله از محل تیراندازی تاهدف فاصله تا هدف
bottleneck تنگنا تنگراه
bottlenecks تنگنا تنگراه
interval فاصله اختلاف فاصله مدت زمان
sandwiches در تنگنا قرار دادن
put to در تنگنا قرار دادن
pull through در تنگنا کمک یافتن
fixes حیص وبیص تنگنا
sandwiched در تنگنا قرار دادن
sandwich در تنگنا قرار دادن
fix حیص وبیص تنگنا
up the pole گرفتار در تنگنا واقع شده
she has a well poised head وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner <idiom> گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
go great guns <idiom> موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
i am very keen on going there من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilm فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
space فاصله دادن فاصله داشتن
spaces فاصله دادن فاصله داشتن
collision parameter در محاسبه مدارات فاصله بین مرکز جاذبه یک میدان نیروی مرکزی از امتداد بردار سرعت جسم متحرک در بیشترین فاصله از مرکز ان
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
alleys منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alley منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
alleyways منطقه بین زمین سرویس وخط کناری فاصله بین بازیگران دوردست درزمین بیس بال فاصله از دیوارطرفین که گرفتن توپ در ان مشکل میشود
ponderous خیلی سنگین خیلی کودن
rattling خیلی تند خیلی خوب
holes فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holed فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
holing فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
hole فاصله دو بازیگرفضای بین دو سوارکار که سوارکار سومی ازان بگذرد فاصله بین میله 1 بولینگ با2 یا 3 شکست دادن حریف باشروع بهتر
close march راهپیمایی با فاصله جمع فرمان " فاصله جمع " درراهپیمایی
go no go اچار تنظیم فاصله سر تیر بارکالیبر 7/21 اچار تنظیم فاصله پیشانی گلنگدن
emergency خیلی خیلی فوری
emergencies خیلی خیلی فوری
jim dandy ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
en dash خط فاصله ان
single space تک فاصله تو هم
distances فاصله
space bar فاصله زن
distance فاصله
spacing فاصله
gap فاصله
range فاصله
ranged فاصله
ranges فاصله
interval فاصله
hiatus فاصله
lengths فاصله
length فاصله
unremittingly بی فاصله
equidistant هم فاصله
interregnums فاصله
tele فاصله
interregnum فاصله
interregna فاصله
gaps فاصله
blankest فاصله
head space فاصله سر
blank فاصله
spaces جا فاصله
spaces فاصله
em dash خط فاصله ام
blank character فاصله
clearance فاصله
discontinuance فاصله
intermittence فاصله
intermezzo فاصله
space جا فاصله
diastema فاصله
per saltum بی فاصله
space فاصله
unit distance با فاصله واحد
tritone فاصله سه گام
tritone فاصله سه اهنگ
span فاصله معین
track pitch فاصله شیار
f. distance or length فاصله کانونی
fiducial interval فاصله اطمینان
focal distance فاصله کانونی
keyspace فاصله کلیدی
focal length فاصله کانونی
spans فاصله معین
tooth gap فاصله دندانه
spanning فاصله معین
spanned فاصله معین
unspaced practice تمرین بی فاصله
light gap فاصله نور
lattice spacing فاصله شبکه
white space فاصله سفید
ignition gap فاصله جرقه
ignition spark gap فاصله جرقه
known distance فاصله معلوم
infighting نبرد در فاصله کم
input gap فاصله اولیه
interspace فاصله مدت
interval confidence فاصله اطمینان
intervalometer فاصله سنج
light gap فاصله روشنایی
line spacing فاصله سطرها
line spacing فاصله سطر
normal interval فاصله معمولی صف
mode interval فاصله نما
head space فاصله سر تیربار
hard space فاصله واصل
vertical interval فاصله عمودی
haul distance فاصله حمل
lapsing فاصله زمانی
lapses فاصله زمانی
lapse فاصله زمانی
line to line spacing فاصله سطور
line spacing فاصله خطوط
frequency spacing فاصله فرکانس
magnet gap فاصله هوایی
signal distance فاصله علامتی
spacing فاصله بندی
respite _ فاصله استراحت
spacing فاصله گذاری
space condition حالت فاصله
range meter فاصله سنج
gulfs فاصله زدوری
gulf فاصله زدوری
spacing bias پیشقدر فاصله
stadimeter فاصله یاب
time out وقفه فاصله
time lags فاصله زمانی
blank character دخشه فاصله
space condition شرط فاصله
social distance فاصله اجتماعی
angular distance فاصله زاویهای
sight distance فاصله دید
shouting distance فاصله صدا رس
interstice ترک فاصله
shim فاصله پرکن
soft carriage return خط فاصله خالی
safe distance فاصله بی خطر
space bar فاصله گذار
center distance فاصله مرکزی
center distance فاصله ازمرکز
polar distance فاصله قطبی
telemeter فاصله سنج
terraces spacing فاصله تراسها
time interval فاصله زمانی
piston clearnce فاصله پیستون
dead rise فاصله مرده
deflationary gap فاصله تنزلی
diatessaron فاصله یک چهارم
distance meter فاصله سنج
elongation فاصله زاویهای
class interval فاصله طبقه
close range فاصله نزدیک
code distance فاصله رمز
coherence distance فاصله همدوسی
time lag فاصله زمانی
confidence interval فاصله اطمینان
subinterval فاصله فرعی
confidence interval فاصله اعتماد
interludes بادخور فاصله
interlude بادخور فاصله
interim فیمابین فاصله
dutter فاصله ستونها
vacations فاصله دو اجلاس
focuses فاصله کانونی
focused فاصله کانونی
focus فاصله کانونی
focusses فاصله کانونی
removed فاصله خانوادگی
river فاصله سفید
rivers فاصله سفید
interval فاصله زمانی
interval فاصله تاکتیکی
interval فاصله [ریاضی]
spaces فاصله مدت
spaces جا فاصله مدت
spaced فاصله دار
focussing فاصله کانونی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com