Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (29 milliseconds)
English
Persian
elope
فرار کردن با معشوق
eloped
فرار کردن با معشوق
elopes
فرار کردن با معشوق
eloping
فرار کردن با معشوق
Other Matches
desert
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserting
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
lamming
فرار کردن گریختن فرار
lam
فرار کردن گریختن فرار
lams
فرار کردن گریختن فرار
jilting
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilt
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilted
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
jilts
ناگهان معشوق را رها کردن فریفتن
laddies
معشوق
laddie
معشوق
leman
معشوق
soul mate
معشوق
loup
فرار کردن
scarpers
فرار کردن
escaped
فرار کردن
absconds
فرار کردن
flees
فرار کردن
fleeing
فرار کردن
flee
فرار کردن
absconded
فرار کردن
scarper
فرار کردن
scarpered
فرار کردن
to run away
فرار کردن
get away
<idiom>
فرار کردن
absconding
فرار کردن
scarpering
فرار کردن
escape
فرار کردن
abscond
فرار کردن
escapes
فرار کردن
scape
فرار کردن
escaping
فرار کردن
skedaddle
فرار کردن
to elope
فرار کردن
to run off
فرار کردن
to run away
فرار کردن
deary
معشوق دردانه
luv
معشوق یا معشوقه
fly
گریختن از فرار کردن از
To beak jail .
از زندان فرار کردن
give someone the slip
<idiom>
از کسی فرار کردن
eloped
گریختن فرار کردن
elope
گریختن فرار کردن
elopes
گریختن فرار کردن
eloping
گریختن فرار کردن
skulks
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulked
از زیرمسئولیت فرار کردن
skulk
از زیرمسئولیت فرار کردن
bleed
فرار کردن یک سیال
bleeds
فرار کردن یک سیال
adonic
معشوق دلارام گل الاله
to overrun one's creditors
از دست بستانکاران فرار کردن
skirl
بسرعت باد فرار کردن
To block the escape routes.
راههای فرار را مسدود کردن
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
adonic
جوان زیبایی که معشوق ونوس بود
to escape with nothing more than/just a fright
از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
minions
شخص یا جانور سوگلی نوکریا وابسته چاپلوس معشوق
jilting
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilted
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
minion
شخص یا جانور سوگلی نوکریا وابسته چاپلوس معشوق
jilt
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
jilts
زنی یا مردی که معشوق خودرا یکباره رها کند
evading
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
serenading
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenaded
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenades
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
serenade
ساز واواز شبانه و عاشقانه در هوای ازاد و در استانه معشوق
masochism
لذت بردن از درد لذت بردن از جور وجفای معشوق یا معشوقه
evasive
فرار
volatile
فرار
breakaway
فرار
drive
فرار گل زن
bridge escape
فرار از پل
escaping
فرار
mercurial
فرار
escapes
فرار
escapement
فرار
to take flight
فرار
defection
فرار
transgressor
فرار و
escape
فرار
loup
فرار
scape
فرار
escaped
فرار
subtile
فرار
leg bail
فرار
drives
فرار گل زن
fled
فرار کرده
bolt-hole
راه فرار
volatile storage
حافظه فرار
volatile storage
انباره فرار
escapes
گریز فرار
volatile compound
ترکیب فرار
centrifugal
فرار از مرکز
tax evasion
فرار از مالیات
hot money
پول فرار
escaping
فرار از خاک
fugitives
ناپایدار فرار
getaway
گریز فرار
desertion
فرار بیوفایی
scudding
فرار از باد
fugitive
ناپایدار فرار
escapologists
اهل فرار
scape
وسیله فرار
scape of molecules
فرار ملکول ها
desertion
فرار از خدمت
escaping
گریز فرار
capital flight
فرار سرمایه
skip of the mat
فرار از تشک
volatility product
محصول فرار
volatility product
فراورده فرار
escapologist
اهل فرار
jailbreak
فرار از زندان
guy
فرار گریز
escape trunk
دهلیز فرار
volatile file
فایل فرار
escaped
گریز فرار
volatile memory
حافظه فرار
escaped
فرار از خاک
volatile file
پرونده فرار
nonvolatile
غیر فرار
escapable
فرار کردنی
fugitively
بطور فرار
flight of capital
فرار سرمایه
brain drain
فرار مغزها
getaways
گریز فرار
jailbreaks
فرار از زندان
luft
خانه فرار
guys
فرار گریز
escape
فرار از خاک
flyaway
فرار فراری
escape velocity
سرعت فرار
trailing edge
لبه فرار
I made good my escape .
موفق به فرار شد
postern
راه فرار
get away
فرار برو
escape
گریز فرار
escape mechanism
وسیله فرار
bolt-holes
راه فرار
escapism
فلسفه فرار
escape hatch
دریچه فرار
escapes
فرار از خاک
fugitiveness
تمایل به فرار
give out
<idiom>
اجازه فرار دادن
flight square
خانه فرار شطرنج
volatile oils
روغنهای فرار یا بخارشدنی
They escaped under cover of darkness.
درتاریکی شب فرار کردند
He ran away from scool .
از مدرسه فرار کرد
shooing
باکیش فرار دادن
tax loopholes
روزنههای فرار مالیاتی
nonvolatile storage
حافظه غیر فرار
blockages
راه فرار را بستن
shoos
باکیش فرار دادن
blockage
راه فرار را بستن
shooed
باکیش فرار دادن
breach of prison
جرم فرار از زندان
tax evasion
فرار از پرداخت مالیات
shoo
باکیش فرار دادن
turn tail
<idiom>
فرار از خطر یا مشکل
kicks
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
photonegative
فرار کننده ودوشونده از نور
To turn tail . To show a clean pair of heels .
فرار را بر قرار ترجیح دادن
kicking
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
transaction in order
معامله به قصد فرار از دین
kicked
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
malingering
تعارض به منظور فرار ازخدمت
preconcert
قبلا فرار ومدار گذاردن
kick
فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
bolting
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
zapp flap
شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
bolts
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escapes
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
Tell me how you escaped?
بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
bolt
فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
Tell me hpw you escaped.
برایم بگه چطور فرار کردی
escaping
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escaped
فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
I ran away lest I should be seen .
فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
boat people
پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
escapades
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapade
فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
draft dodger
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
escapism
خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
draft dodgers
کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
fire escapes
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
fire escape
پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
shunpike
جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
static
حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
negligent escape
فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
Emergeny exit .
پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
evasion and scape
تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
coldest
اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com