English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 208 (34 milliseconds)
English Persian
lam فرار کردن گریختن فرار
lamming فرار کردن گریختن فرار
lams فرار کردن گریختن فرار
Search result with all words
elope گریختن فرار کردن
eloped گریختن فرار کردن
elopes گریختن فرار کردن
eloping گریختن فرار کردن
fly گریختن از فرار کردن از
Other Matches
deserting کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserts کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
scape فرار کردن
to run off فرار کردن
scarper فرار کردن
scarpering فرار کردن
skedaddle فرار کردن
scarpers فرار کردن
escaping فرار کردن
escape فرار کردن
to run away فرار کردن
to elope فرار کردن
absconds فرار کردن
escaped فرار کردن
loup فرار کردن
scarpered فرار کردن
escapes فرار کردن
get away <idiom> فرار کردن
absconding فرار کردن
flee فرار کردن
fleeing فرار کردن
flees فرار کردن
abscond فرار کردن
to run away فرار کردن
absconded فرار کردن
bleed فرار کردن یک سیال
To beak jail . از زندان فرار کردن
give someone the slip <idiom> از کسی فرار کردن
bleeds فرار کردن یک سیال
elope فرار کردن با معشوق
skulk از زیرمسئولیت فرار کردن
elopes فرار کردن با معشوق
skulks از زیرمسئولیت فرار کردن
eloped فرار کردن با معشوق
skulked از زیرمسئولیت فرار کردن
skulking از زیرمسئولیت فرار کردن
eloping فرار کردن با معشوق
To block the escape routes. راههای فرار را مسدود کردن
to overrun one's creditors از دست بستانکاران فرار کردن
skirl بسرعت باد فرار کردن
make a run for it <idiom> برای نجات جان فرار کردن
to escape with nothing more than/just a fright از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
evading فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evaded فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
escape فرار
drives فرار گل زن
drive فرار گل زن
loup فرار
volatile فرار
escapes فرار
subtile فرار
escapement فرار
mercurial فرار
leg bail فرار
escaped فرار
to take flight فرار
evasive فرار
bridge escape فرار از پل
escaping فرار
scape فرار
transgressor فرار و
defection فرار
breakaway فرار
volatile file پرونده فرار
scape of molecules فرار ملکول ها
tax evasion فرار از مالیات
scudding فرار از باد
volatile file فایل فرار
escapism فلسفه فرار
volatile compound ترکیب فرار
skip of the mat فرار از تشک
escapologists اهل فرار
bolt-hole راه فرار
nonvolatile غیر فرار
getaway گریز فرار
bolt-holes راه فرار
desertion فرار از خدمت
desertion فرار بیوفایی
volatility product محصول فرار
volatility product فراورده فرار
volatile storage حافظه فرار
volatile storage انباره فرار
escapologist اهل فرار
I made good my escape . موفق به فرار شد
volatile memory حافظه فرار
getaways گریز فرار
guy فرار گریز
jailbreaks فرار از زندان
jailbreak فرار از زندان
escaping فرار از خاک
flight of capital فرار سرمایه
escaping گریز فرار
trailing edge لبه فرار
fugitively بطور فرار
fugitiveness تمایل به فرار
get away فرار برو
guys فرار گریز
escapes فرار از خاک
escaped گریز فرار
escaped فرار از خاک
escapes گریز فرار
escape گریز فرار
flyaway فرار فراری
hot money پول فرار
escape فرار از خاک
scape وسیله فرار
escape mechanism وسیله فرار
escape velocity سرعت فرار
fled فرار کرده
escape hatch دریچه فرار
escape trunk دهلیز فرار
capital flight فرار سرمایه
escapable فرار کردنی
luft خانه فرار
centrifugal فرار از مرکز
brain drain فرار مغزها
fugitives ناپایدار فرار
postern راه فرار
fugitive ناپایدار فرار
nonvolatile storage حافظه غیر فرار
turn tail <idiom> فرار از خطر یا مشکل
give out <idiom> اجازه فرار دادن
He ran away from scool . از مدرسه فرار کرد
breach of prison جرم فرار از زندان
volatile oils روغنهای فرار یا بخارشدنی
shoo باکیش فرار دادن
shooing باکیش فرار دادن
shooed باکیش فرار دادن
flight square خانه فرار شطرنج
tax loopholes روزنههای فرار مالیاتی
They escaped under cover of darkness. درتاریکی شب فرار کردند
tax evasion فرار از پرداخت مالیات
blockage راه فرار را بستن
blockages راه فرار را بستن
shoos باکیش فرار دادن
preconcert قبلا فرار ومدار گذاردن
photonegative فرار کننده ودوشونده از نور
To turn tail . To show a clean pair of heels . فرار را بر قرار ترجیح دادن
kicks فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicked فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
kicking فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
transaction in order معامله به قصد فرار از دین
malingering تعارض به منظور فرار ازخدمت
kick فرار ناگهانی درپایان مسابقه دو
Tell me hpw you escaped. برایم بگه چطور فرار کردی
zapp flap شکل ابتدائی فلپهای لبه فرار
escaped فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escape فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
bolts فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
Tell me how you escaped? بگو ببینم چطور فرار کردی ؟
bolting فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolted فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
bolt فرار یا منحرف شدن اسب ازمسیر
escaping فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
escapes فرار ازخدمت یا دشمن نجات پیداکردن
fire escapes پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
escapades فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
escapade فرار و اختقا از ترس توقیف جفتک زنی
I ran away lest I should be seen . فرار کردم رفتم که مبادا دیده بشوم
boat people پناهندگانی که با قایق از کشور خود فرار کنند
fire escape پله کان مخصوص فرار در مواقع حریق
escapism خودداری ازشرکت درکارهای سیاسی فرار از واقعیات
draft dodgers کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
draft dodger کسی که از خدمت زیر پرچم فرار میکند
static حافظه غیر فرار که نیاز به تنظیم مجدد ندارد
shunpike جاده فرعی برای فرار ازپرداخت عوارض راه
negligent escape فرار از زندان بدون اطلاع ورضایت مامور محافظش
choke ring رینگ مانع فرار گاز در تفنگهای بدون عقب نشینی
Emergeny exit . پله های فرار ( درهای خروجی برای مواقع اضطراری )
colds اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
evasion and scape تاکتیک فرار از اسارت واجتناب از دستگیری مجدد به وسیله دشمن
coldest اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
colder اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
cold اجزای اجرا میدهد ولی دادههای فرار را از دست می دهند
This is an elusive word . این لغت خیلی فرار است ( درحافظه باقی نمی ماند )
cores 1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
core 1-حافظه مرکزی کامپیوتر. 2-روش ذخیره سازی غیر فرار در کامپیوترهای قدیمی
escapism هر روش فکری که متضمن عزلت و گوشه گیری و فرار از فعالیتهای اجتماعی باشد
capacitor وسیلهای با فرفیت خیلی بالا و کوچک که میتواند برای قط عات RAM فرار
push up stack سیستم صف ذخیره سازی موقت که آخرین موضوع اضافه شده در انتهای لیست فرار می گیرد
jet flap فلپی که جریان هوا یاگازهای پر انرژی خارج شده در امتداد لبه فرار از روی ان عبور میکنند
tabbed flap فلپی که لبه فرار ان لولا شده و تا زاویهای بزرگتراز زاویه اصلی بطرف پایین منحرف میشود
red herring شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
red herrings شاه ماهی سرخ موضوع مطرح شده برای فرار از طرح موضوع موردبحث
anti servo tab بالچه قابل تنظیم متصل به لبه فرار سکان که در جهت سطوح اصلی فرامین عمل کرده و درنتیجه از حساسیت انها میکاهد
acrylic lacquer لاک های اکریلیک که دارای حلال های بسیار فرار بوده و برای پرداخت سطح هواپیما بکار میرود
flashed حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flashes حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
flash حافظه غیر فرار مشابه EEPROM که با بلاکهای داده کار میکند و نه بیتها که معمولاگ در درایور دیسک به کار می رود
escape hatch دهلیز فرار دهلیز نجات
tax evasion عدم پرداخت مالیات بصورت غیر قانونی فرار از پرداخت مالیات
fradulent conveyance معامله به قصد فرار از دین معامله به قصد اضرار غیر
breakaway شکستن خط محاصره شکستن بند زندان فرار از زندان
slips گریختن سهو کردن
slipped گریختن سهو کردن
slip گریختن سهو کردن
shunning گریختن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com