Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (22 milliseconds)
English
Persian
bleed
فرار کردن یک سیال
bleeds
فرار کردن یک سیال
Other Matches
deserts
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
desert
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
deserting
کویر فرار کردن ترک پست کردن از خدمت فرار کردن
fluidal
مانندجسم سیال یامایع وابسته به جسم سیال
lams
فرار کردن گریختن فرار
lamming
فرار کردن گریختن فرار
lam
فرار کردن گریختن فرار
compressor pressure ratio
نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
fluidify
تبدیل به جسم سیال کردن مایع کردن
escapes
فرار کردن
absconds
فرار کردن
absconding
فرار کردن
absconded
فرار کردن
escaped
فرار کردن
abscond
فرار کردن
escaping
فرار کردن
to run off
فرار کردن
to run away
فرار کردن
scape
فرار کردن
get away
<idiom>
فرار کردن
to run away
فرار کردن
to elope
فرار کردن
loup
فرار کردن
escape
فرار کردن
fleeing
فرار کردن
scarpering
فرار کردن
scarpered
فرار کردن
scarper
فرار کردن
flee
فرار کردن
scarpers
فرار کردن
skedaddle
فرار کردن
flees
فرار کردن
eloped
فرار کردن با معشوق
give someone the slip
<idiom>
از کسی فرار کردن
skulks
از زیرمسئولیت فرار کردن
elopes
فرار کردن با معشوق
eloping
گریختن فرار کردن
elopes
گریختن فرار کردن
skulking
از زیرمسئولیت فرار کردن
eloped
گریختن فرار کردن
To beak jail .
از زندان فرار کردن
skulked
از زیرمسئولیت فرار کردن
elope
فرار کردن با معشوق
elope
گریختن فرار کردن
eloping
فرار کردن با معشوق
skulk
از زیرمسئولیت فرار کردن
fly
گریختن از فرار کردن از
To block the escape routes.
راههای فرار را مسدود کردن
to overrun one's creditors
از دست بستانکاران فرار کردن
skirl
بسرعت باد فرار کردن
make a run for it
<idiom>
برای نجات جان فرار کردن
to escape with nothing more than/just a fright
از دست چیزی فقط با وحشت فرار کردن
evaded
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evades
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evading
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
evade
فرار کردن ازدشمن اجتناب از دستگیر شدن به وسیله دشمن
transport stream
ستون سیال خودروهای حمل و نقل خط سیال خودروهای حمل و نقل
fluids
سیال
fluid
سیال
fulidal
سیال
unthickened
سیال
effluents
سیال خروجی
effluent
سیال خروجی
perfect fluid
سیال کامل
fluid capital
سرمایه سیال
mobiles
سیال تغییرپذیر
floating reserve
احتیاط سیال
real fluid
سیال واقعی
influent
سیال ورودی
intransit strenth
پرسنل سیال
fluid centre
مرکز سیال
fluid intelligence
هوش سیال
fluid resistance
مقاومت سیال
mobile
روان سیال
mobile
سیال تغییرپذیر
fluids
جسم سیال
floating
سیال مواج
working fluid
سیال عامل
working fluid
سیال متحرک
ideal fluid
سیال ایده ال
fluid
جسم سیال
superfluid
ابر سیال
intransit stock
اماد سیال
electric fluid
سیال برقی
mobiles
روان سیال
fluor
قاعدگی زنان سیال
fluidic
وابسته بجسم سیال
viscous stress
تنش برش سیال
visualization
مرئی ساختن سیال
brain storming
سیال سازی ذهن
fluid bed vulcanization
وولکانش در بستر سیال
fluid bed polymerization
بسپارش در بستر سیال
maintenance float
شارژ انبار سیال
working lead fluid
سیال متحرک یا عامل
supercritical fluid chromatography
کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
vapor lock
قطع کامل جریان سیال
baffles
منحرف کننده جریان سیال
fluid adjustment screw
پیچگوشتی قابل تنظیم سیال
whirl
چرخش یا دوران جریان سیال
whirled
چرخش یا دوران جریان سیال
whirling
چرخش یا دوران جریان سیال
baffled
منحرف کننده جریان سیال
baffle
منحرف کننده جریان سیال
whirls
چرخش یا دوران جریان سیال
baffling
منحرف کننده جریان سیال
floatation
اضافی بودن سطح سیال اماد
vorticity
میزان برداری دوران موضعی سیال
fluidic
مایع مانند جسم سیال یامایع
underway
در جریان در راه عملیات لجستیکی سیال دریایی
s.f.c
chromatography supercriticalfluid کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی
vortex flow
جریان سیال با حرکت ترتیبی دورانی و انتقالی
prill
بصورت کپسول دراوردن سیال وجاری ساختن
circulations
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
circulation
حرکت دورانی سیال دراطراف یک جسم یا نقطه
coanda effect
گرایش سیال برای چسبیدن به سطح جامد
reynolds stress
تنش برشی در لایه مرزی خطی در سیال نارون
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
supercritical fluid chromatography/mass
spectrometry کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
head pessure
فشار اعمال شده توسط یک سیال به سبب ارتفاع ستون ان
reynolds number
مهمترین ضریب بدون دیمانسیون در نمایش اشل جریان سیال
velocity gradiant
میزان تغییر سرعت سیال درواحد مسافت عمود بر خط جریان
notch
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
hydraulic fluid
سیال ترکم ناپذیری برای انتقال و توزیع نیرو درسیستم
notches
بریدگیهایی در امتداد جریان سیال روی دماغه یا نوک یک ایرفویل
viscosity valve
شیر کنترل در سیستم مایعات که توسط ویسکوزیته سیال فعال میشود
coffin
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
s.f.c/m.s
mass/fluidchromatography spectrometrysupercritical کروماتوگرافی سیال فوق بحرانی / طیف بینی جرمی
reed valve
شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
pitot tube
لولهای در مسیر جریان سیال که فشار داخل ان بافشار کل محیط برابر است
coffins
جعبه ایست که برای عملیات تنبوشه گذاری در ماسه سیال بکار میرود
escapement
فرار
escape
فرار
escaped
فرار
escapes
فرار
bridge escape
فرار از پل
breakaway
فرار
transgressor
فرار و
leg bail
فرار
subtile
فرار
to take flight
فرار
scape
فرار
defection
فرار
escaping
فرار
volatile
فرار
drive
فرار گل زن
mercurial
فرار
evasive
فرار
drives
فرار گل زن
loup
فرار
cross flow
دو سیال که بصورت عمود برهم جریان دارند و توسط ورقه نازکی از هم عایق شده اند
polar motion
وسیله نشان دادن حرکات قطعات یا مایعات سیال بااستفاده از انرژی مغناطیسی حرکت قطبی
I made good my escape .
موفق به فرار شد
capital flight
فرار سرمایه
flyaway
فرار فراری
postern
راه فرار
flight of capital
فرار سرمایه
fugitive
ناپایدار فرار
fugitively
بطور فرار
get away
فرار برو
hot money
پول فرار
brain drain
فرار مغزها
centrifugal
فرار از مرکز
guys
فرار گریز
guy
فرار گریز
escapable
فرار کردنی
desertion
فرار از خدمت
scudding
فرار از باد
desertion
فرار بیوفایی
escapism
فلسفه فرار
jailbreak
فرار از زندان
luft
خانه فرار
getaway
گریز فرار
escape mechanism
وسیله فرار
escape trunk
دهلیز فرار
fugitiveness
تمایل به فرار
getaways
گریز فرار
nonvolatile
غیر فرار
fugitives
ناپایدار فرار
escape hatch
دریچه فرار
volatility product
فراورده فرار
escape velocity
سرعت فرار
jailbreaks
فرار از زندان
volatile memory
حافظه فرار
volatility product
محصول فرار
escaped
گریز فرار
escape
فرار از خاک
escapes
گریز فرار
escaping
فرار از خاک
volatile storage
حافظه فرار
volatile storage
انباره فرار
tax evasion
فرار از مالیات
volatile compound
ترکیب فرار
volatile file
فایل فرار
volatile file
پرونده فرار
fled
فرار کرده
scape of molecules
فرار ملکول ها
escapologists
اهل فرار
escaping
گریز فرار
escape
گریز فرار
bolt-hole
راه فرار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com