Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
kinetic theory
فرضیه حرکت ذرات کوچک اجسام
Other Matches
planetesimal hypothesis
فرضیه ذرات سیارهای
ether
جسم قابل ارتجاعی که فضاوحتی فواصل میان ذرات اجسام را پر کرده ووسیله انتقال روشنایی و گرمامیشود
micromotion
حرکت اجسام خرد
dynamics
مبحث حرکت اجسام
telekinesis
حرکت اجسام بوسیله ارواح
ballistics
علم حرکت اجسام پرتاب شونده
lenticulate
ذرات ریز وعدسکهای کوچک در فیلم نمودارکردن
mist
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
mists
کاهش قابلیت دید به 1 تا 01کیلومتر توسط ذرات کوچک اب
aerodynamics
مبحث حرکت گازها و هوا علم مربوط به حرکت اجسام در گازها و هوا
electrophoresis
حرکت ذرات معلق مایع بوسیله نیروی برق
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
merry dance
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
merry dancers
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
northern lights
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
Aurora Polaris
شفق شمالی
[که به علت برخورد ذرات گاز معلق در اتمسفر زمین با ذرات بارداری که از سمت خورشید ساطع میشوند در آسمان مناطق نزدیک به قطب شمال رخ میدهد]
intermoleculary
بین ذرات در داخل ذرات
mouses
فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse
mouse
فلش کوچک ری صفحه نمایش که با حرکت mouse
attitude motor
موتورهای راکت کوچک برای کنترل وضعیت رسانگر فضایی در حال حرکت
cluster mill
فرزی که متشکل از دو نوردمتحرک کوچک که هر کدام ازانها به وسیله یک جفت نوردبزرگ حائل و به حرکت درمی اید
mouse
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
sprites
اشیاء کوچک و با وضوح بالاکه روی مانیتور بطورمستقل از متن یا گرافیک دیگرمی توان حرکت داده شوند
mouses
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
pinchwheel
چرخ کوچک در ماشین نوار که نوار را در محل نگه می دارد و مانع از حرکت آن میشود
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
somatology
علم اجسام
golgy tendon organ
اجسام گلژی
hard goods
اجسام سخت
geniculate bodies
اجسام زانویی
diamagnetic materials
اجسام دیامغناطیسی
magnetic materials
اجسام مغناطیسی
non magnetic materials
اجسام نامغناطیسی
paramagnetic
اجسام پارامغناطیسی
ferromagnetic substances
اجسام فرومغناطیسی
incremental computer
وسیله خروجی گرافیکی که در مراحل کوچک حرکت میکند بار داده ورودی که اختلاف بین محل فعلی و محل لازم را نشان میدهد که خط ها و منحنی ها به صورت مجموعهای خط وط مستقیم انجام شود
statics
مبحث اجسام ایستا
general properties of bodies
خواص عمومی اجسام
corpora quadrigemina
اجسام چهار قلو
salvaging
انبار اجسام قراضه
isomer
اجسام متشابه الترکیب
salvaged
انبار اجسام قراضه
static
وابسته به اجسام ساکن
salvages
انبار اجسام قراضه
salvage
انبار اجسام قراضه
solids press down
اجسام جامد سوی
hard goods
اجسام پایدار ومقاوم
gyrostatics
مبحث چرخش اجسام
hypotheses
فرضیه
theory
فرضیه
hypothesis
فرضیه
postulation
فرضیه
accidentalism
فرضیه
Q.E.D
فرضیه
theories
فرضیه
shiwari
شکستن اجسام سخت درکاراته
statics
ایستاشناسی مبحث اجسام ساکن
separation of interfering substances
جدا کردن اجسام مزاحم
presumed
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
assumed
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
preconditioned
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
whorf's hypothesis
فرضیه وورف
null hypothesis
فرضیه صفر
theories
نگره فرضیه
theory
نگره فرضیه
hypothesis testing
فرضیه ازمایی
premised
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
drainage hypothesis
فرضیه زهکشی
design assumption
فرضیه حساب
voluntarism
فرضیه ارادی
evolution
فرضیه سیرتکامل
validation of a hypothesis
اعتبار یک فرضیه
approximate assumption
فرضیه تقریب
presupposed
<adj.>
<past-p.>
فرضیه مقدم
alternative hypothesis
فرضیه مقابل
relativity
فرضیه نسبی
contraction hypothesis
فرضیه انقباض
dry measure
مقیاسات واوزان اجسام خشک وجامد
dioptrics
مبحث انکسار نور در اجسام شفاف
wham
صدای بهم خوردن اجسام جامد
deep draw
ساختن اجسام مقعر از ورقه فلزی
plastomer
اجسام چند وجهی سخت وجامد
physicochemical
وابسته به خواص فیزیکی وشیمیایی اجسام
stereography
فن نمایش اجسام جامد برسطح مستوی
natural rate hypothesis
فرضیه نرخ طبیعی
relative income hypothesis
فرضیه درامد نسبی
sciametry
فرضیه کسوف وخسوف
validation of a hypothesis
تحقق پذیری یک فرضیه
absolute income hypothesis
فرضیه درآمد مطلق
theory
فرضیه علمی تعلیم
prerecognition hypothesis
فرضیه پیش شناخت
continuum hypothesis
[CH]
فرضیه پیوستار
[ریاضی]
theories
فرضیه علمی تعلیم
axiology
علم ارزش یا خواص ونوامیس ذاتی اجسام
blistered
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
blisters
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
cabinet prejection
نمایش اجسام برروی یک صفحه بوسیله تصاویر
blister
برجستگی دوکی شکل روی اجسام ایرودینامیکی
ideogram
تجسم و نمایش عقاید و افکارو اجسام با تصویر
to collapse
درهم شکستن
[مذاکره یا فرضیه]
premisses
فرض قبلی فرضیه مقدم
legal fiction
فرض قانونی فرضیه حقوقی
to collapse
بهم خوردن
[مذاکره یا فرضیه]
to collapse
موفق نشدن
[مذاکره یا فرضیه]
premise
فرض قبلی فرضیه مقدم
premised
فرض قبلی فرضیه مقدم
evolutionist
معتقد به فرضیه تکامل یافرگشت
polygenism
فرضیه تحد دمبدا بشر
ingredient
ذرات
ingredients
ذرات
aerostatics
مبحث مطالعهء اجسام ساکن و مایعات و گازها در هوا
durometer
اسبابی که بوسیله ان سختی وسفتی اجسام را معین میکنند
catalysts
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
mechanics
علمی که درباره اثر نیرو بر اجسام بحث میکند
catalyst
عامل فعل وانفعال اجسام شیمیایی دراثر مجاورت
buttock lines
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
petty cash
صندوق ویژه وجوه کوچک حساب هزینه های کوچک
coherence
فرضیه تکنولوژی پیمایش صفحهای تلویزیون
permanent income hypothesis
فرضیه درامد دائمی درباره مصرف
null hypothesis
فرضیه اولیهای که مورد ازمون قرارمیگیرد
sand blasting
ذرات سنگ
fundamental particles
ذرات بنیادی
barrier penetration by particles
نفوذ ذرات در سد
cosmic particles
ذرات کیهانی
intermolecular
در داخل ذرات
denseness
تراکم ذرات
blood corpuscles
ذرات خون
intermolecular
بین ذرات
allergen
ذرات الرژی زا
elementary particles
ذرات بنیادی
weight of solids
وزن ذرات
particle physics
فیزیک ذرات
roily
پر از ذرات رسوبی
planetesimal
ذرات سیارهای
metal foulings
ذرات فلز
molecular attracticm
جاده ذرات
radioactive rays
ذرات رادیواکتیو
gemmule
یاخته کوچک که ازان جانورتازه پدیدمیاید غنچه کوچک
goldstone
جامی که توسط اجسام طلایی رنگ پولک کاری شده
adjustable split die
وسیله ای برای در آوردن دنده یا روزه در سطح خارجی اجسام
theorises
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorized
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorising
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizing
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorised
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorize
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
theorizes
فرضیه بوجود اوردن فرضیهای بنیاد نهادن
widget
آلت کوچک
[ابزار ]
[اسباب مکانیکی کوچک]
emulsioned
ذرات چربی دراب
particulate
دارای ذرات ریز
segregation
تفکیک ذرات بتن
pollinium
توده ذرات گرده گل
particle physics
فیزیک ذرات اتمی
absorption of charged particles
جذب ذرات باردار
thershold temperature
استانه دمای ذرات
nebulize
تبدیل به ذرات کردن
effective size of grain
قطر موثر ذرات
emulsion
ذرات چربی دراب
emulsions
ذرات چربی دراب
scattering of alpha particles
پراکندگی ذرات الفا
emulsioning
ذرات چربی دراب
cascade impactor
دستگاه جداسازی پی در پی ذرات
plastogene
اجسام بسیار ریزیاختههای گیاهی که عامل پدیدههای حیاتی یاخته میباشند
catapulted
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapulting
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapults
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
catapult
هرجسمی که دارای خاصیت فنری بوده وبرای پرتاب اجسام بکارمیرود
thermostatics
اصول نظری یا فرضیه علمی درباره موازنه گرما
emulsifying
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
leucocytosis
افزودگی ذرات سفید خون
emulsify
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
isometric
دارای ذرات ریز متساوی
isometrics
دارای ذرات ریز متساوی
cohesion
التصاق یا قوه جاذبه ذرات
polymerization
ترکیب و تراکم ذرات پلیمریزاسیون
dispersion
متلاشی شدن خاکدانه ها به ذرات
emulsifies
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
emulsified
بشکل ذرات ریز و پایداردراوردن
granulate
دارای ذرات ریز کردن
fall out
ذرات رادیواکتیوی که از جو بزمین میریزد
cryogenics
سرمازایی رشتهای از فیزیک که درباره تبادلات واثرات اجسام درحرارتهای پایین گفتگومیکند
sail
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailings
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
sailed
سطح تختی که متوجه خورشید یا اجسام سماوی دیگر میباشد و به فضاپیمامتصل میشود
pig board
تخته کوچک برای موجهای کوچک
jigger
بادبان کوچک یکجور کرجی کوچک
increments
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
increment
فواصل کوچک کیسههای کوچک خرج
waved
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
vacuist
کسیکه معتقدبوجودخلادرمیان ذرات ماده میباشد
cohesion
نیروی جاذبه بین ذرات همگن
suspensoid
محلول سریشمی دارای ذرات معلق
achondrite
سنگ الماس بدون ذرات گرد
nucleon
ذرات اتم مثل نوترون وپروتون
feinted
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com