English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (33 milliseconds)
English Persian
premise فرض منطقی کردن
premised فرض منطقی کردن
premisses فرض منطقی کردن
Search result with all words
postulate قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulated قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulates قیاس منطقی کردن فرض نمودن
postulating قیاس منطقی کردن فرض نمودن
rationalised بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalises بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalising بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalize بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalized بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizes بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
rationalizing بااستدلال عقلی توجیه یا تفسیر کردن منطقی کردن
irrationalize غیر منطقی کردن
syllogize قیاس کردن استلادل منطقی کردن
Other Matches
material conditional شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
implication شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material consequence شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
material implication شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
conditional شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
implies شرطی منطقی [ریاضی] [منطقی]
paged address مدار منطقی الکترونیک که ترجمه بین آدرس منطقی مربوطه به صفحه کاغذ و آدرس واقعی فیزیکی که مراجعه شده است را بر عهده دارد
end stopped دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
programmable logic array ارایه منطقی برنامه پذیر ارایه منطقی برنامه ریزی
logistic منطقی
logical منطقی
dialectic منطقی
dialectical منطقی
logic منطقی
dialectician منطقی
rational منطقی
intralogical منطقی
logical trace رد منطقی
reasonable منطقی
argumentative منطقی
argumentive منطقی
not نه منطقی
stand to reason <idiom> منطقی بودن
logical sum جمع منطقی
ligical multiply ضرب منطقی
logical multiply ضرب منطقی
logic analysis تحلیل منطقی
logic add جمع منطقی
logical expression مبین منطقی
logical fallacy سفسطه منطقی
logical operation عمل منطقی
logical file پرونده منطقی
illogic غیر منطقی
alu واحدحسابی- منطقی
inconsecutive فاقدارتباط منطقی
logical instruction دستورالعمل منطقی
logical not نقص منطقی
logical not نفی منطقی
logic unit واحد منطقی
logical operation عملکرد منطقی
logical file فایل منطقی
logical operator عملگر منطقی
logical product رکورد منطقی
logical reasoning استدلال منطقی
logical record مدرک منطقی
logical record رکورد منطقی
logical representation نمایش منطقی
inconsequent فاقدارتباط منطقی
logical drives گردانندههای منطقی
logical comparison مقایسه منطقی
logical difference تفاضل منطقی
logic symbol علامت منطقی
logic symbol نماد منطقی
logic switch گزینه منطقی
logic sum مجموع منطقی
logic product حاصلضرب منطقی
logic probe کاوشگر منطقی
logic operator اپراتور منطقی
logic theory نظریه منطقی
logical design طراحی منطقی
logical connective رابط منطقی
logical add جمع منطقی
logical state حالت یک منطقی
logic variable متغیر منطقی
logical connector رابط منطقی
logical decision تصمیم منطقی
logical design طرح منطقی
logic operation عمل منطقی
logic multiply ضرب منطقی
logic device دستگاه منطقی
logic design طراحی منطقی
logic design طرح منطقی
logic circuits مدارهای منطقی
logic circuit مدار منطقی
logic card کارت منطقی
logic board برد منطقی
logic board تخته منطقی
logic array ارایه منطقی
logic diagram نمودار منطقی
logic instruction دستورالعمل منطقی
logic gates گیتهای منطقی
logic gate دروازه منطقی
logical function تابع منطقی
logic function تابع منطقی
logical error خطای منطقی
logic error خطای منطقی
logic element عنصر منطقی
logical cognition شناخت منطقی
logical symbol علامت منطقی
prelogical پیش منطقی
logic network شبکه منطقی
irrationally بطورغیر منطقی
or یای منطقی
consequences نتیجه منطقی
postulating قیاس منطقی
postulates قیاس منطقی
consequence نتیجه منطقی
postulated قیاس منطقی
postulate قیاس منطقی
rational expectations انتظارات منطقی
postulation قیاس منطقی
elench تکذیب منطقی
to stand to reason منطقی است
paralogism لغزش منطقی
and ضرب منطقی
and جمع منطقی
nonsequitur غیر منطقی
non logical غیر منطقی
consecution نتیجه منطقی
logical operations عملیات منطقی
logicality منطقی بودن
rational عقلانی منطقی
sorites تسلسل منطقی
syllogism قضیه منطقی
unreasoning غیر منطقی
logical value ارزش منطقی
syllogism قیاس منطقی
logical value مقدار منطقی
logical unit واحد منطقی
syntaxic thought اندیشه منطقی
rational numbers اعداد منطقی
logical 0 state حالت صفر منطقی
elenctic مبنی برتکذیب منطقی
propositioning مقصود قیاس منطقی
propositioned مقصود قیاس منطقی
proposition مقصود قیاس منطقی
logic theorist نظریه پرداز منطقی
rational producer تولید کننده منطقی
logic shift تغییر مکان منطقی
syllogize بشکل منطقی دراوردن
logic programming برنامه نویسی منطقی
logical data design طرح داده منطقی
random logic design طرح منطقی تصادفی
logical conjunction عطف منطقی [ریاضی]
rational numbers اعداد منطقی [ریاضی]
propositions مقصود قیاس منطقی
illogicality غیر منطقی بودن
thick <idiom> احمق ،غیر منطقی
lemma صغرای قیاس منطقی
nor نفی جمع منطقی
hysteron proteron قلب غیر منطقی
noetic ذهنی قیاس منطقی
nand نفی ضرب منطقی
minor term صغرای قیاس منطقی
logical positivism اثبات گرایی منطقی
matter of course بدیهی نتیجه منطقی
majorpremise کبرای قضیه منطقی
logical shift تغییر مکان منطقی
integrate logic circuit مدار منطقی مجتمع
inconsequence فقدان ارتباط منطقی
inconsequential غیر منطقی نامربوط
logical unit number شماره منطقی دستگاه
logic designer طراح مدارهای منطقی
logic analyzer تحلیل کننده منطقی
not نفی منطقی نقیض
pars rationabilis قسمت منطقی و عقلایی
pla ارایه منطقی برنامه پذیر
legitimising منطقی و معقول جلوه دادن
rationabile stoverium نفقهای که میزان ان منطقی باشد
legitimized منطقی و معقول جلوه دادن
coherent دارای ارتباط یا نتیجه منطقی
legitimised منطقی و معقول جلوه دادن
casuistry استدلال غلط وغیر منطقی
premise صغری وکبرای قیاس منطقی
logical format قالب بندی یا فرمت منطقی
legitimize منطقی و معقول جلوه دادن
consequentiality پیروی به ترتیب منطقی خودگیری
premisses صغری وکبرای قیاس منطقی
legitimization منطقی و معقول جلوه دادن
legitimizes منطقی و معقول جلوه دادن
premised صغری وکبرای قیاس منطقی
legitimizing منطقی و معقول جلوه دادن
legitimises منطقی و معقول جلوه دادن
syllogist کسیکه مهارت درقیاس منطقی دار د
pla ارایه منطقی قابل برنامه نویسی
canonic مومن باصول کلیسایی سیستم منطقی
lemma کبرای قیاس منطقی اصل موضوع
fpla ارایه منطقی قابل برنامه ریزی میدان
logical connective رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
logical operators رابط های منطقی [ریاضی] [زبان شناسی]
non sequitur nonsensical نتیجه غیر منطقی بر نمیاید این دلیل نمیشود
mnemonics روش تقویت هوش وحافظه از راه قیاس منطقی
ergotism مرض قارچی برخی گیاهان دراثرسگاله مباحثه منطقی
free thinkers افرادی که ازطریق استدلال منطقی به نتایج دینی می رسند
fpla Array ProgrammingLogic Field ارایه منطقی برنامه پذیر درمحل
chauvinism افراط کورکورانه در میهن پرستی ناسیونالیسم در حد افراطی و غیر منطقی
direct coupled transistor logic سیستم منطقی که منحصرا" ازترانزیستورها به عنوان عناصر فعال استفاده میکند
ignoratio elenchi سفسطه منطقی که عبارت است از رد بیان یا افهار مخالف بابیان خود
what is فرضیه منطقی که اکثر برنامههای صفحه گشترده الکترونیکی براساس ان عمل می کنند
vital necessity پدیدهای که دولتها با توسل به ان بسیاری از اعمال غیر منطقی یا نامشروع یا تجاوزکارانه خود را توجیه می کنند
subschema زیرمجموعه با تغییر شکل دیدگاه منطقی از شمای پایگاه داده که مورد نیاز برنامه کاربردی استفاده کننده بخصوصی میباشدزیرشمای
voter عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
voters عنصر منطقی باینری که شرایط سیگنال را در دو یاچند کانال مقایسه کرده و درصورت وقوع ناسازگاری حالت انرا عوض میکند
bombed out یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombs یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bombed یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
bomb یک برنامه زمانی دچار این حالت میشود که خروجیهای ان نادرست بوده و یا به علت اشتباهات منطقی وگرامری قابل اجرا شدن نباشد
positive true logic یک سیستم منطقی که در ان ولتاژ کم بیانگر بیت صفر وولتاژ بالا بیان کننده بیت یک میباشد
parataxis مرتب شدن بدون ربط منطقی توالی دو عبارت یا جمله بدون ربط یا عوامل دستوری دیگر
and gate دریچه و دریچه ضرب منطقی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com