English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (33 milliseconds)
English Persian
footwarmer فرف اب گرم که در اطاق راه اهن برای گرم کردن پامیگذارند
Other Matches
palor اطاق برای گفتگو خصوصی
lethal chamber اطاق ویژه برای راحت کشتن جانوران
jardiniere جعبهای که گل دران سبز کرده و برای ارایش اطاق می گذارند
willowware بشقاب دارای نقاشی بید وغیره برای تزئین اطاق
sculleries اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
scullery اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
compartment marking سیستم شماره گذاری اطاق بار هواپیما تقسیم بندی اطاق بار
drying chamber اطاق مخصوص خشک کردن
to floor a room with boards اطاق راباتخته فرش کردن
indexing استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن
to scramble for something هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی]
personal متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر
bread and point سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
auto توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
liberal education اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای
autos توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط
intubation فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان
diagnostics اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن
turnaround time زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است
weight belt کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
skimming محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش
ikon نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع
times 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
timed 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
time 1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش
to send round the hat برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن
B register 1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود
leaders بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
leader بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
deleted کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
delete کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deletes کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
deleting کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن
house room اطاق
floor کف اطاق
floors کف اطاق
chums هم اطاق
room اطاق
floored کف اطاق
chum هم اطاق
chamber اطاق
office اطاق
offices اطاق
roommates هم اطاق
roommate هم اطاق
floor کف اطاق
ground [British] [floor] کف اطاق
rooms اطاق
chambers اطاق
veto حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoes حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoed حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
vetoing حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند
clearing houses اطاق پایاپای
anteroom اطاق انتظار
ante-rooms اطاق انتظار
palor اطاق نشیمن
parquet اجرچوبی کف اطاق
courtrooms اطاق دادگاه
courtroom اطاق دادگاه
range house اطاق انبارمیدان
cabin اطاق کوچک
enfilade یک رشتهء اطاق
dumb chamber اطاق بی روزنه
radome اطاق رادار
guardroom اطاق کشیک
wardroom اطاق افسران
wardership اطاق زندانبان
waiting-room اطاق انتظار
dwelling room اطاق نشیمن
clearing house اطاق پایاپای
drive's cab اطاق راننده
chambers اطاق خرج
living rooms اطاق نشیمن
living room اطاق نشیمن
drafts اطاق بار
drafted اطاق بار
flooring فرش کف اطاق
draft اطاق بار
parlor اطاق پذیرایی
parlor اطاق نشیمن
reaction chamber اطاق واکنش
dressing rooms اطاق رخت کن
coding room اطاق رمز
cock loft اطاق زیرشیروانی
dressing room اطاق رخت کن
anterooms اطاق انتظار
heating chamber اطاق گرمکن
waiting-rooms اطاق انتظار
combat information center اطاق عملیات
fumatorium اطاق بخار
fumatorium اطاق دودی
guest room اطاق مهمان
guest-room اطاق مهمان
guest-rooms اطاق مهمان
cabins اطاق کوچک
trick wheel اطاق اسکان
flighty deck اطاق پرواز
antechambers اطاق کفش کن
studio اطاق مطالعه
antechamber اطاق کفش کن
studios اطاق مطالعه
attic اطاق زیرسقف
garrets اطاق زیرشیروانی
garret اطاق زیرشیروانی
dining rooms اطاق نهارخوری
guest chamber اطاق مهمان
triclinium اطاق نهارخوری
body اطاق اتوبوس
combustion chamber اطاق انفجار
combustion chamber اطاق خرج
operating stand اطاق هدایت
damp room اطاق نمناک
waiting room اطاق انتظار
cleaning room اطاق شستشو
office اطاق دفتر
picture gallery اطاق نقاشی
drawing rooms اطاق پذیرایی
offices اطاق دفتر
pilot house اطاق سکان
drawing room اطاق پذیرایی
lavatory اطاق دستشویی
lavatories اطاق دستشویی
dining room اطاق نهارخوری
bodies اطاق اتوبوس
attics اطاق زیرسقف
bedroom اطاق خواب
cabinet اطاق کوچک
wheelhouses اطاق سکان
cars اطاق اسانسور
parlours اطاق پذیرایی
parlours اطاق نشیمن
cabinets اطاق کوچک
cloak room اطاق رختکن
operating rooms اطاق عمل
operating room اطاق عمل
keeping room اطاق نشیمن
camarilla اطاق کوچک
chamber of commerce اطاق بازرگانی
automobile body اطاق اتومبیل
car اطاق اسانسور
centres داربست اطاق
gallery اطاق موزه
bedrooms اطاق خواب
buffer chamber اطاق خرج
ward اطاق جدا
chambered اطاق دار
sleeping room اطاق خواب
chamber of commerce اطاق تجارت
auto body اطاق اتومبیل
wards اطاق جدا
galleries اطاق موزه
room no اطاق شماره 3
schoolrooms اطاق درس
snuggery اطاق خلوت
chamber اطاق خرج
ready room اطاق توجیه
room lighting روشنایی اطاق
roundhouse اطاق عقبی
cargo compartment اطاق بار
carbody اطاق اتومبیل
gas chambers اطاق خرج
gas chambers اطاق گاز
gas chamber اطاق خرج
test room اطاق ازمایش
gas chamber اطاق گاز
the f. of a room اثاثیه اطاق
schoolroom اطاق درس
parlors اطاق نشیمن
parlors اطاق پذیرایی
palor اطاق پذیرایی
parlour اطاق نشیمن
bed room اطاق خواب
parlour اطاق پذیرایی
wheelhouse اطاق سکان
berthing اطاق کشتی لنگرگاه
studio استودیو اطاق کار
news room اطاق روزنامه خوانی
lofts اطاق نزدیک سقف
pressroom اطاق ماشین چاپ
chambered kiln اطاق کوره اجرپزی
scriptorium اطاق کتابت دستخطی
upper room بالاخانه اطاق فوقانی
tow bedroom residence خانه دو اطاق خوابه
chckloft اطاق زیر شیروانی
grit chamber اطاق اخال گیری
attic اطاق زیر شیروانی
fore cabin اطاق جلو کشتی
berthed اطاق کشتی لنگرگاه
presence chamber اطاق بار یا پذیرایی
poolroom اطاق مخصوص بیلیاردانگلیسی
loft اطاق نزدیک سقف
turbolence chamber اطاق جریان گردابی
caboose اطاق کارگران قطار
cryptoguard نگهبان اطاق رمز
lofts اطاق زیر شیروانی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com