Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
give way
فرمان با هم پارو بزنید
Other Matches
ctrl break
در DOS فرمان صفحه کلیدی که اخرین فرمان داده شده رالغو میکند
sus.per coll
به دارش بزنید
score out that word
ان واژه را خط بزنید
pull the bell
زنگ را بزنید
down on your knees
زانو بزنید
move on
قدم بزنید
magna carta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
magna charta
فرمان کبیر یا فرمان ازادی صادره از طرف جان پادشاه انگلیس در سال 5121
sound off
فرمان موزیک را شروع کنید فرمان مارش کوتاه
controlled stick steering
دستگاه فرمان کنترل شده اهرم فرمان خودکار
Tie a knot in the rope .
طناب را یک گره بزنید
dont you thouchit
مبادابه ان دست بزنید
poke the fire
اتش را سیخ بزنید
tap the door with your fingers
انگشت بزنید بدر
poke the fire
اتش رابهم بزنید
Give me a call! or
[Give me a ring!]
به من زنگ بزنید
[بزن]
!
speak a word
چیزی بگویید حرفی بزنید
stand fast
فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان توقف درتوپخانه یا فرمان بایست به جای خود
steering
فرمان ماشین سیستم فرمان یا هدایت
would you mind ringing
اگر زحمت نیست خواهش میکنم زنگ را بزنید
forward march
فرمان قدم رو فرمان پیش
orbiting
در رهگیری هوایی یعنی درحال چرخش یا دور بزنید وهدف را جستجو کنید
guide on me
فرمان پشت سر من پیش مرا تعقیب کنید فرمان پشت سر من
shovel
پارو
shoveled
پارو
oar
پارو
snow shovel
پارو
oarsmen
پارو زن
oarsman
پارو زن
paddler
پارو زن
paddling
پارو
paidle
پارو
paddles
پارو
paddled
پارو
paddle
پارو
oars
پارو
shovels
پارو
shovelled
پارو
shovelling
پارو
oarage
پارو
catch
پارو به اب
shoveling
پارو
rowlocks
جا پارو
rowlock
جا پارو
to trample on
پارو
close interval
فرمان " فاصله جمع " فرمان " جمع به جلو "
computer controlled machine
دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
close ranks
فرمان " صفها جمع " فرمان " فاصله جمع "
becket
حلقه پارو
boat your oars
پارو به قایق
single banked boat
قایق تک پارو زن
toss your oars
پارو بالا
to ply the oar
پارو زدن
rowlock
ضامن پارو
rowlocks
ضامن پارو
ship your oars
پارو بیرون
row
پارو زدن
loomed
دسته پارو
looms
دسته پارو
rowed
پارو زدن
rows
پارو زدن
loom
دسته پارو
oars
پارو زدن
oars forward
پارو به جلو
sculled
پارو زدن
scull
پارو زدن
sculls
پارو زدن
oars down
پارو پایین
oar
پارو زدن
double banked boat
قایق دو پارو زن
looming
دسته پارو
die
پارو زدن شدید
catch
بل گرفتن دخول پارو در اب
be in the money
<idiom>
پول پارو کردن
to pull a good oar
خوب پارو زدن
double banked boat
قایق جفت پارو زن
oarsman
پارو زن مسابقات قایقرانی
loom
قسمت میانی پارو
looms
قسمت میانی پارو
oarlock
جایگاه فلزی پارو
pull a good oar
خوب پارو زدن
he rows 0 to the minute
او دقیقهای سی پارو میزند
backwaters
برعکس پارو زدن
backwater
برعکس پارو زدن
to tug at the oar
بزحمت پارو زدن
loomed
قسمت میانی پارو
to row back
به عقب پارو زدن
oarsmen
پارو زن مسابقات قایقرانی
to pull a lone oar
تنها پارو زدن
looming
قسمت میانی پارو
guide left
فرمان نفر راهنما به راست یابه چپ فرمان نفر هادی به راست یا چپ
catch a crab
تصادفا پارو را داخل اب کردن
finish
بیرون اوردن پارو در هر بار از اب
sculled
حرکت قایق در اب به وسیله پارو
finishes
بیرون اوردن پارو در هر بار از اب
sculls
حرکت قایق در اب به وسیله پارو
scull
حرکت قایق در اب به وسیله پارو
back wash
حرکت اب در نتیجه پارو زدن
thole
چوب یا میله اهرم پارو
have money to burn
<idiom>
پول از پارو بالا رفتن
I've shoveled snow all the morning.
من تمام صبح برف پارو کردم.
paddled
پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
paddle
پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
butting
حلقه چرمی دور دستگیره پارو
paddles
پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
paddling
پاروی پهن قایقرانی پارو زدن
cancel check firing
فرمان بازرسی اتش ملغی فرمان بازرسی اتش لغو
feather
تیغه پارو راافقی در اب بردن و پاروزدن با مقاومت کم اب و هوا
shells
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
pushaway
غلطاندن گوی بولینگ از جلوبدن حرکت پارو با دورشدن تیغه از قایق
shell
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
shelling
قایق دراز و باریک مخصوص مسابقه با پارو ژاکت سبک ضد باران
strike
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
squaring
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
scratches
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratch
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratching
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
scratched
سریع پارو زدن موج سواربرای رسیدن به موج خطاکردن
strokes
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
assize
فرمان
at my command
به فرمان من
commands
فرمان
firman
فرمان
commanded
فرمان
charters
فرمان
chartering
فرمان
chartered
فرمان
bugle call
فرمان
ship will adjust
فرمان
handlebar
فرمان
mark time
فرمان در جا
steering
فرمان
ordinace
فرمان
charter
فرمان
command
فرمان
decree
فرمان
edict
فرمان
Rd
فرمان RD
sanctions
فرمان
sanctioning
فرمان
sanction
فرمان
mkdir
فرمان D
institute
فرمان
instituted
فرمان
institutes
فرمان
instituting
فرمان
ordinance
فرمان
decreed
فرمان
decreeing
فرمان
handle bar
فرمان
worded
فرمان
word
فرمان
hest
فرمان
indocile
نا فرمان
commission
فرمان
commissioning
فرمان
commissions
فرمان
edicts
فرمان
decrees
فرمان
ordinances
فرمان
for
فرمان FOR
drive
فرمان
drives
فرمان
controls
فرمان
MDs
فرمان D
MD
فرمان D
chdir
فرمان CD
commandments
فرمان
commandment
فرمان
sanctioned
فرمان
rudder bar
فرمان
rescript
فرمان
controlling
فرمان
control
فرمان
pipes
فرمان
insubordinate
نا فرمان
by order of
فرمان
precept
فرمان
if
فرمان IF
precepts
فرمان
left flank march
فرمان سمت چپ رو
steering column tube
لوله فرمان
modes
فرمان ODE
mode
فرمان ODE
steering gear
جعبه فرمان
steering gear
دنده فرمان
del
فرمان DEL
radio control
فرمان رادیویی
diskcomp
فرمان DISKCOPY
drum controller
غلطک فرمان
steering axle
میل فرمان
electronic control
فرمان الکترونیکی
at ease
فرمان ازاد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com