English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (23 milliseconds)
English Persian
kill spring فرود با کاستن فشار بلندشدن و خم کردن زانو
Other Matches
unweight کاستن فشار اسکی
drafting راندن پشت سر راننده جلوبرای کاستن فشار هوا
webbing نوارهای داخل کلاهخود برای کاستن فشار ضربه
pull the pace جلوافتادن و در نتیجه کاستن از فشار هوا برای نفرات عقب
knee drop فرود روی زانو و ساق پا وبرخاستن روی پا
suck wheels رکاب زدن پشت سر دوچرخه سوار دیگر به منظور کاستن از فشار هوا
wheel sucker دوچرخه سوار ماهر در ادامه مسیر پشت سر نفر دیگری برای کاستن از فشار هوا
buckles زانو شدن خمیدگی زانو
buckled زانو شدن خمیدگی زانو
buckle زانو شدن خمیدگی زانو
ease turn سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
diversionary landing فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
plunging fire تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
genuflects زانو خم کردن
genuflecting زانو خم کردن
to bend the knee خم کردن زانو
genuflected زانو خم کردن
genuflection خم کردن زانو
genuflect زانو خم کردن
genuflexion خم کردن زانو
shortens مختصر کردن کاستن
declined تنزل کردن کاستن
declines تنزل کردن کاستن
shorten مختصر کردن کاستن
shortened مختصر کردن کاستن
decline تنزل کردن کاستن
declining تنزل کردن کاستن
rises بلندشدن
rise بلندشدن
get up بلندشدن
upheave بلندشدن
defuse خنثی کردن از وخامت کاستن
defused خنثی کردن از وخامت کاستن
defusing خنثی کردن از وخامت کاستن
defuses خنثی کردن از وخامت کاستن
to shoot up قدکشیدن بلندشدن
popliteal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
poplitaeal وابسته به پس زانو وابسته به حفره پس زانو رکبی
alpha herculis الفا- زانو زده الفا- بر زانو نشسته
oversleeps دیر از خواب بلندشدن
overslept دیر از خواب بلندشدن
oversleep دیر از خواب بلندشدن
oversleeping دیر از خواب بلندشدن
goose step رژه روی بابدن راست و بدون خم کردن زانو
bingo علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
shave down کوتاه کردن موی سر پیش ازمسابقه شنا جهت کاستن مقاومت در مقابل اب
rocket راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketing راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rocketed راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
rockets راکت با سرعت از جای جستن بطور عمودی از زمین بلندشدن
control surface کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
decelerating از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerates از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerated از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
decelerate از سرعت چیزی کاستن کاستن سرعت
clear one's ears متعادل کردن فشار نسبت به پرده گوشها هنگام شیرجه فشار متعادل در طرفین هنگام شیرجه در اب
goose step رژه رفتن بدون زانو خم کردن قدم اهسته رفتن
cabin pressure فشار مطلق داخل هواپیما اختلاف فشار بین کابین واتمسفر پیرامون
pressurized cabin اطاق فشار هوای هواپیما کابین فشار
compensating relief valve شیر رها کننده فشار با شیرترمواستاتیک برای کاهش فشار تنظیم شده هنگامیکه روغن داغ است
hug the rail غلطیدن یا بلندشدن گوی کنارلبه خارجی میز بیلیارد درنتیجه پیچش گوی
pitot static system سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
pore pressure فشارمنفذی فشار اب منفذی فشار خنثی
force قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forcing قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
forces قوا تحمل کردن مجبور کردن فشار
course light روشنایی باند فرودگاه چراغهای مخصوص روشن کردن باند فرود
cabin pressurization safety valve شیری مرکب از شیر خلاص فشار و خلاء و شیر تخلیه برای جلوگیری از افزایش بیش از حد فشار داخل کابین
compressor pressure ratio نسبت فشار سیال بعد ازکمپرسوز یا در خروجی ان به فشار سیال قبل از ورودیا در ورودی ان
isopiestic دارای فشار یکسان خط هم فشار
spews با فشار خارج کردن
spew با فشار خارج کردن
spewed با فشار خارج کردن
To bring pressure to bear . To exert pressure . اعمال فشار کردن
spewing با فشار خارج کردن
elbows زانو
pipe bend or knee زانو
gooseneck زانو
goose neck زانو
knee high تا زانو
marrow bones زانو
hiza زانو
mooreup زانو
knapper زانو
kneeler زانو زن
elbow زانو
knees زانو
marrow bone زانو
knee deep زانو رس
elbowed زانو
knee-deep زانو رس
knee زانو
geniculation زانو
trap زانو
angle of arrival زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
lightens کاستن
decrease کاستن
abates کاستن
pared کاستن
lowers کاستن از
pares کاستن
pare کاستن
reduce کاستن
detract کاستن
lessens کاستن
pull down کاستن
lowering کاستن از
disquantity کاستن
lowered کاستن از
lower کاستن از
subtracts کاستن
subtracting کاستن
draw off کاستن
subtract کاستن
reduces کاستن
lessen کاستن
lessened کاستن
lessening کاستن
detracting کاستن
detracted کاستن
detracts کاستن
to tone down کاستن
reducing کاستن
rebates کاستن
extenuatextent کاستن
discount کاستن
discounted کاستن
discounting کاستن
abated کاستن
abate کاستن
to fine down کاستن
discounts کاستن
lightening کاستن
rebate کاستن
to cut down کاستن از
lightened کاستن
subtracted کاستن
decreased کاستن
decreases کاستن
abating کاستن
subrtraction کاستن
lighten کاستن
take a strain وارد کردن فشار به طناب
diffusion کم کردن از قدرت تخلیه فشار
kneecap کاسه زانو
kneecaps کاسه زانو
knee joint مفصل زانو
tendinitis ورم زانو
knee زانو دارکردن
cross legged چهار زانو
tendimitis ورم زانو
hock ختمی پس زانو
popliteal tendon پی زیر زانو
popliteal artery شریان پس زانو
kneel زانو زدن
knee cap گنده زانو
popliteus ماهیچه پس زانو
weak kneed سست زانو
weak-kneed سست زانو
knee cap کاسه زانو
knees زانو دارکردن
knee hole جای زانو
knee joint زانو زانویی
knee piece زانو بند
hercules زانو زده
down on your knees زانو بزنید
kneepan کاسه زانو
herculis زانو زده
patellae کاسه زانو
patella کاسه زانو
kneeled زانو زدن
kneeling position وضعیت به زانو
marrow bone قاب زانو
scutum کاسه زانو
kneels زانو زدن
marrow bones قاب زانو
kneehole جای زانو
overknee از زانو گذرنده
the water was overknee اب از زانو میگذشت
knee-high بلند تا سر زانو
knee pan کاسه زانو
patellae کشکک زانو
patella کشکک زانو
decompress ازفشارهوا کاستن
cheapened ازقیمت کاستن
softens خوابانیدن کاستن
softened خوابانیدن کاستن
soften خوابانیدن کاستن
cheapens ازقیمت کاستن
to currail expensee از هزینه کاستن
cheapen ازقیمت کاستن
decrement کاستن پلهای
disvalue ازارزش کاستن
diminishable قابل کاستن
cheapening ازقیمت کاستن
abirritate ازحساسیت کاستن
ingrate تعدی کردن فشار وارد اوردن بر
hydromatic کار کردن با فشار روغن هیدروماتیک
patellate مانند کاسه زانو
avalement حالت فنری زانو
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com