English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
queen's ware فروف لعابی انگلیسی که خامهای رنگ هستند
Other Matches
enamelware فروف لعابی
creamy خامهای
cream coloured خامهای
puff pastry نان خامهای
cream coloured خامهای رنگ شکری
anglicization انگلیسی منشی اتصاف بصفات و خصوصیات انگلیسی
frosting رویه خامهای کیک یا شیرینی
anglicism اصطلاح زبان انگلیسی انگلیسی مابی
standards محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
standard محدوده رنگها که در یک سیستم مشخص فراهم هستند و توسط تمام برنامه ها قابل اشتراک هستند
overglaze لعابی
muculent لعابی
tempera رنگ لعابی
enamelled brick اجر لعابی
enameled wire سیم لعابی
enamel coat روکش لعابی
clinker اجر لعابی
water paint رنگ لعابی
delf سفال لعابی
enamel paint رنگ لعابی
delft سفال لعابی
granite ware اهن لعابی خارارنگ
glaze لعابی کردن لعاب دادن
glazes لعابی کردن لعاب دادن
lime juicer ملوان انگلیسی انگلیسی
anglicizes انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicises انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicised انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicising انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicizing انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicize انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
anglicized انگلیسی ماب شدن انگلیسی ماب کردن
utensils فروف
utensil فروف
cad محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
cads محصول کمکی کامپیوتر واسط ی که بین کامپیوتر هایی که برای طراحی هستند و آنهایی که برای تولید محصول هستند
pottery فروف سفالی
communicationg vessels فروف مرتبط
silver vessels فروف نقره
silverware فروف نقره
flatware فروف لب تخت
silver vessels فروف سیمین
glass ware فروف شیشه
chinaware فروف چینی
ironware فروف اهنی
earthenware فروف سفالی
ironware فروف سخت
pottery فروف سفالین
glass vessels فروف شیشهای
flatware فروف مسطح
tinware فروف حلبی
hard ware فروف فلزی
glassware فروف شیشه
crockery فروف گلی
kitchenware فروف اشپزخانه
china فروف چینی
flat silver فروف نقره
porcelain فروف چینی
tableware فروف سفره
ceramist سازنده فروف سفالین
lusterware فروف سفالین براق
kitchen utensils فروف واسباب اشپزخانه
pewter مفرغ فروف مفرغی
ceramicist سازنده فروف سفالین
earthenware فروف گلی گل سفالی
stemware فروف پایه دار
enamelware فروف میناکاری شده
cupboards گنجه فروف غذاوغیره
dish drier خشک کننده فروف
highboy کمدیا اشکاف فروف
flatware فروف نقرهای سر میز
serviced یکدست فروف اثاثه
service یکدست فروف اثاثه
cupboard گنجه فروف غذاوغیره
stoneware فروف سفالین سنگ نما
graniteware فروف اهنی لعاب داراشپزخانه
bat لعاب مخصوص فروف سفالی
mess gear جعبه فروف سرباز یا مسافر
bats لعاب مخصوص فروف سفالی
batted لعاب مخصوص فروف سفالی
mess kit جعبه فروف سرباز یا مسافر
adhesive for porcelain چسب برای فروف چینی
sacristy محل نگاهداری فروف مقدسه کلیسا
sculleries جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
sacristan متصدی حفافت فروف مقدسه کلیسا
scullery جای شستن فروف کثیف اشپزخانه
sacrist متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
kitchen cabinet اشکاف یا گنجه مخصوص فروف اشپزخانه
lambrequin نقوش رنگی حاشیه فروف چینی
glazing kiln کوره لعابی کوره لعاب پزی
sgraffito تزئینات هنری روی فروف سفالین وغیره
steel wool براده فولاد برای صیقل دادن یاپاک کردن فروف
sculleries اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
scullery اطاق کوچک نزدیک اشپزخانه برای نگاهداشتن فروف وکارد وچنگال
dunnage کاه وپوشال ومواد سبکی که لای فروف ومال التجاره می گذارند تا از اسیب مصون بماند
knuckle guard انگلیسی
Britishers انگلیسی
limeys انگلیسی
limey انگلیسی
Englishmen انگلیسی
Englishman انگلیسی
English انگلیسی
Britisher انگلیسی
english woman زن انگلیسی
Englishwoman انگلیسی
Englishwomen انگلیسی
British انگلیسی
Briton انگلیسی
Britons انگلیسی
johnny انگلیسی
knuckle bow انگلیسی
English altar محراب انگلیسی
is a monetary sign انگلیسی است
johnny مرد انگلیسی
In simple (plain) English. به انگلیسی ساده
British زبان انگلیسی
jardin anglais باغ انگلیسی
english system سیستم انگلیسی
redcoat سرباز انگلیسی
english speaking انگلیسی زبان
english self taught خوداموز انگلیسی
english opening گشایش انگلیسی
ale ابجو انگلیسی
english billiards بیلیارد انگلیسی
in plain english به انگلیسی ساده
cleat knob دگمه انگلیسی
anglicization انگلیسی مابی
after the english f. به سبک انگلیسی ها
arabic numeral اعداد انگلیسی
lime juicer کشتی انگلیسی
association croquet کروکه انگلیسی
anglophile انگلیسی دوست
HMS کشتی انگلیسی
king's english انگلیسی اصیل
tommy atkins سرباز انگلیسی
cleat عایق انگلیسی
middle english انگلیسی تا 0051میلادی
anglicise انگلیسی ماب شدن
unite سکه قدیم انگلیسی
uniting سکه قدیم انگلیسی
large white خوک سفید انگلیسی
zed تلفظ انگلیسی حرف Z
english thread پیچ و مهره انگلیسی
half and half نوعی ابجو انگلیسی
The English speaking-countries. کشورهای انگلیسی زبان
structured english انگلیسی ساخت یافته
English bond آجر چینی انگلیسی
unites سکه قدیم انگلیسی
anglicise انگلیسی ماب کردن
eeglish persian dictionary فرهنگ انگلیسی به فارسی
english words واژه ها یا لغات انگلیسی
anglo saxon نژاد انگلیسی وساکنسونی
old english زبان انگلیسی قدیم
He is good at English. انگلیسی اش خوب است
The English - speaking world. دنیای انگلیسی زبان
limey سرباز یا ملوان انگلیسی
broken english انگلیسی دست و پا شکسته
limeys سرباز یا ملوان انگلیسی
breman system سیستم برمن در گشایش انگلیسی
british english زبان انگلیسی رایج درانگلستان
f ششمین حرف الفبای انگلیسی
cee نام سومین حرف انگلیسی
k یازدهمین حرف الفبای انگلیسی
anglicist متخصص اصطلاحات و قواعدزبان انگلیسی
g حرف هفتم الفبای انگلیسی
anglomania شیفتگی برای اداب انگلیسی ها
e پنجمین حرف الفبای انگلیسی
s نوزدهمین حرف الفبای انگلیسی
m سیزدهمین حرف الفبای انگلیسی
his english is weak مایه انگلیسی اوکم است
center spot نقطه مرکزی بیلیارد انگلیسی
j دهمین حرف الفبای انگلیسی
q هفدهمین حرف الفبای انگلیسی
em نام حرف m یامیم انگلیسی
d حرف چهارم الفبای انگلیسی
gringos بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
o پانزدهمین حرف الفبای انگلیسی
English مربوط به مردم وزبان انگلیسی
n چهاردهمین حرف الفبای انگلیسی
english speaking people مردم یا ملل انگلیسی زبان
gringo بیگانه خصوصا انگلیسی یا امریکایی
l دوازدهمین حرف الفبای انگلیسی
h هشتمین حرف الفبای انگلیسی
A, a (A's, a's) حرف اول الفبای انگلیسی
draughtier املای انگلیسی واژهی drafty
thoroughbreds هر نوع اسب انگلیسی اصیل
draughtiest املای انگلیسی واژهی drafty
draughty املای انگلیسی واژهی drafty
pound واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounded واحد مسکوک طلای انگلیسی
pounding واحد مسکوک طلای انگلیسی
E, e (E's, e's) حرف پنجم الفبای انگلیسی
pounds واحد مسکوک طلای انگلیسی
thoroughbred هر نوع اسب انگلیسی اصیل
draftiest املای انگلیسی واژهی drafty
draftier املای انگلیسی واژهی drafty
B, b (B's, b's) حرف دوم الفبای انگلیسی
wiltshire نژاد گوسفند سفیدرنگ انگلیسی
C, c (C's, c's) حرف سوم الفبای انگلیسی
T, t (T's, t's) حرف بیستم الفبای انگلیسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com