English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
English Persian
very high frequency فرکانس خیلی زیاد
Other Matches
high frequency دارای فرکانس با تکرار زیاد امواج پر فرکانس
very low frequency فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
vhf range ناحیه فرکانس خیلی بالا
ultrahigh frequency فرکانس فوق العاده زیاد
diapositive تولید حرارت توسط جریانهای با فرکانس زیاد
middleman دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
middlemen دستگاههای فرکانس خیلی بالا یا فوق العاده زیادمخصوص رهگیری هوایی
extreme خیلی زیاد
oodles خیلی زیاد
infinitely خیلی زیاد
raff خیلی زیاد
superrabundant خیلی زیاد
lots خیلی زیاد
far زیاد خیلی
exceeding خیلی زیاد
superabundant خیلی زیاد
very many book کتابهای خیلی زیاد
barrelful مقدار خیلی زیاد
very long برد خیلی زیاد
an arm and a leg <idiom> پول خیلی زیاد
abject poverty فقر خیلی زیاد
oodlins خیلی زیاد توده
have one's heart set on something <idiom> چیزی را خیلی زیاد خواستن
to the full <idiom> خیلی زیاد ،به طور کامل
like crazy <idiom> خیلی سریع با انرژی زیاد
to have one's work cut out [for one] <idiom> کار خیلی زیاد و سخت داشتن
slashes تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slashed تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
slash تخفیف زیاد دادن خیلی کم کردن
spate تعداد خیلی زیاد هجوم بی مقدمه
no end to (of) <idiom> خیلی زیاد،بهنظر تمام شده
What brazen cheek ! Ilike your impudence . بنازم که خیلی رویت زیاد است ( پررویی) !
to have a binge حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to have a spree حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
to be on the razzle حسابی جشن گرفتن [با مشروب خیلی زیاد و غیره ...]
blockbusters بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
blockbuster بمب دارای قدرت تخریبی زیاد شخص یاچیز خیلی موثر وسخت
crystal قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
crystals قطعه کوچک از کریستال کوارتز که در فرکانس خاص به لرزش در می آید که به عنوان یک سیگنال ساعت خیلی دقیق برای کامپیوتر یا سایر برنامههای کاربردی زمان بندی شده به کار می رود
money to burn <idiom> بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
wobbulator تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
resonance وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
resonances وضعیتی که در آن فرکانس اعمال شده به بدنه معادل فرکانس طبیعی آن باشد , که باعث نوسان بسیار شدید شود
frequency division multilexing مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
superheterodyne گیرنده رادیویی که در ان سیگنال دریافتی با فرکانس نوسانی موضعی به منظورایجاد فرکانس بینابین که سپس با مزیتهای متعددتقویت میشود ترکیب میگردد
critical frequency فرکانس متنافر با فرکانس طبیعی تیغه
base band 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
baseband 1-محدوده فرکانس سیگنال پیش از پردازش یا ارسال 2-سیگنالهای دیجیتالی ارسالی بدون تقسیم 3-اطلاعات تقسیم شده با یک فرکانس
she has a well poised head وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
paint oneself into a corner <idiom> گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns <idiom> موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
microfilming فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
fm فرایند تغییر مقدار نشان داده شده توسط یک سیگنال ازطریق تغییر فرکانس سیگنال مدولاسیون فرکانس odulation
sottovoce صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
load call وسیلهای مملو از سیال برای ایجاد نیروهای زیاد با دقت زیاد
compression ignition احتراق مخلوط سوخت و هوادر اثر دمای زیاد حاصل ازترکم و فشار زیاد در سیلندرموتور دیزل
rattling خیلی تند خیلی خوب
ponderous خیلی سنگین خیلی کودن
I didnt get much sleep. زیاد خوابم نبرد ( زیاد نخوابیدم)
overbuild زیاد ساختمان کردن در بخشی از شهرکه زیاد دران ساختمان کرده اند
instantaneous frequency مقدار لحظهای فرکانس فرکانس لحظهای
emergency خیلی خیلی فوری
emergencies خیلی خیلی فوری
to hold somebody in great respect کسی را زیاد محترم داشتن [احترام زیاد گذاشتن به کسی]
jim dandy ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
frequence فرکانس
line frequency فرکانس خط
frequency فرکانس
frequencies فرکانس
low frequency فرکانس کم
frequency departure مسیر فرکانس
frequency mixture ترکیب فرکانس
frequency demodulator اشکارساز فرکانس
frequency spacing فاصله فرکانس
frequency departure انحراف فرکانس
frequency coverage حیطه فرکانس
frequency dependant تابع فرکانس
natural frequency فرکانس طبیعی
frequency discrimination تشخیص فرکانس
frequency doubler دوبلور فرکانس
frequency distance فاصله فرکانس
frequency swing انحراف فرکانس
frequency deviation انحراف فرکانس
modulation frequency فرکانس مدولاسیون
frequency designation تعیین فرکانس
frequency distribution تقسیم فرکانس
frequency divider مقسم فرکانس
frequency mixing ترکیب فرکانس
frequency duplicator دوبلور فرکانس
frequency marking مارکاژ فرکانس
frequency mark علامت فرکانس
frequency error خطای فرکانس
frequency filter صافی فرکانس
frequency fluctuation تغییر فرکانس
m.f. فرکانس متوسط
frequency inversion برگردان فرکانس
frequency mark نشانه فرکانس
frequency doubling دو برابرکردن فرکانس
frequency doubling دوبلاژ فرکانس
frequency فرکانس تناوب
line divider مقسم فرکانس
medium frequency فرکانس میانه
frequency medulation مدولاسیون فرکانس
mains frequency فرکانس شبکه
measuring frequency فرکانس سنجش
maximum frequency فرکانس حداکثر
frequency generator مولد فرکانس
frequencies فرکانس تناوب
frequency measurement سنجش فرکانس
frequency modulated مدوله فرکانس
frequency counter شمارنده فرکانس
telegraphic frequency فرکانس تلگرافی
intermediate frequency فرکانس میانه
radian frequency فرکانس زاویهای
carrier frequency فرکانس حامل
radio frequency فرکانس رادیویی
q band بند فرکانس
input frequency فرکانس ورودی
input frequency فرکانس اولیه
critical frequency فرکانس مرزی
critical frequency فرکانس بحرانی
industrial frequency فرکانس صنعتی
induction frequency converter مبدل فرکانس
impluse frequency فرکانس ضربان
impluse frequency فرکانس پولز
impluse frequency فرکانس پالس
image frequency فرکانس تصویر
intermediate frequency فرکانس میانی
intermediate frequency tank circuit فرکانس میانی
telephone frequency فرکانس صحبت
j band باند فرکانس
modulation نوسان فرکانس
k band باند فرکانس
p band باند فرکانس
audible frequency فرکانس شنوایی
audio frequency فرکانس صوتی
back up frequency فرکانس کمکی
bandwidth محدودهای از فرکانس ها
angular frequency فرکانس زاویهای
reed frequency meter فرکانس مترانبری
video frequency فرکانس ویدئو
x band باند فرکانس
beat frequency فرکانس تداخل
beat frequency فرکانس ضربان
picture frequency فرکانس تصویر
line frequency فرکانس شبکه
idle frequency فرکانس بی باری
frequency changing تبدیل فرکانس
frequency characteristic منحنی فرکانس
frequency check کنترل فرکانس
frequency control کنترل فرکانس
frequency comparison مقایسه فرکانس
frequency component اجزای فرکانس
frequency constancy ثبات فرکانس
nominal frequency فرکانس نامی
frequency constant ثابت فرکانس
frequency conversion تبدیل فرکانس
frequency transformation تبدیل فرکانس
frequency translation تبدیل فرکانس
low frequency فرکانس پایین
frequency convertor مبدل فرکانس
frequency correction تصحیح فرکانس
frequency changing تعویض فرکانس
frequency changer مبدل فرکانس
double frequency فرکانس دوبل
i.f. فرکانس میانی
frequency accuracy دقت فرکانس
frequency allocation تعیین فرکانس
frequency assignment تعیین فرکانس
frequency determination تعیین فرکانس
frequency alloment تقسیم فرکانس
frequency division تقسیم فرکانس
frequency domulipliction تقسیم فرکانس
frequency analizer انالیزور فرکانس
frequency analysis تجزیه فرکانس
frequency band باند فرکانس
frequency blocking بلوکاژ فرکانس
h.f. فرکانس بالا
frequency parameter پارامتر فرکانس
frequency stability پایداری فرکانس
frequency plan طرح فرکانس
frequency tuning تنظیم فرکانس
radio frequency فرکانس بالا
frequency spectrum بیناب فرکانس
frequency spectrum طیف فرکانس
frequency region حیطه فرکانس
frequency recorder ثبات فرکانس
frequency recorder ضباط فرکانس
frequency separation جداسازی فرکانس
frequency region ناحیه فرکانس
frequency regulator رگولاتور فرکانس
frequency drift اختلاف فرکانس
frequency respone پاسخ فرکانس
frequency of resonance فرکانس رزونانس
quenching frequency فرکانس نوسان
frequency modulator مدولاتور فرکانس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com