English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
psychological space فضای روانی
Other Matches
ullage فضای خالی داخل محفظه سوخت موشک فضای بازداخل محفظه سوخت
bin storage space فضای انبار قطعات بسته بندی نشده فضای انبار قطعات روباز
flows روانی
mental روانی
flowed روانی
fluidity روانی
subversives روانی
subversive روانی
flow روانی
psychological روانی
liquid limit حد روانی
mellifluence روانی
fluency روانی
volubility روانی
yield point حد روانی
facility روانی
freedoms روانی
psychical روانی
psychic روانی
freedom روانی
psychic energy نیروی روانی
complex عقده روانی
psychic secretion تراوش روانی
psychic trauma اسیب روانی
psychic deafness ناشنوایی روانی
psychiatric hospital بیمارستان روانی
physical psychological جسمی- روانی
psychiatric nurse پرستار روانی
psychasthenia ضعف روانی
playing the man بازی روانی
physical psychological تنی- روانی
psychiatric social work مددکاری روانی
psychic apparatus دستگاه روانی
psychic blindness نابینایی روانی
psychosexual روانی- جنسی
psychodiagnosis تشخیص روانی
psychogenesis پدیدایی روانی
psychognosis شناخت روانی
psychopathy معالجه روانی
psychopathy اختلالات روانی
psychopaysical روانی- فیزیکی
psychopharmacology داروشناسی روانی
psychosocial روانی- اجتماعی
psychosurgery جراحی روانی
psyho بیمار روانی
sociopsychological اجتماعی- روانی
stressing فشار روانی
psychosis بیماری روانی
psychomotor روانی- حرکتی
psychograph نمودار روانی
psycholepsis افت روانی
psycholepsy افت روانی
psychological environment محیط روانی
psychological factors عوامل روانی
psychological field میدان روانی
psychological operations عملیات روانی
psychological scale مقیاس روانی
psychotic بیمار روانی
stresses فشار روانی
complexes عقده روانی
cathexis نیروگذاری روانی
moods وضع روانی
mood وضع روانی
psychological warfare جنگ روانی
mentally از نظر روانی
sanity سلامت روانی
psychotherapy درمان روانی
fluidity روانی بیان
nervous breakdown فروباشی روانی
nervous breakdown بحران روانی
nervous breakdowns فروباشی روانی
cathexis تمرکز روانی
cathexis انرژی روانی
ease of style روانی انشا
endopsychic درون روانی
analeptic نیروبخش روانی
exopsychic برون روانی
gift of the gab روانی زبان
nervous breakdowns بحران روانی
psychiatry پزشکی روانی
intrapsychic درون روانی
psychoanalysis تحلیل روانی
mental economy اقتصاد روانی
mental examination معاینه روانی
mental health بهداشت روانی
mental health سلامت روانی
mental hygiene بهداشت روانی
mental status وضع روانی
mental test ازمون روانی
psychological test ازمون روانی
psychiatric disorder اختلال روانی
mental disturbance اختلال روانی
liquid limit مرز روانی
liquid limit test ازمون حد روانی
mental conflict تعارض روانی
mental derangement اشفتگی روانی
mental disease بیماری روانی
mental illness بیماری روانی
mental disorder اختلال روانی
mental disorder بیماری روانی
neurasthenia خسته روانی
stress فشار روانی
stream of consciousness تسلسل روانی
psychopath بیمار روانی
supersensible روحی روانی
psychopaths بیمار روانی
flows روانی سلاست
flow روانی سلاست
flowed روانی سلاست
versatility روانی مهارت
neurosis اختلال روانی
neuroses اختلال روانی
nervous breakdown ناتوانی روانی [پزشکی]
psychodynamics پویش شناسی روانی
psychogalvanic response پاسخ گالوانیکی- روانی
psychologism پیروی از اصول روانی
psychological warfare عملیات جنگ روانی
psychognosis مطالعه عمیق روانی
nervous breakdown درماندگی روانی [پزشکی]
psychognosy مطالعه عمیق روانی
nervous breakdown واماندگی روانی [پزشکی]
organic mental disorder اختلال روانی عضوی
psychomotor agitation بیقراری روانی- حرکتی
psychodrama نقش گزاری روانی
psychodiagnostics ابزارهای تشخیص روانی
neuropsychiatric مرض روانی و عصبی
pgr بازتاب گالوانیکی- روانی
neuropsychiatric درمان روانی عصبی
facility وسیله تسهیل روانی
psychogalvanic reflex بازتاب گالوانیکی- روانی
mental measurement اندازه گیری روانی
mental element of crime عنصر روانی جرم
psi ability توانایی فرا روانی
psychasthenia خستگی روانی بی تصیمی
intrapsychic conflict تعارض درون روانی
stressable <adj.> فشار روانی پذیر
to speak with f. به روانی سخن گفتن
psychic determinism علیت گرایی روانی
viscosity ناروانی کند روانی
psychomotor retardation کندی روانی- حرکتی
psychonomics محیط شناسی روانی
psychotherapeutic وابسته بدرمان روانی
psychosomatic disease بیماری روانی- تنی
reflux column ستون باز روانی
psychomotor tests ازمونهای روانی- حرکتی
psychopath مبتلا بامراض روانی
reflux condenser چگالنده باز روانی
california psychological inventory پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychopathologist اسیب شناس روانی
psychopaths مبتلا بامراض روانی
stressing تنش جسمانی- روانی
reagent موضوع ازمایش روانی
psychopathology اسیب شناسی روانی
stress تنش جسمانی- روانی
phrenology جمجمه شناسی روانی
depth psychology تجزیه و تحلیل روانی
stress tolerance تحمل فشار روانی
stresses تنش جسمانی- روانی
mental deficiency عقب ماندگی روانی وفکری
psychopathology علم اسیب شناسی روانی
psychognosy تحقیقات روانی روان پژوهش
post traumatic stress disorder اختلال فشار روانی پس اسیبی
psychognosis تحقیقات روانی روان پژوهش
acute stress reaction واکنش حاد فشار روانی
psychomotor stimulant داروی محرک روانی- حرکتی
psychoneural parallelism توازی نگری روانی- عصبی
psychergograph دستگاه اندازه گیری کار روانی
illinois test of psycholinguistic ازمون تواناییهای زبانی- روانی ایلینوی
psychoneurosis ناراحتی روانی در اثر حالت عصبی
cathectic وابسته به تمرکز روانی شهوانی شده
dsm راهنمای تشخیصی و اماری اختلالهای روانی
aerospace projection operations عملیات مخصوص گسترش منطقه فضای هوایی عملیات مخصوص توسعه منطقه فضای هوایی
psychosurgery جراحی مغز جهت درمان بیماری روانی
psychanalyze بوسیله تجزیه وتحلیل روانی معالجه کردن
depression کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
How does he [she] tick? او [مرد ] [زن] چطور [از نظر روانی] عمل میکند؟
consolidation psychological operation عملیات روانی برای جلب همکاری مردم
depressions کسادی بازار تجاری واقتصادی افسردگی روانی
schizoid مبتلا به اختلال روانی وجنون گوشه گیری
strategic استراتژیکی مربوط به خط مشیهای سیاسی واقتصادی و نظامی و روانی وجغرافیایی یا ملی کشور
subversion نابود کردن قدرت یک حکومت ازنظرنظامی اقتصادی روانی فرهنگی سیاسی و اجتماعی
lebensraum فضای حیاتی
cylinder capacity فضای سیلندر
lacuna فضای خالی
open area فضای ازاد
danger space فضای خطرناک
dead space فضای مرده
work space فضای دایر
workspace فضای کاری
covered space فضای پوشیده
airspace فضای هوایی
bad break فضای خالی
free space فضای خالی
free space فضای ازاد
floorage فضای صحن
floor space فضای اشکوب
atmospheric environement فضای جوی
dead space فضای راکد
acceleration space فضای شتاب
eucleadian space فضای اقلیدسی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com