Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
three point
فن 3 امتیازی کشتی
Other Matches
prerogative
امتیازی
concessive
امتیازی
concessionary
امتیازی
prerogatives
امتیازی
preferential
امتیازی
four
ضربه 4 امتیازی
point scale
مقیاس امتیازی
six
ضربه 6 امتیازی
sixes
ضربه 6 امتیازی
patents
دارای حق امتیاز امتیازی
patenting
دارای حق امتیاز امتیازی
patented
دارای حق امتیاز امتیازی
patent
دارای حق امتیاز امتیازی
preferential duties
حقوق گمرکی امتیازی
centurian
بازیگر 001 امتیازی کریکت
preferentially
با قائل شدن حقوق امتیازی
it is a privilege to see him
دیدن اویکنوع امتیازی است
yerkes bridges point scale
مقیاس امتیازی یرکیز-بریجز
accessit
امتیازی که به شاگردان ممتاز داده میشود
topgallant
سکوب بالای دکل کشتی بالاترین شکوب دکل کشتی وسایل بی مصرف کشتی
let point
امتیازی که بخاطر مداخله حریف به رقیب او داده میشود
tonnage rent
حق امتیازی که از مواداستخراجی معدن به نسبت هرتن وصول میشود
most favored nation
کشورهایی را گویند که در صورتی که یکی از لنها امتیازی را به کشور دیگر بدهد سایرین نیزبخودی خود دارای ان امتیازبشوند
scuppers
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scupper
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppered
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
scuppering
سوراخ زهکشی دیواره کشتی مجرای فاضل اب روی عرشه کشتی
load line
خطی در اطراف کشتی که نمودار حداکثر فرفیت کشتی میباشد
respondentia
وامی که به صاحب کشتی داده و کشتی او به رهن گرفته میشود
ship's manifest
صورت محمولههای کشتی فهرست کالاهای در حال حمل در کشتی
carry ship
کشتی حامل زندانیان جنگی کشتی غیر مسلحی که تضمین عبور داشته باشد
hawse
سوراخهای دماغه کشتی که مخصوص عبورطناب است طنابهای نگاه دارنده کشتی درحوضچه
waterline
خط بار گیری کشتی خط میزان و تراز کشتی باسطح اب
lazar housek
عمارت یا کشتی برای قرنطینه 8 انبار عقب کشتی
keels
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
keel
حمال کشتی صفحات اهن ته کشتی وارونه کردن
gunroom
مخزن مهمات کشتی سفره خانه افسران کشتی
supercargo
نماینده مالک محمولات کشتی که با کشتی به سفر می رود
dan runner
کشتی رهاکننده علایم شناور در اب کشتی تعیین مسیر
embarkation
بارگیری کشتی یا خودرو سوار شدن در کشتی یاخودرو
bill of health
گواهی نامهای که هنگام حرکت کشتی پس ازمعاینه کشتی از لحاظ بیماریهای مسری به ناخداداده میشود
usura maritima
دادن وام با بهره سنگین به مالک کشتی که در صورت سالم برگشتن کشتی قابل وصول است
the vessel was put a bout
جهت کشتی را تغییر دادند کشتی را برگردانند
windjammer
یکی از کارکنان کشتی کشتی بادبانی
quarterdeck
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
quarterdecks
عرشه کوچک عقب کشتی قسمتی از عرشه کشتی جنگی مخصوص انجام تشریفات نظامی و غیره
yaw
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
sailboat
کشتی بادبانی کشتی بادی
sailboats
کشتی بادبانی کشتی بادی
overboard
از کشتی بدریا روی کشتی
piracy
هرعملی که کارگران یا سرنشینان کشتی علیه کشتی خود انجام دهند استفاده غیر قانونی از تالیف دیگری برای تالیف کتاب یارساله و غیره
cartel ship
کشتی مخصوص مبادله اسیران جنگی کشتی محل مذاکرات جنگی
free on boand
تحویل روی کشتی قیمت کالای تحویلی روی کشتی
orthodromy
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
orthodromics
کشتی رانی در دایره بزرگ درست کشتی رانی
semi naufragium
نیمه غرق شده گی کشتی نیمه کشتی شکستگی
prow
کشتی عرشه کشتی
prows
کشتی عرشه کشتی
keelage
حق ورود کشتی به بندر ورودیه کشتی به بندر
light ship
کشتی حامل فار دریایی کشتی حامل فانوس دریایی
dock receipt
قبض رسید ورود کشتی برای تعمیر اعلام ورود کشتی برای تعمیر
point voting system
سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
skeg
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
skag
قسمت عقب کشتی قسمت عقب انبار یا ته کشتی
flattest
پل کشتی
flat
پل کشتی
bilge
اب ته کشتی
Take a copper vessel, pour water in it and let it stay overnight
کشتی مس
ship haven
یک کش کشتی
vessel
کشتی
wrestling
کشتی
puppis
کشتی دم
catch
کشتی کج
carina
کشتی
carinae
کشتی
sail ho!
کشتی !کشتی !
vessels
کشتی
argo
کشتی
aft
در پس کشتی
on the water
در کشتی
on the sea
در کشتی
by water
با کشتی
foreship
سر کشتی
afloat
در کشتی
decks
پل کشتی
bottom
کشتی
hulk
کشتی
on shipboard
در کشتی
decked
پل کشتی
bottoms
کشتی
deck
پل کشتی
on board a ship
در کشتی
ark
کشتی
hulks
کشتی
boarded
کشتی
ships
کشتی
board
کشتی
collier
کشتی
ship
کشتی
patrol
کشتی اکتشافی
steamship
کشتی بخاری
battleships
کشتی جنگی
steamboat
کشتی بخار
flagships
کشتی دریادار
sternest
عقب کشتی
steamship
کشتی بخار
patrolled
کشتی اکتشافی
steam boat
کشتی بخار
steam ship
کشتی بخار
battleship
کشتی جنگی
shipwrecked
کشتی شکستگی
wrecking
کشتی شکستگی
stern
عقب کشتی
sterner
عقب کشتی
patrols
کشتی اکتشافی
flagship
کشتی دریادار
patrolling
کشتی اکتشافی
stranding
به گل نشستن کشتی
wreck
کشتی شکستگی
shipwrecks
کشتی شکستگی
wrecks
کشتی شکستگی
wresthing match
مسابقه کشتی
training ship
کشتی اموزشی
towboat
کشتی یدک کش
topsldes
بادخوربدنه کشتی
cargo
محموله کشتی
cargoes
محموله کشتی
dock
تعمیرگاه کشتی
docked
تعمیرگاه کشتی
docks
تعمیرگاه کشتی
berth
خوابگاه کشتی
berthed
خوابگاه کشتی
tramp steamer
کشتی ازاد
tramp vessel
کشتی ازاد
wrech
کشتی شکستگی
wrech
کشتی شکسته
propeller
پروانه کشتی
war vessel
کشتی جنگی
dockyard
تعمیرگاه کشتی
war ship
کشتی جنگی
dockyards
تعمیرگاه کشتی
wrecked
کشتی شکسته
shipbuilding
کشتی سازی
troopship
کشتی سرباز بر
berthing
خوابگاه کشتی
berths
خوابگاه کشتی
to take ship
با کشتی بردن
bo's'n
افسر کشتی
bos'n
افسر کشتی
bosun
افسر کشتی
bosuns
افسر کشتی
fob
تحویل کشتی
tricks
فن و بندهای کشتی
the roll of a ship
غلت کشتی
the enemy
کشتی دشمن
tender ship
کشتی تدارکاتی
wrestling
کشتی گیری
bulkheads
تیغه در کشتی
bulkhead
تیغه در کشتی
double-decker
کشتی دوعرشهای
double-deckers
کشتی دوعرشهای
strand
به گل نشستن کشتی
strands
به گل نشستن کشتی
the ship was wrecked
کشتی شکست
the ship leaks
کشتی اب تو میدهد
wrestling match
مسابقه کشتی
the ship is in d.
کشتی در خطراست
the rudder of a ship
سکان کشتی
tonnage
فرفیت کشتی
shipwreck
کشتی شکستگی
cockswain
پیشکارکارکنان کشتی
deck plan
افق پل کشتی
deck seamanship
ملوان پل کشتی
on shipboard
سوار کشتی
doutful category
کشتی مشکوک
on board a ship
سوار کشتی
dressing ship
تزیین کشتی
exs
تحویل از کشتی
ferry boat
کشتی گذاره
ocean greyhound
کشتی تندرو
noah's a
کشتی نوح
fire ship
کشتی اتش زن
flag ship
کشتی پیشرو
noah ark
کشتی نوح
naval war
جنگ با کشتی
deck plan
صفحه پل کشتی
packet boat
کشتی نامه بر
deck gang
ملوان پل کشتی
combatant vessel
کشتی جنگی
commercial marine
کشتی تجاری
commondo ship
کشتی نیروبر
pleasure boat
کشتی تفرجی
pilotage
راهنمایی کشتی
passenger liner
کشتی مسافربری
cook house
اشپزخانه کشتی
passenger liner
کشتی مسافری
coxswain
مباشر کشتی
parent ship
کشتی مادر
cuddy
اطاقک کشتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com