English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 178 (12 milliseconds)
English Persian
subrogation قائم مقامی
Search result with all words
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
vicarial وابسته به خلیفه قائم مقامی
Other Matches
summation مقامی خلاصه
protem شاغل مقامی بطورموقت
write up <idiom> مقامی را به حساب آوردن
establishing کسی رابه مقامی گماردن
to drum a tune ضرب مقامی راباکوس گرفتن
establish کسی رابه مقامی گماردن
establishes کسی رابه مقامی گماردن
outs and ins انانی که سر کار دارای مقامی هستند
To assume office . عهده دار مقامی ( سمتی ) شدن
to invoke a higher power به مقامی بالاتر رجوع کردن [برای کمک]
dowagers بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
dowager بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
protempore موقت شاغل مقامی بطور موقت
erecting قائم
vertical قائم
upright قائم
erected قائم
perpendecular قائم
erects قائم
erect قائم
plumb line خط قائم
plumb lines خط قائم
normal قائم
orthogonal قائم
upstanding قائم
right قائم
righting قائم
righted قائم
vertical tail دم قائم
abeam قائم بر مسیرحرکت
vertical photograph عکس قائم
vertical envelopement احاطه قائم
vertical force نیروی قائم
vice-chancellor قائم مقام
vertical drop ابشار قائم
normal acceleration شتاب قائم
vice-chancellors قائم مقام
self consistent قائم بالذات
prop تقویت قائم
propped تقویت قائم
propping تقویت قائم
stake قائم کردن
staked قائم کردن
self perpetuation قائم بذات
stakes قائم کردن
vice chancellor قائم مقام
apeak عمودی قائم
envelopment احاطه قائم
vertical creep وارفتگی قائم
vertical circle دایره قائم
vertical bulking کمانش قائم
vertical axis محور قائم
vertical speed سرعت قائم
perpendecular خط عمودی یا قائم
quadratic منشور قائم
true vertical قائم واقعی
subsitute قائم مقام
vertical cut برش قائم
ordinate بعد قائم
high angle تیر قائم
increate قائم بالذات
locumtenens قائم مقام
local vertical قائم محلی
normal axis محور قائم
normal plane صفحه قائم
normal vector بردار قائم
semierect نیمه قائم
right قائم نگاهداشتن
envelop احاطه قائم
enveloped احاطه قائم
deputies قائم مقام
vicars قائم مقام
enveloping احاطه قائم
vicar قائم مقام
locum قائم مقام
surreptitiously قائم مقام
envelops احاطه قائم
righted قائم نگاهداشتن
substituting قائم مقام
substituted قائم مقام
substitute قائم مقام
locums قائم مقام
righting قائم نگاهداشتن
surrogates قائم مقام
successor قائم مقام
deputy قائم مقام
surrogate قائم مقام
substantive قائم بذات
right-angled قائم الزاویه
rectangular قائم الزاویه
wedge اسکنه کولاس قائم
vertical deformation تغییر شکل قائم
zenith نقطه قائم بر نافر
prime vertical circle دایره قائم اصلی
vertical photograph عکس هوایی قائم
vertical envelopement حرکت دورانی قائم
plane of departure سطح قائم تیر
recoil pit چاله تیر قائم
wedging اسکنه کولاس قائم
vertical center line illusion خطای خط قائم مرکزی
right cone مخروط قائم [ریاضی]
wedged اسکنه کولاس قائم
short scope buoy بویه شناور قائم
right angled triangle مثلث قائم الزاویه
wedges اسکنه کولاس قائم
upload همنه قائم نیرو
sheathing تخته بندی قائم
deputies قائم مقام جانشین
deputies نایب قائم مقام
vicegerent جانشین قائم مقام
surrogate قائم مقام شدن
vertical probable error اشتباه احتمالی قائم
deputy قائم مقام جانشین
mercator chart نقشه قائم الزاویه
deputy نایب قائم مقام
ablique coordinates دستگاه مختصات قائم
commercial procuration قائم مقام تجارتی
commercial representative قائم مقام تجارتی
surrogates قائم مقام شدن
procousul قائم مقام کنسول
consular agent قائم مقام کنسول
deputy minister قائم مقام وزیر
substituted قائم مقام جایگزین کردن
substituting قائم مقام جایگزین کردن
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
plumb سطح قائم صفحه شاغول
vertical probable error خطای اصابت قائم گلوله
substitute قائم مقام جایگزین کردن
legs ساق مثلث قائم الزاویه
leg ساق مثلث قائم الزاویه
hypotenuse وتر مثلث قائم الزاویه
plane of departure سطح قائم مسیر گلوله
hypotenuses وتر مثلث قائم الزاویه
subrogate قائم مقام تعیین کردن
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
zenith اوج محور قائم بر افق نقاط
universal transverse mercator سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
raking زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rakes زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rake زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
z correction تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
upload نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
theodolite دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolites دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
webs جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
web جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
gust alleviation سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
ventral تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما
ride control سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
compounding a felony سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
mush افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
y plates صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
whip stall شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
joggle برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
internunico فرستاده پاپ قائم مقام نماینده پاپ
distortions نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
distortion نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
loft bombing بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
cumuli ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
cumulus ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
transverse mercator سیستم تصویر مرکاتور سیستم قائم الزاویه مرکاتور
vertical sand drainage زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com