English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (28 milliseconds)
English Persian
stake قائم کردن
staked قائم کردن
stakes قائم کردن
Search result with all words
substitute قائم مقام جایگزین کردن
substituted قائم مقام جایگزین کردن
substituting قائم مقام جایگزین کردن
compounding a felony سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
subrogate قائم مقام تعیین کردن
whip stall شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
Other Matches
upright قائم
vertical قائم
erect قائم
right قائم
upstanding قائم
righted قائم
plumb line خط قائم
righting قائم
normal قائم
vertical tail دم قائم
perpendecular قائم
plumb lines خط قائم
erecting قائم
erected قائم
erects قائم
orthogonal قائم
ordinate بعد قائم
normal acceleration شتاب قائم
right قائم نگاهداشتن
rectangular قائم الزاویه
right-angled قائم الزاویه
normal plane صفحه قائم
normal vector بردار قائم
normal axis محور قائم
successor قائم مقام
local vertical قائم محلی
increate قائم بالذات
high angle تیر قائم
envelop احاطه قائم
envelopment احاطه قائم
surrogates قائم مقام
surrogate قائم مقام
envelops احاطه قائم
enveloping احاطه قائم
surreptitiously قائم مقام
locum قائم مقام
locums قائم مقام
locumtenens قائم مقام
abeam قائم بر مسیرحرکت
deputy قائم مقام
deputies قائم مقام
apeak عمودی قائم
vicars قائم مقام
substantive قائم بذات
vicar قائم مقام
enveloped احاطه قائم
substituting قائم مقام
semierect نیمه قائم
vertical drop ابشار قائم
self perpetuation قائم بذات
vertical axis محور قائم
substitute قائم مقام
vertical bulking کمانش قائم
vertical circle دایره قائم
vertical creep وارفتگی قائم
vertical cut برش قائم
vertical envelopement احاطه قائم
vertical force نیروی قائم
vertical photograph عکس قائم
vertical speed سرعت قائم
quadratic منشور قائم
substituted قائم مقام
righting قائم نگاهداشتن
righted قائم نگاهداشتن
subsitute قائم مقام
true vertical قائم واقعی
prop تقویت قائم
vice-chancellor قائم مقام
perpendecular خط عمودی یا قائم
subrogation قائم مقامی
propping تقویت قائم
propped تقویت قائم
vice-chancellors قائم مقام
self consistent قائم بالذات
vice chancellor قائم مقام
vertical photograph عکس هوایی قائم
vertical envelopement حرکت دورانی قائم
wedge اسکنه کولاس قائم
vertical center line illusion خطای خط قائم مرکزی
vertical probable error اشتباه احتمالی قائم
right angled triangle مثلث قائم الزاویه
deputies قائم مقام جانشین
consular agent قائم مقام کنسول
deputies نایب قائم مقام
surrogate قائم مقام شدن
recoil pit چاله تیر قائم
commercial representative قائم مقام تجارتی
surrogates قائم مقام شدن
vicegerent جانشین قائم مقام
wedged اسکنه کولاس قائم
wedges اسکنه کولاس قائم
mercator chart نقشه قائم الزاویه
zenith نقطه قائم بر نافر
procousul قائم مقام کنسول
prime vertical circle دایره قائم اصلی
sheathing تخته بندی قائم
short scope buoy بویه شناور قائم
deputy minister قائم مقام وزیر
upload همنه قائم نیرو
deputy قائم مقام جانشین
deputy نایب قائم مقام
commercial procuration قائم مقام تجارتی
ablique coordinates دستگاه مختصات قائم
plane of departure سطح قائم تیر
right cone مخروط قائم [ریاضی]
vertical deformation تغییر شکل قائم
wedging اسکنه کولاس قائم
plumb سطح قائم صفحه شاغول
hypotenuse وتر مثلث قائم الزاویه
plane of departure سطح قائم مسیر گلوله
hypotenuses وتر مثلث قائم الزاویه
vicarial وابسته به خلیفه قائم مقامی
vertical probable error خطای اصابت قائم گلوله
legs ساق مثلث قائم الزاویه
leg ساق مثلث قائم الزاویه
deputy primeminister قائم مقام نخست وزیر
universal transverse mercator سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
plane of site سطح قائم مار بر سکوی تیر
zenith اوج محور قائم بر افق نقاط
x plate صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
raking زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rakes زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rake زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
buttock lines نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
upload نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
z correction تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
theodolite دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolites دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
gust alleviation سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
web جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
webs جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
ventral تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما
ride control سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
fan marker نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
nibbler ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
real representative قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
h engine موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
mush افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
y plates صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
joggles برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggle برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
internunico فرستاده پاپ قائم مقام نماینده پاپ
distortion نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
distortions نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
loft bombing بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
cumuli ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
cumulus ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
yaw انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
block plot صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
double column vertical boring mill ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
vortex ring state حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
transverse mercator سیستم تصویر مرکاتور سیستم قائم الزاویه مرکاتور
vertical sand drainage زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
to let somebody treat you like a doormat <idiom> با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharge اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capture اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capturing اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoots جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoot جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orients جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveys براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orienting جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper [metal or glass] آب دادن [سخت کردن] [آبدیده کردن] [بازپخت کردن] [فلز یا شیشه]
orient جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
surveyed براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
survey براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
cross examination تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
assigns مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assign مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigned مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigning مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal [to] درخواستن [رجوع کردن به] [التماس کردن] [استیناف کردن در دادگاه]
served نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
to inform on [against] somebody کسی را لو دادن [فاش کردن] [چغلی کردن] [خبرچینی کردن]
serve نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
concentrate غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrating غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
buck up پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
calk بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
tae پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
serves نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
soft-pedalling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com