English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 206 (14 milliseconds)
English Persian
multipliable قابل تکثیر
multiplicable قابل تکثیر
propagable قابل تکثیر
reproducible قابل تکثیر
Search result with all words
gamete سلول جنسی بالغ قابل تکثیر انگل مالاریا
proliferous قابل تکثیر شکوفا
Other Matches
reproductions تکثیر کردن تکثیر نشریات
reproduction تکثیر کردن تکثیر نشریات
multiplicantion تکثیر
multiplication تکثیر
manifolding تکثیر
duplication تکثیر
pullulation تکثیر
proliferation تکثیر
reproduction تکثیر
reproductions تکثیر
propagation تکثیر تبلیغ
reproduced تکثیر کردن
reproduce تکثیر کردن
multiplying تکثیر کردن
proliferous تکثیر شونده
propagator تکثیر کننده
reproducing تکثیر کردن
reproduces تکثیر کردن
muliply تکثیر کردن
propagate تکثیر کردن
propagates تکثیر کردن
propagating تکثیر کردن
progation توسعه تکثیر
mimeograph ماشین تکثیر
mimeograph دستگاه تکثیر
reproducibility قابلیت تکثیر
multiplies تکثیر کردن
multiplier تکثیر کننده
multiply تکثیر کردن
multiplication افزایش تکثیر
propagated تکثیر کردن
reproducer تکثیر کننده
multiplied تکثیر کردن
duplicated تکثیر کردن نسخه ها
duplicate تکثیر کردن نسخه ها
mimeograph تکثیر کردن استنسیل
duplicates تکثیر کردن نسخه ها
duplicating تکثیر کردن نسخه ها
camera ready copy کپی اماده تکثیر
agamogenesis تکثیر غیر جنسی
copy plot تکثیر از روی نسخه اصلی
blastogenesis تکثیر از راه جوانه زدن
magnetic tape record reproduce system سیستم ضبط و تکثیر نوارمغناطیسی
agamete تکثیر سلولی غیر جنسی
fair drawing طرح مناسب برای چاپ و تکثیر
incubation time زمان تولید و تکثیر میکربهادر بدن
apomixis تکثیر بوسیلهء بافتهای تناسلی ولی بدون لقاح
apomict کسی یا چیزی که بوسیلهء تکثیر بدون لقاح بوجود امده باشد
recoverable item وسیله قابل تعمیر و به کار انداختن وسایل قابل بازیابی
friendly front end طرح نمایش یک برنامه که قابل استفاده و قابل فهم است
archival quality مدت زمانی که یک کپی قابل ذخیره سازی است قبل از آنکه غیر قابل استفاده شود
escrow سندرسمی که بدست شخص ثالثی سپرده شده وپس از انجام شرطی قابل اجرایا قابل اجرا یاقابل ابطال باشد
flexile قابل تغییر قابل تطبیق
tenable قابل مدافعه قابل تصرف
combustible قابل سوزش قابل تراکم
exigible قابل مطالبه قابل پرداخت
exigible قابل تقاضا قابل ادعا
observable قابل مشاهده قابل گفتن
transferable قابل واگذاری قابل انتقال
thankworthy قابل تشکر قابل شکر
presentable قابل معرفی قابل ارائه
achievable قابل وصول قابل تفریق
presentable قابل نمایش قابل تقدیم
bilable قابل رهایی قابل ضمانت
adducible قابل اضهار قابل ارائه
changeable قابل تعویض قابل تبدیل
elastic قابل کش امدن قابل انعطاف
sensible قابل درک قابل رویت
presumable قابل استنباط قابل استفاده
capacities حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
capacity حجمی که قابل تولید است یا حجم کاری که قابل انجام است
visual display unit ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
visual display terminal ترمینال با یک صفحه نمایش و صفحه کلید که روی متن و گرافیک قابل نمایش و اطلاعات قابل وارد شدن هستند
inconvertible غیر قابل تغییر غیر قابل تسعیر
indiscoverable غیر قابل درک غیر قابل تشخیص
floatable قابل کلک رانی قابل کرجی رانی
irrefrangible غیر قابل شکستن غیر قابل غضب
indemonstrable غیر قابل اثبات غیر قابل شرح
adobe type manager استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
inexplicably بطور غیر قابل توضیح چنانکه نتوان توضیح داد بطور غیر قابل تغییر
vendible قابل فروش جنس قابل فروش
vendable قابل فروش جنس قابل فروش
cleavable قابل شکافته شدن قابل ورقه ورقه شدن
air transportable sonar سونار مخصوص هواپیما سونار قابل حمل با هواپیما سونار قابل حمل هوایی
dissoluble قابل حل
thorough paced قابل
soluble قابل حل
qualified قابل
apt قابل
good قابل
acceptor قابل
sensible قابل حس
able قابل
abler قابل
solvable قابل حل
ablest قابل
incapable نا قابل
capable قابل
inflexional قابل صرف
detectable قابل کشف
operable قابل درمان
pardoable قابل عفو
inhabitable قابل سکنی
inheritable قابل توارث
namable قابل ذکر
inoculable قابل تلقیح
knowable قابل دانستن
moveable قابل تغییر
inflective قابل صرف
mentionable قابل ذکر
inferable قابل استنباط
inferible قابل استنباط
imaginable قابل درک
separable قابل تفکیک
observable قابل مراعات
inflamable قابل اشتعال
nota bene قابل توجه
numerable قابل شمارش
omissible قابل حذف
open cheque چک قابل انتقال
operable قابل علاج
moot قابل بحث
justiciable قابل دادرسی
digestible قابل هضم
livable قابل زندگی
liveable قابل زیستن
liveable قابل معاشرت
liveable قابل زندگی
machinable قابل تراش
macroscopic قابل رویت
regrettable قابل تاسف
maintainable قابل نگاهداری
revealable قابل مکاشفه
irrecusable غیر قابل رد
enforceable قابل اجراء
enforceable قابل اجرا
livable قابل معاشرت
kenspeckle قابل شناسایی
leviable قابل تحمیل
trustworthy قابل اعتماد
licensable قابل اجازه
limit of inflammability حد قابل اشتعال
limpsey قابل انحناء
judicable قابل قضاوت
pivoting قابل چرخش
limsy قابل انحناء
livable قابل زیستن
irrigable قابل ابیاری
noticeable قابل توجه
medicable قابل معالجه
drinkable قابل اشامیدن
justifiable قابل توجیه
minable قابل استخراج
eligible قابل انتخاب
negotiating قابل انتقال
negotiates قابل انتقال
negotiated قابل انتقال
negotiate قابل انتقال
inspirable قابل تنفس
inquirable قابل تحقیق
mistakable قابل اشتباه
insurable قابل بیمه
limpsy قابل انحناء
interconvertible قابل تبدیل
meltable قابل ذوب
inventible قابل جعل
inventible قابل اختراع
investigable قابل رسیدگی
merchantable قابل معامله
merchantable قابل فروش
selectively قابل انتخاب
selective قابل انتخاب
mibeable قابل استخراج
mobilizable قابل تجهیز
partible قابل افراز
distinct قابل تشخیص
comprehensible قابل درک
intelligible قابل درک
intelligible قابل فهم
refillable قابل تعویض
reflexible قابل انعکاس
refractile قابل انکسار
refrangible قابل انکسار
registrable قابل ثبت
regulable قابل تعدیل
reimbursable قابل پرداخت
remittable قابل پرداخت
remediable قابل علاج
remissible قابل اغماض
vulnerable قابل حمله
recoupable قابل جبران
reconcilable قابل تلفیق
discernible قابل تشخیص
discernible قابل تمیز
quoteworthy قابل اقتباس
ratable قابل ارزیابی
rebuttable قابل رو کردن
rebuttable presumptions احکام قابل رد
receivable قابل قبول
reclaimable قابل استرداد
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com