Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 216 (36 milliseconds)
English
Persian
flush
قرمز کردن
flushes
قرمز کردن
flushing
قرمز کردن
redden
قرمز کردن
reddened
قرمز کردن
reddening
قرمز کردن
reddens
قرمز کردن
encrimson
قرمز کردن
rubefy
قرمز کردن
Search result with all words
crimson
لاکی قرمز کردن
aperture mask
استفاده در صفحه تصویر رنگی برای جدا کردن اشعههای قرمز و سبز و آبی
infra red link
سیستمی که به دو کامپیوتر یا یک کامپیوتر و یک چاپگر امکان رد و بدل کردن اطلاعات با استفاده از اشعه مادون قرمز میدهد تا داده را حمل کند
rubricate
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
rubricize
بخط قرمز نوشتن یا چاپ کردن
ruddle
گل اخری زدن به قرمز کردن
to tinge with red
کمی قرمز کردن
Other Matches
storm warning
پرچم قرمز با مرکز سیاه یا 2چراغ قرمز بعلامت باد شدید
carminic acid
اسید کارمینیک
[عامل اصلی رنگ قرمز حاصل از شیره کشی حشره دانه قرمز]
infrared line scan
ردیابی خطی با اشعه مادون قرمز ردیابی مستقیم بامادون قرمز
infrared imagery
عکسبرداری مادون قرمز عکاسی با استفاده از اشعه مادون قرمز
natural dyes
رنگینه های طبیعی
[که عموما از گیاهان و بعضی حیوانات تهیه می شوند. نمونه گیاهی رنگ قرمز گیاه روناس و نمونه حیوانی رنگ قرمز، حشره قرمزدانه می باشد.]
Turkaman rugs
فرش های ترکمن
[اینگونه فرش ها دارای طرح های ساده و هندسی شکل می باشند و غالبا زمینه قرمز یا قهوه ای ته قرمز با لبه ها و نوارهای سفید رنگ بافته می شوند.]
infrared ray
اشعه مادون قرمز پرتو مادون قرمز پرتو فرو سرخ
coralline
قرمز
aka
قرمز
redhead
مو قرمز
red
<adj.>
قرمز
redder
قرمز
reddest
قرمز
ponceau
قرمز
reds
قرمز
vermillion
قرمز
sanguineous
قرمز
red line
خط قرمز
raddle
گل قرمز
vinaceous
قرمز
vermeil
قرمز
cramoisy
قرمز
bloodshot
قرمز
redheads
مو قرمز
rubric
خط قرمز
erythroid
قرمز
erythrean
قرمز
rubrics
خط قرمز
laky a
قرمز
vermilion
قرمز
gules
قرمز
red lights
چراغ قرمز
red light
چراغ قرمز
cresol red
قرمز کرزول
rel pole
قطب قرمز
Cayenne
فلفل قرمز
oxide of copper
توتیای قرمز
rosily
برنگ قرمز
cochineal
قرمز دانه
cochineal
قرمز شراب کش
angriest
قرمز شده
dressed inred
قرمز پوش
bright red
قرمز روشن
safflower carmine
قرمز کافیشه
redlining
خط قرمز کشیدن
ruddy
قرمز رنگ
minium
اکسید قرمز
chilli pepper
فلفل قرمز
scarlet
قرمز جگری
Red chilli
فلفل قرمز
martagon
سوسن قرمز
first class brick
اجر قرمز
roucou
قرمز بویا
scarlet
قرمز لاکی
rufous
قرمز کم رنگ
ruffous
قرمز کم رنگ
gorcock
با قرقره قرمز
hot lines
تلفن قرمز
redden
قرمز شدن
kidney beans
لوبیا قرمز
body brick
اجر قرمز
rubefacient
قرمز کننده
rubefaction
قرمز سازی
elms
نارون قرمز
rubious
قرمز یاقوتی
rubescent
قرمز شونده
elm
نارون قرمز
chlorophennol red
قرمز کلروفنول
hot line
تلفن قرمز
reddened
قرمز شدن
phenol red
قرمز فنول
congo red
قرمز کنگو
angrier
قرمز شده
infera red
مادون قرمز
reddens
قرمز شدن
ruby of arsenic
زرنیخ قرمز
hot pepper
فلفل قرمز
reddening
قرمز شدن
angry
قرمز شده
infrared
مادون قرمز
infrared
زیر قرمز
staring red
قرمز زننده
ripe lips
لبهای قرمز
minium
شنجرف قرمز
infra red
زیر قرمز
crimson
قرمز سیر
red lips
لبهای قرمز
neutral red
قرمز خنثی
murrey
قرمز ارغوانی
red letter
با حروف قرمز
red lead
سرب قرمز
red pepper
فلفل قرمز
red peppers
فلفل قرمز
methyl red
قرمز متیل
red card
کارت قرمز
kidney bean
لوبیا قرمز
caramel
مایل به قرمز
red brick
اجر قرمز
ladyfinger
فلفل قرمز
gold fish
ماهی قرمز
goldfish
ماهی قرمز
infra-red
زیر قرمز
nacarat
قرمز روشن
crimson
قرمز روناسی
caramels
مایل به قرمز
red nucleus
هسته قرمز
infrared viewer
دوربین مادون قرمز
rubicund
رنگ مایل به قرمز
sanguine
قرمز برنگ خون
rudd
ماهی گول قرمز
pharaoh ant
مورچه قرمز کوچک
hubble effect
جابجایی به سوی قرمز
sepia
رنگ قرمز قهوه ای
ochreish
قرمز چون گل اخری
rubella
قرمز کننده پوست
hemolysis
تحلیل گویچههای قرمز
magenta
یکجور رنگ قرمز
infrared spectrum
طیف زیر قرمز
rubricize
قرمز نشان دادن
claret
نوعی شراب قرمز
rubricate
قرمز نشان دادن
infrared absorption
جذب زیر قرمز
red oxide of zinc
اکسید قرمز روی
ultrared
انطرف اشعه قرمز
red shift
جابجایی به سوی قرمز
clarets
نوعی شراب قرمز
kermes
قرمزدانه :کرم قرمز
red zinc ore
اکسید قرمز روی
auburn
قهوهای مایل به قرمز
pyrope
لعل قرمز سیر
hot pepper
بوته فلفل قرمز
vermeil
لعل قرمز رنگ
spatalite
اکسید قرمز روی
rubiginous
برنگ قرمز اجری
fireback
قرقاول پشت قرمز
ruby zinc
اکسید قرمز روی
farouche
یونجه گل قرمز کمرو
far infrared
زیر قرمز دور
purple red
قرمز مایل به ارغوانی
thermal imagery
عکاسی مادون قرمز
incarnadine
رنگ قرمز گوشتی
near infrared
زیر قرمز نزدیک
bay
سرخ مایل به قرمز
roset
رنگ نفاشی قرمز
bayed
سرخ مایل به قرمز
redstart
بلبل دم قرمز اروپایی
redshank
مرغ پا قرمز کرانه زی
strawberry roan
اسب قرمز رنگ
baying
سرخ مایل به قرمز
carmine
نوعی رنگ قرمز
bays
سرخ مایل به قرمز
Indianred
<adj.>
<noun>
نوعی رنگ قرمز
carbuncled
مزین به یاقوت قرمز
zincite
اکسید قرمز روی
light red
رنگ قرمز روشن
bloody
خون الود قرمز
bloodier
خون الود قرمز
plover page
ابیای پشت قرمز
dunlin
ابیای پشت قرمز
red tape
نوار باریک قرمز
chianti
نوعی شراب قرمز
red clause credit
اعتبار با ماده قرمز
bloodiest
خون الود قرمز
scarlet
قرمز مایل به زرد
primary colour
رنگهایاصلی-قرمز RedسبزGreen آبیBlue
fez
کلاه قرمز منگوله دار فس
rubrication
نشان گذاری برنگ قرمز
red flag
پرچم قرمز اتومبیل رانی
fezzes
کلاه قرمز منگوله دار فس
bloods hot eyes
چشمان قرمز و خون گرفته
paprica
میوه رسیده فلفل قرمز
see red
<idiom>
ازشدت خشم قرمز شدن
mercurochrome
داروی ضدعفونی قرمز رنگ
glowed
تاب امدن قرمز شدن
red green blindness
رنگ کوری سبز- قرمز
red green blue monitor
مانیتور قرمز- سبز- ابی
glow
تاب امدن قرمز شدن
glows
تاب امدن قرمز شدن
cardinals
سهره کاکل قرمز امریکایی
cardinal
سهره کاکل قرمز امریکایی
carrots
زردک مانند موی قرمز
hematoblast
گویچه قرمز نارس خون
sangaree
باده قرمز ادویه زده
carmine
ماده رنگی قرمز دانه
luridly
رنگ زرد مایل به قرمز
mahogany
رنگ قهوهای مایل به قرمز
apricot color
رنگ زرد و قرمز روشن
carbuncle
رنگ نارنجی مایل به قرمز
carbuncles
رنگ نارنجی مایل به قرمز
infrared
وابسته به اشعه مادون قرمز
petunia
رنگ قرمز مایل بابی
petunias
رنگ قرمز مایل بابی
paprika
میوه رسیده فلفل قرمز
sard
نوعی عقیق قرمز سیر
raisins
رنگ قرمز مایل به ابی
raisin
رنگ قرمز مایل به ابی
pansies
رنگ قرمز مایل به ابی
rust
رنگ قرمز مایل به قهوه ای
shell pink
رنگ قرمز مایل به زرد
mikado
رنگ زرد مایل به قرمز
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com