Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English
Persian
aeromedicine
قسمتی از طب که دربارهء بیماریها و اختلالات ناشی از پرواز گفتگو میکند
Other Matches
look ahead
جمع کننده سریع که وجود رقم نقلی ناشی از جمع را پیش بینی میکند. و تاخیر ناشی از آن را حذف میکند
differential ailerons
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
photomagnetism
شاخهای از فیزیک که ازرابطه مقناطیس بروشنایی گفتگو میکند
pediatrics or pae
شاخهای از علم طب که ازبهداشت و ناخوشیهای کودکان گفتگو میکند
dairy
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
dairies
قسمتی ازمزرعه که لبنیات تهیه میکند
footing
قسمتی از پی ساختمان که بارها رامستقیما" به خاک منتقل میکند
herpetology
قسمتی ازجانور شناسی که درباره خزندگان وذوحیاتین بحث میکند
control unit
قسمتی از یک کامپیوتر که عملکرد صحیح واحدهای اریتمتیک نگهداری و انتقال اطلاعات را کنترل میکند
as to
دربارهء
as respects
دربارهء
as regards
دربارهء
apropos of
دربارهء
nosology
طبقه بندی بیماریها
hydrotherapy
استفاده علمی اب دردرمان بیماریها
international classification of
طبقه بندی بین المللی بیماریها
irregularities
اختلالات
psychopathy
اختلالات روانی
sex therapy
درمان اختلالات جنسی
adaptive disorder
اختلالات سازگاری
[روانشاسی]
neuropath
دچار اختلالات عصبی
psychopathy
اختلالات فکری وروانی
adjustment disorder
اختلالات سازگاری
[روانشاسی]
low cycle fatigue
خستگی ناشی از لرزشهایی بافرکانس کم ناشی از تغییرسرعت دوران دستگاه
tortious liability
ضمان ناشی از شبه جرم مسئوولیت ناشی از خطای مدنی
zoo ecology
قسمتی از علم جانور شناسی که در باره روابط جانور بامحیط خود بحث میکند بوم شناسی حیوانی
inflight reliability
تامین هواپیما در حین پرواز امنیت پرواز
fail
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
failed
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
fails
سیستمی که وضعیتی از پیش تعریف شده دارد که در صورت خرابی برنامه اصلی یا وسیله آن را دنبال میکند برای جلوگیری ازفاجعهای که ناشی از خاموش کردن کابل میباشد
orthopsychiatry
تداوی روحی اختلالات فکری وروحی اطفال
aeroneurosis
اختلالات عصبی فضانوردان در اثر تحریک وهیجان
flight coordination
هماهنگ کردن پرواز هماهنگی پرواز
shank
ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
contour flying
پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
sortie
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runway
راه پرواز باند پرواز
sorties
پرواز یک هواپیما یایک پرواز
runways
راه پرواز باند پرواز
social contract
اعتقاد به این مسئله که تفویض قدرت به دولتها ناشی از نوعی قرارداد است که ضمن ان فردقسمتی از حقوق خود را به دولت تفویض میکند ومتقابلا" از وجود دولت برخوردار میشود
flying status
وضعیت پرواز از نظر جسمی و روحی وضعیت امادگی خدمه برای پرواز
contour flight
پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
mail server
کامپیوتری که پستهای وارد شده در ذخیره میکند و به کاربر صحیح ارسال میکند و پست خروجی را ذخیره میکند و به مقصد درست روی اینترنت منتقل میکند
flight test
ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
dump
نرم افزاری که اجرای برنامه را متوقف میکند وضعیت داده و برنامههای مربوطه را بررسی میکند و برنامه مجدداگ شروع میکند
negotiations
گفتگو ها
talk
گفتگو
chitchat
گفتگو
chit-chat
گفتگو
tractarian
گفتگو
colloquy
گفتگو
chit chat
گفتگو
parle
گفتگو
dialog
گفتگو
conversation
گفتگو
conversations
گفتگو
negotiation
گفتگو
negotiations
گفتگو
indisputable
بی گفتگو
colloquies
گفتگو
conversed
گفتگو
parlance
گفتگو
converse
گفتگو
conversing
گفتگو
negotiation
گفتگو ها
talks
گفتگو
talked
گفتگو
discussion
گفتگو
discussions
گفتگو
converses
گفتگو
to make overtures
گفتگو اغازکردن
dialogue
گفتگو صحبت
dialogues
گفتگو صحبت
monology
گفتگو باخود
negotiate
گفتگو کردن
negotiated
گفتگو کردن
intertalk
گفتگو کردن
conference
گفتگو مذاکره
conferences
گفتگو مذاکره
to talk
[to]
گفتگو کردن
[با]
negotiating
گفتگو کردن
speaks
گفتگو کردن
interlocutress
طرف گفتگو
negotiates
گفتگو کردن
discuss
گفتگو کردن
speak
گفتگو کردن
discussions
گفتگو منافره
debate
گفتگو کردن
debatable
قابل گفتگو
out of one's shell
<idiom>
گفتگو دوستانه
tractate
بحث گفتگو
discussion
گفتگو منافره
repeater
وسیلهای درارتباطات که سیگنال دریافتی را مجدداگ تولید میکند وسپس ارسال میکند.که برای گسترش محدوده شبکه به کارمی رود.این دستگاه درلایه فیزیکی مدل شبکه DSI کار میکند
beacon flight
پرواز با کمک برج مراقبت پرواز با استفاده از کمک برج
inflight phase
مرحله بازدید حین پرواز مرحله عملیات حین پرواز
soliloquize
باخود گفتگو کردن
upsetting conversation
گفتگو ناراحت کننده
to toughen one's tone
در گفتگو سخت شدن
negotiatory
مبنی بر معامله یا گفتگو
to have an i. with any one
باکسی دیدار و گفتگو کردن
mimed
تقلید نمایش بدون گفتگو
lambency
ملایمت در گفتگو روشنایی ملایم
shoptald
گفتگو درباره وضع کسب
palor
اطاق برای گفتگو خصوصی
miming
تقلید نمایش بدون گفتگو
chime in
<idiom>
ملحق شدن (آهنگ یا گفتگو)
mimes
تقلید نمایش بدون گفتگو
interlocutress
زنی که طرف گفتگو باشد
mime
تقلید نمایش بدون گفتگو
treater
مذاکره کننده طرف گفتگو
commune
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communed
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communing
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
communes
مزرعه اشتراکی صمیمانه گفتگو کردن
collogue
توط ئه چیدن محرمانه گفتگو کردن
to negotiate for something
گفتگو و معامله کردن برای چیزی
locutory
تالاریا اطاق گفتگو در خانقاه راهبان
to off negotiations
اعلان قطع گفتگو یا روابط کردن
soliloquies
گفتگو با خود نمایش یا مقاله یا سخنرانی یکنفری
to talk something over with somebody
با کسی در باره چیزی مفصل گفتگو کردن
soliloquy
گفتگو با خود نمایش یا مقاله یا سخنرانی یکنفری
to negotiate
[about; on; for]
something
[with somebody]
گفتگو و معامله کردن
[با کسی درباره چیزی]
triploidy
سه قسمتی
triplex
سه قسمتی
partite
قسمتی
portion
قسمتی
portions
قسمتی
triploid
سه قسمتی سه بخشی
spiriting
حمیت قسمتی
spirit
حمیت قسمتی
partial
بخشی قسمتی
another guess
قسمتی دیگر
legs
قسمتی از مسابقه
esprit
حمیت قسمتی
tripartition
سه قسمتی کردن
sectors
قسمتی ازجبهه
flattest
قسمتی از یک عمارت
leg
قسمتی از مسابقه
plank
قسمتی ازبرنامه
esprit de corps
روحیه قسمتی
esprit de corps
حمیت قسمتی
haxamerous
شش بخشی شش قسمتی
double cloister
راهرو دو قسمتی
pate
سر یا قسمتی از سرانسان
flat
قسمتی از یک عمارت
split second
قسمتی از ثانیه
spirit de corps
روحیه قسمتی
sector
قسمتی ازجبهه
spirit de corps
حمیت قسمتی
station time
زمان اماده شدن برای پرواز زمان بارگیری و اماده شدن هواپیما برای پرواز
page
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
paged
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
pages
چاپگری که یک صفحه از متن را در حافظه مرتب میکند و در یک مرحله چاپ میکند.
counselled
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counselling
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counseled
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counsel
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
counsels
در CL به bariester ها و در موقع گفتگو از موکلین ایشان یاsolicitor مربوط به انها گفته میشود
fault
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
faults
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
edit
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
edited
کلیدی که تابعی را آغاز میکند که استفاده از ویرایشگر را ساده تر میکند
faulted
برنامهای که وقوع خطا در سیستم را بررسی میکند و ذخیره میکند
critical error
خطایی که پردازش کامپیوتر را با شکل مواجه میکند یا متوقف میکند
scsi
بیت ارسال داده را پشتیبانی میکند و وسایل را کنترل میکند
controller
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
controllers
را کنترل میکند یا ارسال داده را در شبکه محلی بررسی میکند
destructive cursor
نشانه گری که متنی را که روی آن حرکت میکند پاک میکند
slaves
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slaved
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
slave
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
Intel
بیتی استفاده میکند و تا چند مگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
key
کلید خاص یا ترکیب کلیدها که فرآیندی را آغاز میکند یا برنامه ای را فعال میکند
Intel
بسیتی استفاده میکند تا چند گیگا بایت از RAM را آدرس دهی میکند
postbyte
بایت داده که کد اصلی ای را بیان میکند که ثابت مورد استفاده را معرفی میکند
slaving
بخشی از حافظه سریع که دادهای که CPU به سرعت دستیابی میکند را ذخیره میکند
million instructions per second
اندازه سرعت پردازنده که تعداد دستوراتی که در ثانیه اجرا میکند را مشخص میکند
helmeted
دارای قسمتی که مانندخودباشد
lobotomy
برش قسمتی از مغز
part
[ial]
payment of a fine
پرداخت قسمتی از جریمه
wing
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
winging
قسمتی از یک بخش یا ناحیه
lobotomies
برش قسمتی از مغز
neck of the woods
<idiom>
ناحیه یا قسمتی از کشور
rebates
پرداخت قسمتی از بدهی
rebate
پرداخت قسمتی از بدهی
fraction
کسر درصدی از قسمتی از
expansion joint
اتصال چند قسمتی
creasing
قسمتی از زمین کریکت
ram's horn
قسمتی ازاستحکامات خندق
march unit
قسمتی ازستون راهپیمایی
module
قسمتی از سفینه فضایی
modules
قسمتی از سفینه فضایی
creases
قسمتی از زمین کریکت
aliquot part charge
خرج چند قسمتی
creased
قسمتی از زمین کریکت
crease
قسمتی از زمین کریکت
section charge
خرج چند قسمتی
striking out pleading
حذف قسمتی از مدافعات
fractions
کسر درصدی از قسمتی از
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com