English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
English Persian
women's apartments قسمت زنانه
Search result with all words
puff دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
puffing دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
puffs دود ویا بخار قسمت پف کرده جامه زنانه غذای پف دار
Other Matches
peignoir قطیفه لباسی زنانه لباس خانگی زنانه
feminality طبیعت زنانه زیورهایاچیزهای بی بهای زنانه
feminize زنانه کردن زنانه شدن
modiste کلاه فروش زنانه کلاه دوز زنانه
butts ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butt ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
butted ضربه با سر به حریف سرشاخ انتهای چوب هاکی قسمت انتهایی چوب گلف قسمت انتهای راکت تنیس قسمت انتهای چوب بیلیارد تپه یا برامدگی پشت زمین هدف
quartersaw الوار رابچهار قسمت بریدن چوپ را بچهار قسمت اره کردن
ecphora پیش آمدگی [طرحی که یک قسمت روی قسمت دیگر قرار بگیرد.]
terne ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
terneplate ورق الیاژی مرکب از چهار قسمت سرب ویک قسمت قلع
shuttling حمل قسمت به قسمت یکانها ووسایل با استفاده از تعدادمعینی خودرو
plank قسمت مهم مرام سیاسی قسمت اصلی یک روش فکری
long bone که شامل یک قسمت استوانهای و دو قسمت برجسته در انتها میباشند
cross disbursing انتقال اعتباراز یک قسمت به قسمت دیگرتبدیل اعتبارات
base section رسد مبنا قسمت پایه قسمت تحتانی
sections قسمت قسمت کردن برش دادن
section قسمت قسمت کردن برش دادن
fanfold یک قسمت به یک جهت قسمت دیگر در جهت مخالف تا کاغذ به طور مناسب در چاپگر قرار گیرد
executing agency قسمت اجراکننده قسمت اجرایی
shuttle قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled حمل کردن قسمت به قسمت
shuttles قسمت قسمت حرکت کردن
shuttled قسمت قسمت حرکت کردن
shuttles حمل کردن قسمت به قسمت
shuttle حمل کردن قسمت به قسمت
public relations officer رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
public relations officers رئیس قسمت روابط عمومی رئیس قسمت امور مطبوعاتی
detachments یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
detachment یکان جزء یک قسمت یکان کوچک دسته یا قسمت جدا شده از یکان بزرگترقسمت قرارگاه
gynaecic زنانه
gynecic زنانه
womanly زنانه
unmanly زنانه
feminine زنانه
wifely زنانه
femininely زنانه
womanish زنانه
army nurse corps قسمت پرستاری ارتش قسمت پرستاری نیروی زمینی
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
sidesaddle زین زنانه
mantua maker خیاط زنانه
sidesaddle بازین زنانه
side saddle زین زنانه
mantles شنل زنانه
mantle شنل زنانه
tunc بلوز زنانه
headdress روسری زنانه
head-dresses روسری زنانه
side-saddle زین زنانه
shirtwaist بلوز زنانه
scanties شورت زنانه
smock روپوش زنانه
couturier خیاطخانه زنانه
womanliness صفات زنانه
handbags کیف زنانه
womanlike مثل زن زنانه
couturiers خیاطخانه زنانه
ladies' room مستراح زنانه
unisex زنانه - مردانه
handbag کیف زنانه
pillion زین زنانه
headdresses روسری زنانه
smocks روپوش زنانه
scanties تنکه زنانه
pelisse خرقه زنانه
hairdo ارایشگر زنانه
dress goods قماشهای زنانه
cosmetology ارایش زنانه
mantua maker زنانه دوز
feminization زنانه شدن
feminity حالت زنانه
feminineness حالت زنانه
petticoats زیرپوش زنانه
petticoat زیرپوش زنانه
cymar زیرپیراهنی زنانه
distaff side طرف زنانه
couturiere زنانه دوز
seamstresses خیاط زنانه
bandeau نوارکلاه زنانه
hairdos ارایشگر زنانه
dress making زنانه دوزی
hen parties مهمانی زنانه
camisole زیرپوش زنانه
hen party مهمانی زنانه
cestus کمربند زنانه
seamstress خیاط زنانه
dressmakers خیاط زنانه
dressmaker خیاط زنانه
couture خیاط زنانه
jumpers استین کوتاه زنانه
surcoat ژاکت زنانه قرن 61
jumper استین کوتاه زنانه
barrette نوعی سنجاق سر زنانه
pedal pushers شلوار کوتاه زنانه
simar ردا یاشنل زنانه
petticoats زیر پیراهنی زنانه
basque دامن کوتاه زنانه
corsets شکم بند زنانه
petticoat زیر پیراهنی زنانه
capeline نوعی کلاه زنانه
postillion نوعی کلاه زنانه
sunbonnet کلاه افتابی زنانه
to make a curtsy سلام زنانه کردن
chatelain کمربند زنجیری زنانه
postilion نوعی کلاه زنانه
smock روپوش زنانه دوختن
riding habits جامه سواری زنانه
mantilla یک جور روسری زنانه
manteau لباس روپوش زنانه
poplin پارچه زنانه پوپلین
kirtle جامه بلند زنانه
hen party مجلس رقص زنانه
gown جامه بلند زنانه
gowns جامه بلند زنانه
hen parties مجلس رقص زنانه
gynaecology علم امراض زنانه
gynaecologist متخصص امراض زنانه
powder room مستراح یا توالت زنانه
powder rooms مستراح یا توالت زنانه
riding habit جامه سواری زنانه
wifely دارای نگاه زنانه
mother hubbard لباس گشاد زنانه
juliet کفش راحتی زنانه
smocks روپوش زنانه دوختن
corset شکم بند زنانه
paletot بالاپوش گشادمردانه یا زنانه
eton crop موی کوتاه زنانه
robe جامه بلند زنانه
robes جامه بلند زنانه
old womanish or manly پیر زنانه ترسو
footstall رکاب زین زنانه
gynaecological وابسته بناخوشیهای زنانه
gynarcologist ویژه کاردرناخوشیهای زنانه
muliebrity وفایف زنانه زنانگی
gynecology دانش امراض زنانه
lingerie زیر پوش زنانه
bustier پیراهن کوتاه زنانه
corsage نیم تنه زنانه
corsages نیم تنه زنانه
habit لباس سواری زنانه
habits لباس سواری زنانه
female زنانه جانور ماده
victorine خز گردن بلند زنانه
throttle عبور قسمت به قسمت
shuttled راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttle بمباران قسمت به قسمت
shuttle راهپیمائی قسمت به قسمت
shuttled بمباران قسمت به قسمت
throttles عبور قسمت به قسمت
p.p.m قسمت در یک میلیون قسمت
throttled عبور قسمت به قسمت
throttling عبور قسمت به قسمت
shuttles بمباران قسمت به قسمت
to sell in lots قسمت قسمت فروختن
parts per million قسمت در میلیون قسمت
shuttles راهپیمائی قسمت به قسمت
coiffures مردی که سلمانی زنانه باشد
midi پیراهن زنانه با دامن متوسط
gynecologist متخصص علم ناخوشیهای زنانه
stocking جوراب زنانه ساقه بلند
mantelet نوعی شنل زنانه کوتاه
stockings جوراب زنانه ساقه بلند
voile پارچه نازک لباسی زنانه
coiffure مردی که سلمانی زنانه باشد
toque کلاه زنانه کوچک و بی لبه
to put up زنانه درست کردن جادادن
corsetiere فروشنده شکم بند زنانه
milliners زنی که کلاه زنانه میدوزد
maxi پیراهن زنانه دامن بلند
milliner زنی که کلاه زنانه میدوزد
capuchin جامه باشلق دار زنانه
feminize دارای خصوصیات زنانه شدن
picture hat کلاه زنانه لبه پهن
stomacher پیش دامنی قدیمی زنانه ومردانه
curvaceous دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
curvacious دارای انحناء وقوسهای فریف زنانه
dress improver لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
bonnets نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه
bonnet نوعی کلاه بی لبه زنانه ومردانه
peplos یکجور روسری زنانه دریونان باستان
pantie girdle کرست بند جوراب دار زنانه
paris doll مجسمه برای ازمایش جامه زنانه
prim buffa سردسته بازیگران یاخوانندگان زنانه در کمدی
chemise لباس خواب یا زیر پیراهن زنانه
improver لایی که درپشت دامن زنانه میگذارند
tricolette پارچه ابریشم مصنوعی لباس زنانه
collaret یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست می کنند
tiepin سنجاق مدال وزینت الات زنانه
collarette یقه زنانه که ازتوریاخزیاچیزهای دیگردرست میکنند
forward overlap پوشش در قسمت جلویی انطباق در قسمت جلویی
placket ژوپن یا زیر پوش زنانه چاک دامن
french heel پاشنه کفش زنانه بلند وخمیده بجلو
hen hussy مردیکه زیادبکارهای زنانه وخانگی دخالت میکند
gipsy bonnet کلاه زنانه که اطراف ان برگههای پهن دارد
to panel a dress جامه زنانه را با تیکهای ازرنگ دیگر اراستن
surah نوعی پارچه ابریشمی زنانه ابریشم مصنوعی
gold digger زنی که با افسونهای زنانه مردان را تیغ میزند
ruching یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
ruche یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com