English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 231 (39 milliseconds)
English Persian
to switch off قطع کردن اتصال
Search result with all words
link اتصال یا وصل کردن دو قطعه سخت افزار یا نرم افزار
lead هدایت کردن بست اتصال
leads هدایت کردن بست اتصال
connect اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
connects اتصال دادن متصل کردن مربوط کردن
pad ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
pads ناحیهای از مس مسطح روی یک تخته مدار چاپی که محل اتصال سیمهای تشکیل دهنده مدار بوده و به وسیله ان انتقال میان سیمی از یک طرف تخته مدار چاپی به طرف دیگر صورت می گیرد پر کردن فیلدی از داده بافضای خالی دفترچه یادداشت
joint بند بند کردن اتصال دادن بند
isolation مبدلی که برای جدا کردن قط عات از اتصال مستقیم با منبع تغذیه الکتریسیته اصلی به کار می رود
short اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shorter اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
shortest اتصال مدار اتصالی پیدا کردن
introduce بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduced بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introduces بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
introducing بدن خط رات امنیتی مربوطه برای عمومی کردن اطلاعات یا اتصال شرکت به یک شبکه عمومی
bond متصل کردن چسباندن اتصال
linkage مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
linkages مجموعه اتصال اتصال متصل کردن
disconnect قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnecting قطع کردن اتصال الکتریکی
disconnects قطع کردن اتصال الکتریکی
AUI connector اتصال D برای متصل کردن کابلهای انترنت به آداپتور شبکه
by pass بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
Cambridge ring استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد
conferencing اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن
fusion welding اتصال دولبه فلزی به یکدیگرکه با ذوب کردن مستقیم انهاصورت میگیرد و دو فلز درهم نفوذ میکنند
link encryption خودکار کردن سیستم رمز اتصال سیستم رمز به یک سیستم مخابراتی خودکار
to break contact اتصال راقطع کردن
Do the trains connect? [خط] قطارها به هم اتصال دارند؟ [برای عوض کردن قطار]
Other Matches
male connector ورودی با سوزنهای اتصال که وارد اتصال سادگی میشود تا اتصال الکتریکی برقرار میکند
plug compatible دستگاه جانبی که نیازمند هیچ گونه تغییر رابط برای اتصال مستقیم به سیستم کامپیوتری یک سازنده دیگر نمیباشدهمساز برای اتصال سازگاری برای اتصال
patches کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
layer لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
layers لایهای که اتصال / عدم اتصال را بین گیرنده و فرستنده ایجاد میکند
patch کابل کوچک با اتصال در هر انتها برای اجاد اتصال الکتریکی در تابلو
PPP پروتکل تامین کننده اتصال شبکه روی اتصال آسنکرون
connector وسیله فیزیکی با چندین اتصال فلزی که به وسایل اجازه اتصال به سادگی می دهند
fibres نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fiber نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
fibre نوعی اتصال که برای اتصال دو کابل فیبر نوری بهم به کار می رود
contacting یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacts یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contact یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
contacted یچ یا اتصال که حاوی یک سیر الکتریکی است وقتی که با اتصال دیگر ارتباط برقرار میکند
moorings سیمهای اتصال مسلح کننده مین سیم اتصال
DB connector اتصال به شکل D که معمولاگ به صورت دو ردیف سوزن است برای اتصال وسایل ارسال داده
drawbar بازوی اتصال سهم اهرم اتصال
swivel اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivelled اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
swivels اتصال گردنده اتصال لولایی چرخیدن
RJ connector نام عمومی برای اتصال هشت سوزنی که درشبکههای BuneT برای اتصال کابل UTP به کار می رود
leads قطب اتصال سیم اتصال
cascade connection اتصال کاسکاد اتصال پلهای
ramp سینه کش اتصال فراز اتصال
lead قطب اتصال سیم اتصال
slip road سینه کش اتصال فراز اتصال
terminals محل اتصال پیچ اتصال
ramps سینه کش اتصال فراز اتصال
terminal محل اتصال پیچ اتصال
T connector اتصال Coa xial به شکل حرف T که دو کابل باریک loaxial را با دو شاخههای BNC بهم وصل میکند و اتصال سومی برای کابل دیگر یا کارت واسط شبکه ایجاد میکند
interfaces 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
interface 1-تغییر وسیله با افزودن مدار یا اتصال به آن برای ساخت سیستم ارتباطی استاندارد. 2-اتصال دو یا چند وسیله ناسازگار با هم با مدار برای برقراری ارتباط
subscriber's line اتصال تلفنی هادی اتصال هادی مشترک
coupling اتصال
bounding اتصال
conjunctions اتصال
scarfs اتصال
lead wire خط اتصال
colligation اتصال
link اتصال
inosculation اتصال
conjuncture اتصال
coitus اتصال
junctions اتصال
bonding اتصال
fitting اتصال
suspensions اتصال
conjunction اتصال
concatenate اتصال
law of continvity اتصال
nexus اتصال
clutch dog فک اتصال
connection اتصال
lap joint اتصال لب به لب
bindings اتصال
binding اتصال
jump joint اتصال لب به لب
seam خط اتصال
network اتصال
networks اتصال
tie line خط اتصال
seams خط اتصال
hitched اتصال
hitches اتصال
hitching اتصال
butt joint اتصال لب به لب
butt joint riveting اتصال لب به لب
connexions اتصال
continuity اتصال
scarf اتصال
junction اتصال
cutter link اتصال
fusions اتصال
fusion اتصال
joint اتصال
tie down اتصال
juncture اتصال
hitch اتصال
connect node کد اتصال
attaches اتصال
abjoint بی اتصال
attaching اتصال
interconnection اتصال
abutment اتصال
contacting اتصال
symphysis اتصال
connection line خط اتصال
contact اتصال
attach اتصال
v joint اتصال "وی "
single u butt joint اتصال لب به لب "یو"
single u butt weld اتصال لب به لب "یو"
contacted اتصال
connector اتصال
incorporation اتصال
connectivity اتصال
unions اتصال
interconnetion اتصال
suspension اتصال
wiring اتصال
union اتصال
contacts اتصال
sealing joint اتصال اب بندی
corner joint اتصال فارسی
channel attached اتصال کانالی
short circuit اتصال کوتاه
crosspoint زوج اتصال
lap joint اتصال نیمانیم
short circuit اتصال برق
discontinuity عدم اتصال
contact series اتصال سری
slings تسمه اتصال
pin contact اتصال سنجاقی
lap joint اتصال رویهم
subscriber's cable کابل اتصال
operates اتصال دادن
internal connection اتصال داخلی
manifold روپوش اتصال
contact plug فیش اتصال
sling تسمه اتصال
data link اتصال داده
short circuit اتصال پیداکردن
timber assembling اتصال چوبی
slinging تسمه اتصال
chain field فیلد اتصال
contact pair زوج اتصال
dead earth اتصال زمین
slip joint اتصال ازاد
delta connection اتصال دلتا
connector وسیله اتصال
star connection اتصال ستاره
star connection اتصال ستارهای
socket coupler پریز اتصال
connector اتصال دهنده
cascade connection اتصال ابشاری
spigot and socket joint اتصال مفصلی
link عضو اتصال
lead wire سیم اتصال
collector contact اتصال کلکتور
capacity ground اتصال به فرفیت
sleeve joint اتصال با بوش
strapped joint اتصال تسمهای
ground اتصال به زمین
ground اتصال بدنه
junction نقطه اتصال
junction اتصال برخوردگاه
ground connection اتصال زمین
ground اتصال منفی
pendant طناب اتصال
pendants طناب اتصال
rabbet joint اتصال دو راهه
connexion ارتباط اتصال
connector symbol علامت اتصال
junctions نقطه اتصال
discontinuities عدم اتصال
to connect to frame اتصال به بدنه
junctions اتصال برخوردگاه
ground اتصال زمین
delta connection اتصال مثلث
junction box جعبه اتصال
ramps سربالایی اتصال
tapping اتصال وسط
commissure محل اتصال
series connection اتصال سری
interconnected star اتصال زیگزاگی
commissure سطح اتصال
thoroughfoot اتصال چشمی
series connection اتصال زنجیری
three phase bridge connection اتصال پل سه فازه
coupling capacitor خازن اتصال
joint pin خار اتصال
three phase connection اتصال سه فازه
coupling coefficient ضریب اتصال
series connection اتصال دنبالهای
coupling element عنصر اتصال
equalizer اتصال برابرساز
equalizers اتصال برابرساز
tapped اتصال وسط
coupler link عضو اتصال
telephone connection اتصال تلفنی
tack coat اندود اتصال
ramp سربالایی اتصال
jack box جعبه اتصال
tache نوار اتصال
join clip گیره اتصال
joining point نقطه اتصال
joint length طول اتصال
tach نوار اتصال
tandem connection اتصال ابشاری
tandom connection اتصال دنبال هم
connect time زمان اتصال
tandom connection اتصال ابشاری
conference circuit اتصال پیشنهادی
connected load توان اتصال
coupler link لینک اتصال
taylor connection اتصال تیلور
telephone area ناحیه اتصال
coupling factor ضریب اتصال
connecting branch اتصال یا پیوستگی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com