English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (7 milliseconds)
English Persian
styli قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stylus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
styluses قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
stilus قلم فولادی حکاکی وگراورسازی
Other Matches
carving حکاکی
in intaglio با حکاکی
stylography حکاکی
gravure حکاکی
engravings حکاکی
engraving حکاکی
glyptics حکاکی
graving tool قلم حکاکی
burin قلم حکاکی
glyptic مربوط به حکاکی
cutting chisel قلم حکاکی
scribes حکاکی کردن
scribe حکاکی کردن
intagliated حکاکی شده منقوش
lithographs حکاکی روی سنگ
lithograph حکاکی روی سنگ
lithography حکاکی بر روی سنگ
toreutics فن حکاکی وقلم زنی
inscribing حکاکی کردن نشاندن
woodcut حکاکی روی چوب
inscribes حکاکی کردن نشاندن
inscribe حکاکی کردن نشاندن
inscribed حکاکی کردن نشاندن
steel dam سد فولادی
corn-cob حکاکی روی ظرف چوبی
lithographs حکاکی روی سنگ حجاری
die sinking and engraving machine دستگاه فرز حدیده و حکاکی
carving knife چاقوی حکاکی یا گوشت بری
stylograph قلم حکاکی وگراور سازی
carving knives چاقوی حکاکی یا گوشت بری
lithograph حکاکی روی سنگ حجاری
steeliness خاصیت فولادی
steel wire rope طناب فولادی
steel wire سیم فولادی
flexible steel wire rope طناب فولادی خم شو
steel square گونیای فولادی
steel sheet piling سپرکوبی فولادی
steel pipe لوله فولادی
steel jacket پوشش فولادی
steel industries صنایع فولادی
steel framed structured ساختمان فولادی
steel facing membrane پرده فولادی
steel sheet ورق فولادی
steel construction ساختمان فولادی
steel chimmey دودکش فولادی
steel cap کلاه فولادی
steelblue <adj.> <noun> آبی فولادی
steel framed structured سازه فولادی
cogged ingot شمش فولادی
cogged ingot شمشه فولادی
steel bands نوار فولادی
steel band نوار فولادی
gratings شبکه فولادی
armature میله فولادی
grating شبکه فولادی
woodcut گراوور چوبی حکاکی بر لوحه چوبین
pile planking دیوار سپر فولادی
extra special flexible wire rope طناب فولادی ویژه
reinforced concrete carcase اسکلت بتن فولادی
reinforced concrete construction ساختمان بتن فولادی
reinforced concrete pipe لوله بتن فولادی
steel blue رنگ ابی فولادی
gusset صفحه فولادی اتصال
rolled steel joist تیرچه فولادی نوردشده
tubular steel scaffold داربست لولهای فولادی
building steel lathing بافت ساختمان فولادی
flexible mild steel wire rope طناب فولادی نرم
gussets صفحه فولادی اتصال
high carbon steel فولادی با میزان کربن 5/0%تا 50/1%
lion [حکاکی سر شیر در معماری کلاسیک بخصوص در کتیبه ها]
scrimshaw اشیاء منبت کاری یا حکاکی شده زینتی
photoglyph صفخهای که دراثر روشنایی حکاکی شده باشد
stand بستهای فولادی کورهای بلند
high quality sheet steel ورق فولادی با کیفیت خوب
steel casting پروفیل فولادی ریخته گری
intaglio تصویر حکاکی شده روی سنگ یا مواد سخت
capel سرپوش فلزی انتهای کابلهای فولادی
sheet pile سپر فولادی برای ساختمانهای ابی
concrete steel سلاح یا میله فولادی بتن ارماتور
beryllium فلز بریلیوم بعلامت Beبرنگ خاکستری فولادی
hawser طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
rolling نیمرخهای فولادی را با عمل نورد تهیه میکنند
tempered steel فولادی که درگرما عمل اورده شده باشد
billet دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billeted دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billeting دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
billets دال فولادی جهت اتقال نیروبه شبکه یا کف پی
hawsers طناب فولادی مخصوص نگاهداشتن کشتی در حوضچه
jigs اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
knuckle sprue استخوانهای ریخته گری-فولادی که در داخل کانالهاباقی می ماند
jig اسباب فولادی که با هدایت ان مته و سوهان را به کار می برند
reed valve شیری متشکل از ورقه فولادی نازکی که جریان یکطرفه سیال را سبب میشود
carburizing گرم کردن قطعات فولادی ماشین شده در اتمسفر قوی از گازهای هیدروکربن
bed plate پایه یا شاسی فولادی پیش ساخته که به عنوان فونداسیون به کار برده میشود
internal wrenching bolt پیچ فولادی بسیار مقاومی که سر ان دارای فرورفتگی شش گوشی برای جا گرفتن اچارالن میباشد
cyaniding سخت گردانی سطح قطعات فولادی با غوطه ورسازی انهادر حمام نمکهای سیانید
baseplate پایه فولادی پیش ساخته چدنی که به عنوان فونداسیون برای یک موتور به کار می رود
rollpin پینی متشکل از طومارهای فنرهای پیچیده فولادی که به عنوان محور لولا بکار میرود
microchips مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
microchip مداری ه تمام قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک قطعه نیمه هادی قرار دارند با روشهای حکاکی و فرآیندهای شیمیایی
integrated circuit مداری که همه قط عات فعال و غیرفعال آن روی یک نیمه هادی کوچک قرار دارند به وسیله روشهای حکاکی و شیمیایی
inscribes حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribing حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
lithoglyptics کنده کاری روی گوهر حکاکی روی جواهر
inscribed حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
inscribe حجاری کردن روی سطوح و ستونها حکاکی کردن
glyptography شناسائی نقشهای جواهر حکاکی در روی جواهر
engraves کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engraved کنده کاری کردن در حکاکی کردن
engrave کنده کاری کردن در حکاکی کردن
bar automatic میله فولادی که به موازات ریل راه اهن کشیده میشودو وقتی که چرخ قطاری روی ان قرار می گیرد نقاط توقف و موقعیت را مشخص می نماید
structrual engineering industry صنعت ساختمان فولادی صنعت سوله
insculp حکاکی کردن گراور کردن
printed circuit ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
printed circuit board ماده سطح که شیارهای هادی از جنس آهن دارد به صورت چاپ شده یا حکاکی روی سطح آن که وقتی قط عات روی آن نصب می شوند مدار را کامل میکند
rom دیسک پلاستیکی کوچک که به عنوان قطعه ROM با فرفیت بالا استفاده میشود. داده به صورت دودویی ذخیره میشود به صورت سوراخهای حکاکی شده روی سطح آن که سپس توسط لیزر خوانده می شوند
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com